تبلیغات
انتظار....
 

 
شاید این جمعه بیاید شاید ....

ببوسم خاك پاك جمكران را

تجلی خانه پیغمبران را

مرا از غم به مشهد را دور است

اگر چه خواهرت سنگ صبور است

فدای عصمت معصومه گردم

كه ایوانش سراپا غرق نور است

مرغ دلم راهی قم میشو

در حرم امن تو گم میشود

عمه سادات سلام العل

روح عبادات سلام العلیك

كوثر نوری به كویر قم

آب حیات دل این مردمی

عمه سادات بگو كیستی

فاطمه یا زینب ثانیستی

از سفر كربلا آمدی

یا كه به دنبال رضا آمدی

من چه كنم شعله داغ تورا

درد وغم شاه چراغ تورا

كاش شبی مست حضورم كنی

باخبر از وقت ظهورم كنی

كاش جاروكشی صحن نصیبم میشد

دل من خادم مولای قریبم میشد

میدونی میخوام چیكار كنم

میدونی میخوام كجا برم

میخوام برای كفترا

یه خورده گندم ببرم

اونجا كه گنبدش طلاست

با کفتراش پر بزنم

دوسش دارم امامه

در خونشو در بزنم

بعضی شبا توخونمون

بابام به مادرم میگه

میخوام برم امام رضا

به خدا دلم تنگه دیگه

بابام میگه امام رضا

مریضا رو شفا میده

دوای درد مردمو

از طرف خدا میده

میخوام برم به مشهدو

یه هفته اونجا بمونم

توحرم امام رضا

نماز حاجت بخونم

بهش بگم امام رضا

مریضا رو شفا بده

دوای درد مردمو

از طرف خدا بده

شاد روان محمد رضا اغاسی



::
نویسنده : کریم گشتی
تاریخ : پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392
بابا جونم

 


سلام بابای خوبم...

خوبی؟؟؟

بابا جونم چند روزه دلم یجوریه...یجوره غریب...دلم برات تنگ شده....بابا خیلی دلم میخاست امروز میومدم سر مزارت...یکم باهات حرف میزدم... میبینی بابا بازم روز پدر رسید و من از وجود ت بی بهره ام . ماهها و فصلها دارن میگذرن اما ته قلب من درست از روز رفتنت یخ زده و با هیچ بهار و تابستونی گرم نمیشه مگر دیداره دوباره....

 

روحت شاد بهترین بابای دنیا  روزت مبارک



::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : شنبه 28 فروردین 1395
پدر

روز پدر 1395



روز پدر,روز پدر 1395,تاریخ روز پدر

روز پدر 1395

تقدیم به تمام پدران مهربونی که در برابر
-تقاضاهای جورواجور فرزندانشان
-ندارم به لبخند حزینشان طعنه زد
-نمی توانم در نگاه غمگینشان خیمه زد
-اما، نمیتوانم هرگز بر لبشان نقش نبست ...

پدر جان ، با یك دنیا شور و اشتیاق وضوی عشق می گیرم و پیشانی بر خاك می گذارم و خداوند را شكر می كنم كه فرزند انسان بزرگ و وارسته ای چون شما هستم. پدر جان عاشقانه دوستت دارم و بر دستانت بوسه میزنم.

 

*****************

تاریخ روز پدر 1395

- روز  پنجشنبه 2 اردیبهشت (13 رجب ) مصادف با ولادت امام علی علیه السلام و روز پدر


روز پدر روزی است برای بزرگداشت پدرها. در بسیاری کشورها روز پدر، سومین یکشنبهٔ ماه ژوئن در نظر گرفته شده‌است. در ایران پیش از انقلاب، روز 24 اسفند زادروز رضا شاه بر پایهٔ گاهشمار ایرانی روز پدر نامیده می‌شد اما پس از انقلاب اسلامی این روز به زادروز حضرت علی بن ابی‌طالب (ع) تغییر یافت.

 

روز پدر,روز پدر 1395,تاریخ روز پدر

 

به مناسبت ولادت حضرت علی (ع)

علی ،گره گشاترین مرد عالم

-آفتاب، روز را از لبخند دیوار کعبه آغاز می کند و ماه، از پیشانی تو نورانی می شود.
-زمان، از حرکت می ایستد، تا تاریخ، از اولین نفس های تو آغاز شود.
-هوا، با نفس های تو جریان می گیرد. آسمان، از همیشه به زمین نزدیک تر می شود. جاهلیت حجاز را موریانه ها، آرام آرام می جوند تا تاریخ، به روزهای آفتابی با تو برسد. ضلالت در پیش پای تو تمام و زندگی روشن، با اولین پلک زدن تو آغاز می شود.


- زمین، نفس کشیدن را از تو آغاز می کند. عشق، با تو قدم به خاک می گذارد تا عدالت را با تمام وجود معنا کند.مناره ها، به یمن آمدنت، یکی یکی از خاک سر بلند خواهند کرد تا سال های سال بعد از تو، منادی نامت شوند.


- با آمدنت، پرنده ها آسمان را می بینند و ماه، شب های طولانی، بیدار می ماند، تا برای خواب های کودکی ات، عاشقانه لالایی بخواند. با اعجاز می آیی تا پیام آور روزهای روشن باشی.


- نیامده، به مهمانی خداوند می روی؛ در خانه خدا به دیدار زمین می آیی. تو از تمام پدرانی که می شناسم، مهربان تری؛ این را خشت خشت خانه ات قسم خواهند خورد.


- من به تنهایی تو ایمان دارم. تویی که مۆمن ترین بنده خداوندی. لبخندهایت را به ستاره ها سپرده ای تا شب هایمان را چراغانی کنند. این ستاره های همیشه درخشان و ماه را از پیشانی ات سیراب بوسه کرده ای تا دلگرم، در شب های تارمان بتابد. ما با نام تو، برخاستن را آموختیم و با نام تو بزرگ شدیم. با نام تو، تمام گره های افتاده در زندگی مان را باز کردیم. تو آمدی تا خورشید را مهمان کوچه های شب زده بشریت کنی.


-تو آمدی تا راه های جهان به دوزخ ختم نشوند.
- از تو می گویم که شانه های جوان مردی ات، تسکین دهنده دردهای دردمندان بود؛ از تو که خرابه های محزون کوفه، طنین گام هایت را خوب می شناختند؛ همان گونه که نخل های شهر، صدای گریه هایت را

- تو آمدی تا بار امانت صدوبیست وچهار هزار پیامبر را غریبانه، در کوچه های دلتنگ کوفه به دوش بکشی و ما را به سرمنزل نجات برسانی.تو آمدی که بزرگ ترین گره گشا باشی. تو آن بزرگی که نامش، ذکر روزهای زلال کودکی مان است.

 

علی ،اقیانوس عدل
- آمدی و کعبه، لحظه های رسیدنت را در آغوش معطرش تجربه کرد. آمدی و آفتاب در تلألو چشمانت قد کشید.
- تو نخستین بشارت خداوندی پس از پیامبر؛ ادامه دهنده جاده ای که او در طول سال هایی پر مشقت، به سمت یگانه پرستی گشوده بود.زمزمه های تنهایی ات را نخلستان های کوفه به شهادت می آیند.اجاق همیشه روشن عدالتت، تا جهان باقی است، دل های آزاده بشریت را گرم خواهد کرد.


- نگاهت، تصویر مردانگی و راستی است و کلامت زندگی.
- قدم هایت، چشمان خاک را روشن می کند.
- من به تنهایی تو ایمان دارم. تویی که مۆمن ترین بنده خداوندی.لبخندهایت را به ستاره ها سپرده ای تا شب هایمان را چراغانی کنند. این ستاره های همیشه درخشان و ماه را از پیشانی ات سیراب بوسه کرده ای تا دلگرم، در شب های تارمان بتابد. ما با نام تو، برخاستن را آموختیم و با نام تو بزرگ شدیم.


- غدیر، دریایی است خروشان که از قطره قطره اش، اقیانوسی از عدل و مهربانی زاده می شود.
- نهج البلاغه ات را که می گشایم، بارانی از معرفت، سر و روی جانم را شست وشو می دهد.کمر راست می کنم و غبار هر چه جهل را از خاطرم می زدایم. رها می شوم از میله های سرد زمستان و بهار تار و پودم را در خویش می گیرد. ای عدالت گستر جاویدان !
- از تو می گویم که شانه های جوان مردی ات، تسکین دهنده دردهای دردمندان بود؛ از تو که خرابه های محزون کوفه، طنین گام هایت را خوب می شناختند؛ همان گونه که نخل های شهر، صدای گریه هایت را.

 - از تو می گویم ای نخستین ایمان آورنده! «لیلة المبیت»، آوازه شجاعتت را از خاطر نخواهد برد و تاریخ عرب، روایت پهلوانی ات را. آمدی و ندای مهرورزی ات، جهان خاموشمان را به تغزل فرا خواند.

 



::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : شنبه 28 فروردین 1395
فضیلت و اعمال ماه رجب

فضیلت و اعمال ماه مبارك رجب



 اعمال ماه مبارک رجب

 

ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روایات بسیاری وارد شده است. از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با كافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ می‌گردد و غضب الهى از او دور می گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.


از حضرت موسى بن جعفر(علیهماالسلام) روایت شده است كه: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می گردد.


و همچنین فرمود كه: رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر است. هر كس یك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد.


از امام صادق(علیه السلام) روایت است كه حضرت رسول اکرم( صلى الله علیه و آله) فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مى‏گویند زیرا كه رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مى‏شود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».


ابن بابویه از سالم روایت كرده است كه گفت: در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن مانده بود، خدمت امام صادق(علیه السلام)رسیدم. وقتی نظر مبارك آن حضرت بر من افتاد فرمود كه آیا در این ماه روزه گرفته‏اى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آن را به غیر از خدا كسى نمى‏داند به درستى كه این ماهى است كه خدا آن را بر ماه‌هاى دیگر فضیلت داده و حرمت آن را عظیم نموده و گرامی داشتن روزه دار را در این ماه بر خود واجب گردانیده است.


پس گفتم یابن رسول الله اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بعضى از ثواب روزه‏داران آن نائل مى‏گردم؟ فرمود: اى سالم هر كس یك روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر كس دو روز از آخر این ماه را روزه بگیرد از صراط به آسانى بگذرد و هر كس سه روز از آخر این ماه را روزه بگیرد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدت‌ها و هول‌هاى آن روز و برات بیزارى از آتش جهنم به او عطا كنند. و بدان كه براى روزه ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده است و روایت شده كه اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ .


اعمال مشترك ماه مبارک رجب

اینها اعمالی است كه انجام دادن آنها متعلق به همه ماه است و اختصاصى به روز معینی ندارد و آن چند مورد است :


1- در تمام ایام ماه رجب دعای ذیل را که روایت شده امام زین العابدین(علیه السلام) در حجر در غره خواندند، خوانده شود:
"یَا مَنْ یَمْلِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ وَ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِیدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِیدُكَ الصَّادِقَةُ وَ أَیَادِیكَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُكَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِیرٌ ."


2- دعایی را كه از امام صادق(علیه السلام) روایت شده، خوانده شود:
«خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِكَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَكَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِكَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ وَ خَیْرُكَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِینَ وَ فَضْلُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ وَ نَیْلُكَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِینَ وَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ وَ سَبِیلُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِینَ وَ ارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِینَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِینَ الْمُبْعَدِینَ وَ اغْفِرْ لِى یَوْمَ الدِّینِ .»


3- از امام صادق (علیه السلام) روایت شده كه در ماه رجب این خوانده شود:
«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِینَ لَكَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِینَ مِنْكَ وَ یَقِینَ الْعَابِدِینَ لَكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِىُّ الْعَظِیمُ وَ أَنَا عَبْدُكَ الْبَائِسُ الْفَقِیرُ أَنْتَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِیلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاكَ عَلَى فَقْرِى وَ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِى وَ بِقُوَّتِكَ عَلَى ضَعْفِى یَا قَوِىُّ یَا عَزِیزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ وَ اكْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.»


قابل توجه است که ادعیه دیگری نیز برای این ماه عزیز ذکر شده است که می‌توانید به مفاتیح الجنان مبحث اعمال ماه رجب رجوع نمایید .


4- از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: هر كس در ماه رجب صد مرتبه بگوید:

«أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِیكَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و آن را به صدقه ختم فرماید حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و كسى كه چهار صد مرتبه بگوید بنویسد براى او اجر صد شهید عطا فرماید.

 
5- از نبی مکرم اسلام روایت است: كسى كه در ماه رجب هزار مرتبه "لا إِلَهَ إِلا اللهُ" بگوید خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرماید .


6- روایت است كسى كه در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نیز هفتاد مرتبه بگوید:

"أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ" و پس از اتمام ذکر، دست‌ها را بلند كند و بگوید: "اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ تُبْ عَلَىَّ" اگر در ماه رجب بمیرد خدا از او راضى باشد و به بركت ماه رجب، آتش او را مس نكند .

 

اعمال ماه مبارک رجب

 
7- در کل این ماه هزار مرتبه ذکر:

أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ مِنْ جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ " گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بیامرزد .


8- سید بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فضیلت بسیاری براى خواندن سوره قل هو الله أحد نقل کرده است که ده هزار مرتبه یا هزار مرتبه یا صد مرتبه در این ماه تلاوت شود. و نیز روایت كرده كه هر كس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قیامت نورى شود كه او را به بهشت بكشاند.


9- سید بن طاووس از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت كرده كه: هر كس در روز جمعه ماه رجب، مابین نماز ظهر و عصر، چهار ركعت نماز بگزارد و در هر ركعت حمد یك مرتبه و آیة الكرسى هفت مرتبه و قل هو الله أحد پنج مرتبه بخواند، و سپس ده مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» حق تعالى براى او از روزى كه این نماز را گزارده تا روزى كه بمیرد هر روز هزار حسنه به او عطا فرماید، و او را به هر آیه‌ای كه خوانده شهرى در بهشت از یاقوت سرخ و به هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفید دهد و تزویج فرماید او را حورالعین و از او راضى شود .


10- سه روز از این ماه را كه پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه گرفته شود. زیرا كه روایت شده هر كس در یكى از ماه‌هاى حرام، این سه روز را روزه بدارد حق تعالى براى او ثواب نهصد سال عبادت بنویسد.


11- از حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده است كه: هر كس در یك شب از شب‌هاى ماه رجب ده ركعت نماز به این نحو که در هر ركعت حمد و قل یا ایها الكافرون یك مرتبه و توحید سه مرتبه بخواند، خداوند گناهان او را می‌آمرزد.

 

اعمال شب و روز اول ماه رجب
شب اول
این شب، شب شریفى است و در آن چند عمل وارد شده است .


1- وقتی هلال ماه دیده شد فرد بگوید:
اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ رَبِّى وَ رَبُّكَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.
و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است كه چون هلال رجب را مى‏دید مى‏گفت: اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِى رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَى الصِّیَامِ وَ الْقِیَامِ وَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَلا تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ.

 
2- غسل.
حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فرموده‌اند: هر كس ماه رجب را درك كند و اول و وسط و آخر آن ماه را غسل نماید، از گناهان خود پاک می‌شود مانند روزى كه از مادر متولد شده است.


3- زیارت امام حسین علیه السلام .

4- بعد از نماز مغرب بیست ركعت، یعنی 10 تا دو رکعتی نماز گزارده شود. تا خود، اهل، مال و اولادش محفوظ بماند و از عذاب قبر در پناه باشد.


5- بعد از نماز عشاء دو ركعت نماز گزارده شود بدین نحو:
در ركعت اول حمد و ألم نشرح یك مرتبه و توحید سه مرتبه و در ركعت دوم حمد و ألم نشرح و توحید و معوذتین خوانده شود و پس از سلام، سى مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللهُ بگوید و سى مرتبه صلوات بفرستد تا حق تعالى گناهان او را بیامرزد مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

روز اول رجب
این روز، روز شریفى است و برای آن چند عمل ذکر شده است:


1- روزه .
روایت شده كه حضرت نوح (علیه السلام) در این روز به كشتى سوار شد و به كسانى كه همراه او بودند امر فرمود روزه بگیرند که هر كس این روز را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال از او دور شود .


2- غسل .


3- زیارت امام حسین علیه السلام.

از امام جعفر صادق(علیه السلام) روایت شده است که: هر كس امام حسین (علیه السلام) را در روز اول رجب زیارت کند، خداوند او را بیامرزد. البته قابل ذکر است که زیارت از راه دور هم مورد قبول است ان شاء الله

::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : شنبه 28 فروردین 1395
برکت و اعمال ماه ربیع الاول

برکات و اعمال ماه ربیع الاول

ماه "ربیع الاول" همانگونه كه از اسم آن پیداست بهار ماه ها مى باشد؛ به جهت اینكه آثار رحمت خداوند در آن هویداست . در این ماه ذخایر بركات خداوند و نورهاى زیبایى او بر زمین فرود آمده است . زیرا میلاد رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است و مى توان ادعا كرد از اول آفرینش ‍ زمین رحمتى مانند آن به خود ندیده است .


ماه محرم و صفر را پشت سر گذاشتیم با اندوه و اشک و ناله ،اشک ریختیم و دل تازه کردیم و با یاد عظمت آقا ابا عبدالله الحسین بزرگ شدیم، از خزان عفلت به برکت اشک های محرم و صفر به بهار رسیدیم و اکنون وقت آن است که در این بهار به یمن رویش دوباریمان سجده شکر به جای آوریم و این بهار را قدر بدانیم و بندگی کنیم.


ماه "ربیع الاول" همانگونه كه از اسم آن پیداست بهار ماه ها مى باشد؛ به جهت اینكه آثار رحمت خداوند در آن هویداست . در این ماه ذخایر بركات خداوند و نورهاى زیبایى او بر زمین فرود آمده است . زیرا میلاد رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است و مى توان ادعا كرد از اول آفرینش ‍ زمین رحمتى مانند آن به خود ندیده است . چرا كه او داناترین مخلوقات خداوند و برترین آنها و سرورشان و نزدیكترین آنها به خداوند و فرمانبردارترین آنها از او و محبوبترینشان نزد او مى باشد، این روز نیز برتر از سایر روزهاست . و گویا روزى است كه كاملترین هدیه ها، بزرگترین بخشش ها، شاملترین رحمتها، برترین بركتها، زیباترین نورها و مخفى ترین اسرار در آن پى ریزى شده است .


پس بر انسان مسلمان كه برترى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) را قبول داشته و مراقب رفتار با مولایش مى باشد واجب است در این ماه به شکرانه ارازنی شدن آن نعمت بزرگ به عبادتی از سر شور و اشتیاق بپردازد،گرچه عبادات شبانه روزی عالمیان هرگز در خور چنین نعمتی نخواهد بود اما "آنچه سعی است ما در طلبش بنماییم".


 مهمترین اعمال این ماه
شب اوّل:
این شب به نام «لیلة المبیت» مزیّن است، در این شب یک حادثه مهمّ تاریخى واقع شد و آن این که در سال سیزدهم بعثت، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از مکّه به قصد هجرت به سوى مدینه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گردید و امیر مۆمنان على(علیه السلام) براى اغفال دشمنان، فداکارانه در بستر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) خوابید
آیه شریفه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبادِ ؛ بعضى از مردمِ (با ایمان و فداکار) جان خود را در برابر خشنودى خدا مى فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است»(1) در حقّ آن حضرت نازل شد.(2)
سال هجرت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مبدأ تاریخ مسلمانان است و تحوّلى عظیم در جهان اسلام روى داد.
1- روزه گرفتن به شكرانه سلامتی پیامبر اعظم و امیرمۆمنان از گزند كفار و مشركان در اول ربیع‏الاول.
2- خواندن زیارت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) در این روز.


روز هشتم:
در روز هشتم ربیع الأوّل، سال 206، شهادت امام حسن عسکرى(علیه السلام) طبق روایتى واقع شده است و از همان روز، امامت حضرت صاحب الزّمان، حجّة بن الحسن ـ عجّل الله تعالى فرجه الشریف ـ آغاز گردید.(3)
در این روز شایسته است زیارت امام حسن عسکری علیه السلام خوانده شود.


روز دهم :
روز ازدواج رسول خدا(صلى الله علیه وآله) با حضرت خدیجه کبرى(علیها السلام) است در حالى که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) 25 ساله بود و حضرت خدیجه(علیها السلام)40 ساله. به همین مناسبت روزه این روز به عنوان شکرگزارى مستحب شمرده شده است.(4)


روز دوازدهم:
این روز مطابق نظر مرحوم شیخ کلینى و مسعودى و همچنین مشهور میان اهل سنّت، روز ولادت با سعادت نبىّ مکرّم اسلام(صلى الله علیه وآله)است.(5)
همچنین در این روز، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بعد از 12 روز که مسیر راه میان مکّه و مدینه را پیمود وارد مدینه گردید.(6) و نیز روز انقراض دولت بنى مروان در سال 132 است.(7)
اعمال مستحب در این روز به شكرانه انقراض دولت اموی دو مورد است:
1- روزه گرفتن.
2- دو ركعت نماز مستحبی كه در ركعت اول بعد از حمد، سه بار سوره كافرون و در ركعت دوم بعد از حمد سه بار سوره توحید خوانده می‏شود.


روز چهاردهم:
در سال 64 در چنین روزى، یزید بن معاویه به هلاکت رسید.(8)
وى پس از سه سال و نُه ماه خلافت که همراه با جنایات عظیمى بود - که مهمترین آن واقعه کربلا و شهادت ابى عبداللّه الحسین(علیه السلام) و یارانش مى باشد - در سنّ سى و هفت سالگى در منطقه «حوران» زندگى ننگینش به پایان رسید جنازه اش را در دمشق دفن کردند ولى اکنون اثرى از او نیست.(9)


شب هفدهم:
طبق روایات مشهور شیعه، شب ولادت حضرت خاتم الانبیا، رسول معظّم اسلام(صلى الله علیه وآله) است و شب بسیار مبارکى است.(10)
1) غسل به نیّت روز هفدهم ربیع الاوّل.(فلاح السائل، صفحه 61 )
2) روزه: كه براى آن فضیلت بسیار نقل شده است، از جمله در روایاتى از ائمّه معصومین(علیهم السلام)آمده است: كسى كه روز هفده ربیع را روزه بدارد، خداوند براى او ثواب روزه یكسال را مقرّر مى فرماید.(اقبال، صفحه 603 )
3) دادن صدقه، احسان نمودن و خوشحال كردن مۆمنان و به زیارت مشاهد مشرّفه رفتن.(همان مدرک )
4) زیارت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از دور و نزدیک در روایتى از آن حضرت آمده است: هر كس بعد از وفات من، قبرم را زیارت كند مانند كسى است كه به هنگام حیاتم به سوى من هجرت كرده باشد، اگر نمى توانید مرا از نزدیك زیارت كنید، از همان راه دور به سوى من سلام بفرستید (كه به من مى رسد).(همان ص 604)
5) زیارت امیر مۆمنان، على(علیه السلام) نیز در این روز مستحب است با همان زیارتى كه امام صادق(علیه السلام) در چنین روزى كنار ضریح شریف آن حضرت(علیه السلام) وى را زیارت كرد.(همان مدرک، صفحه 608 ) (این زیارت در بخش زیارات، مفاتیح آمده است).
6) تكریم، تعظیم و بزرگداشت این روز بسیار بجاست، مرحوم «سیّد بن طاووس»، در اقبال، در تكریم و تعظیم این روز به خاطر ولادت شخص اوّل عالم امكان و سرور همه ممكنات حضرت نبىّ اكرم(صلى الله علیه وآله) سفارش بسیار كرده است.()
بنابراین، سزاوار است مسلمین با برپایى جشن ها و تشكیل جلسات، هرچه بیشتر با شخصیّت نبىّ مكرّم اسلام(صلى الله علیه وآله)، سیره و تاریخ زندگى او آشنا شوند و از آن، براى ساختن جامعه اى اسلامى و محمّدى بهره كامل گیرند.
همچنین یکسال قبل از هجرت رسول خدا(صلى الله علیه وآله)، در چنین شبى معراج آن حضرت صورت گرفت.(11)


روز هفدهم:
همان گونه که گفتیم مشهور میان علماى امامیّه آن است که روز هفدهم ربیع الأوّل، روز ولادت با سعادت رسول خدا حضرت محمّد بن عبداللّه(صلى الله علیه وآله) است و معروف آن است که ولادتش در مکّه معظّمه، واقع شده است، و زمان ولادتش هنگام طلوع فجر، روز جمعه، سنه عام الفیل بوده است.(12) (عام الفیل سالى است که ابرهه با لشکرش که بر فیل سوار بودند به قصد تخریب کعبه آمد، ولى همگى نابود شدند).
همچنین در چنین روزى در سال 83 هجرى قمرى، ولادت امام صادق(علیه السلام) واقع شده است و از این جهت نیز بر اهمّیّت این روز افزوده شده است.(13)
ماه ربیع الأوّل گرچه آغاز آن آمیخته با خاطره غم انگیز و اندوهبار شهادت امام حسن عسکرى(علیه السلام)است، ولى از آن جا که میلاد مبارک حضرت ختمى مرتبت رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) مطابق روایت معروف، در هفدهم این ماه و طبق روایت غیرمعروف، در دوازدهم آن واقع شده و میلاد حضرت صادق(علیه السلام) نیز در هفدهم این ماه است، ماه شادى و جشن و سرور است.
از آن جا که هجرت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) که سرچشمه دگرگونىِ عمیق در جهانِ اسلام و عزّت و شوکت مسلمین شد، و همچنین داستان «لیلة المبیت» در این ماه واقع گردیده، و آغاز امامت پربرکت حضرت بقیة اللّه (ارواحنا فداه) همزمان با شهادتِ پدر بزرگوارش نیز مى باشد  در مجموع از ماههاى بسیار پربرکت و پرخاطره است، که سزاوار است، همه علاقه مندان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) آن را ارج نهند و گرامى بدارند.


::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : سه شنبه 24 آذر 1394
غلام ارباب بی کفنم
یا رقیه بنت الحسین ع 
 

 رقیـه مذهبـان مســت رقیـه

جهان چرخد به یک دست رقیه

قدی همچون کمان چون قوس احمر

بمیرم بهر تو ای یاس پرپر

دوباره پنجم ماه صفر شد

زمان دفن زهرایی دگر شد

زمانه تاولی شد زیر پایش

سر ببریده می گرید برایش

همه اهل حرم ماتم گرفته

دوباره قلب زینب غم گرفته

گل سرخ حسین هم دیدنی شد

سه ساله بود اما چیدنی شد

شده گیتی زعطر نام او مست

همه عالم گدای کاسه در دست


شعر بدون نقطه سروده عباس پورعلی اکبر 
شعر بدون نقطه را در رثای سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین ع سروده ام..تقدیم میکنم به (غریبه)

 

رگهای روی گلو سوی ماورا

آمد صدای می روم ای وای مادرا

ماه هلال علی حاصل دعا

صدها درود و سلام ای سرِ سوا

در های های سوگ حرم همصدای آه

گل های احمر و آلاله دور ماه

ماه محرم آمد و سر ها سوی سما

در دل هوای همهمه و حول لا ولا

در هر سحر دعای وصل می رود هوا

کی می دهد امام علی (ع )درد ما دوا

 

(شعر بی نقطه در رثای سالار شهیدان)


من و حافظ و زینب (س) -- 
صلی الله علیک یا عقیله العرب

 (ثواب این شعر تقدیم ب روح پدر مرحومم مداح اهل بیت عصمت و طهارت حاج اکبر پورعلی اکبر)

 

((در همه دیر مغان نیست چومن شیدایی))

     پادشـاه شهــدا زیر ثُـــم اسبــــایی؟

 

با که گویم غم دل در وسط این اعداء

((از خدا می طلبم صحبت روشن رآیی))

 

((شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان))

ورنه زینب (س) نتواند به سخن یارایی

 

جام خون و عطش و راس بریده به زمین

((گشته هر گوشه چشم از غم دل دریایی))

 

کرده غوغا شب تاسوعا نماز زینب (س)

((وای اگر از پس امروز بود فردایی))

 



::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : یکشنبه 10 آبان 1394
فضیلت شب و روز دحو الارض و اعمال آن

فضیلت شب و روز دحوالارض و اعمال آن

شب بیست‏وپنجم:شب دحو الارض است،یعنى پهن شدن زمین از زیر كعبه به روى آب،و از شبهاى بسیار شریف‏ است كه رحمت خدا در آن نازل مى‏شود،و قیام به عبادت د رآن اجر بسیار دارد،و از حسن بن على وشّاء روایت شده‏ كه گفته:من كودك بودم كه با پدرم در شب بیست‏وپنجم ماه ذو القعده،در خدمت حضرت رضا علیه السّلام شام خوردیم،حضرت فرمود امشب حضرت ابراهیم و حضرت عیسى علیهما السلام متولّد شده‏اند،و زمین از زیر كعبه پهن شده،پس هركه روزش را روزه بدارد،چنان است‏ كه شصت ماه روزه داشته باشد،و در روایت دیگر است كه فرمود:در این روز حضرت قائم(عج)قیام خواهد كرد. روز بیست‏وپنجم:روز دحو الارض است،یكى از آن چهار روزى است،كه در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است،و در روایتى آمده:كه روزه این روز همانند روزه هفتاد سال است و در روایت دیگر آمده كه كفاره هفتاد سال است،و هركه‏ این روز را روزه بدارد،و شب را به عبادت به سر آورد،براى او عبادت صد سال نوشته شود و براى روزه‏دار این روز، كه هرچه در میان زمین و آسمان است استغفار كند،و این روزى است كه رحمت خدا در آن منتشر شده،و براى عبادت و اجتماع به ذكر خدا در این روز اجر بسیارى است،و بارى این روز جز روزه و عبادت و ذكر خدا و غسل دو عمل دیگر وارد است: اوّل:نمازى كه در كتابهاى علماى شیعه از اهل قلم روایت شده و آن دو ركعت است در وقت چاشت[بالا آمدن آفتاب تا پیش از گذشتن از وقت ظهر]در هر ركعت پس از سوره«حمد»پنج مرتبه سوره«و الشّمس»خوانده شود،و پس از سلام بگوید،
لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ
هیچ جنبش و نیرویى نیست مگر به خداى برتر بزرگ
آنگاه دعا كند و بخواند:
یَا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِی عَثْرَتِی یَا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِی یَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِی وَ ارْحَمْنِی وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَیِّئَاتِی وَ مَا عِنْدِی یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ .
اى نادیده‏گیر لغزشها لغزشم را نادیده‏گیر،اى اجابت كننده دعاها،دعایم را اجابت كن،اى شنواى صداها،صدایم را بشنو،و به‏ من رحم كن،و از بدیهایم و آنچه نزد من است درگذر،اى صاحب بزرگى و بزرگوارى.
دوّم:خواندن دعایى كه شیخ در كتاب«مصباح»فرموده:خواندن آن مستحبّ است:
اللَّهُمَّ دَاحِیَ الْكَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ وَ كَاشِفَ كُلِّ كُرْبَةٍ أَسْأَلُكَ فِی هَذَا الْیَوْمِ مِنْ أَیَّامِكَ الَّتِی أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِینَ وَدِیعَةً وَ إِلَیْكَ ذَرِیعَةً وَ بِرَحْمَتِكَ الْوَسِیعَةِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ الْمُنْتَجَبِ فِی الْمِیثَاقِ الْقَرِیبِ یَوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ كُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَى كُلِّ حَقٍّ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ أَعْطِنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِكَ الْمَخْزُونِ غَیْرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ‏] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ ،
خدایا اى گستراننده كعبه،و شكافننده دانه،و برگیرنده سختى،و برطرف كننده هر گرفتارى،از تو مى‏خواهم‏ در این روز از روزهایت،كه حقّش را بزرگ گرداندى،و سبقتش را پیش انداختى،و آن را نزد اهل ایمان امانت و و به سوى خود وسیله قرار دادى،و به رحمت گسترده‏ات كه بر محمّد درود فرستى آن بنده برگزیده‏ات‏ در پیمان نزدیك،روز دیدار،شكافنده هر امر بسته،و دعوت كننده به حق،و بر اهل بیت پاكش‏ آن راهنمایان،و روشن‏كنندگان راه حق،ستونهاى جبّار،و متولّیان بهشت و دوزخ،و عطا كن به ما از عطاى در خزانه‏ات كه نه بریده شود،و نه منع گردد،تا به وسیله آن توبه،و بازگشت خوبى براى ما فراهم نمایى
یَا خَیْرَ مَدْعُوٍّ وَ أَكْرَمَ مَرْجُوٍّ یَا كَفِیُّ یَا وَفِیُّ یَا مَنْ لُطْفُهُ خَفِیٌّ الْطُفْ لِی بِلُطْفِكَ وَ أَسْعِدْنِی بِعَفْوِكَ وَ أَیِّدْنِی بِنَصْرِكَ وَ لا تُنْسِنِی كَرِیمَ ذِكْرِكَ بِوُلاةِ أَمْرِكَ وَ حَفَظَةِ سِرِّكَ وَ احْفَظْنِی مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَى یَوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِی أَوْلِیَاءَكَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِی وَ حُلُولِ رَمْسِی وَ انْقِطَاعِ عَمَلِی وَ انْقِضَاءِ أَجَلِی اللَّهُمَّ وَ اذْكُرْنِی عَلَى طُولِ الْبِلَى إِذَا حَلَلْتُ بَیْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَى وَ نَسِیَنِیَ النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَى وَ أَحْلِلْنِی دَارَ الْمُقَامَةِ وَ بَوِّئْنِی مَنْزِلَ الْكَرَامَةِ ،
اى بهترین خوانده شده و كریم‏ترین امید شده،اى كفایت كننده،اى وفادار،اى آن‏كه لطفش پنهانى است،به لطفت به من لطف كن،و به‏ عفوت خوشبختم نما،و به یارى‏ات تأییدم فرما،و از ذكر كریمانه‏ات فراموشم مكن به حق متولیان امرت و نگهبانان‏ رازت و از گرفتاریهاى روزگار تا روز قیامت و برانگیخته‏شدن خفظم كن‏ هنگام بیرون آمدن جانم،و فرو رفتن در قبرم،و تمام شدن كارم،و سپرى شدن عمرم،اولیایت را به بالینم حاضر كن،خدایا یادم كن،بر طول پوسیدگى،زمانى‏كه در میان توده‏هاى خاك فرود آیم،و فراموش‏كنندگان از مردم فراموشم كنند،و در خانه اقامت فرودم آر،و در منزل كرامت جایم ده،
وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیَائِكَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِكَ وَ اصْطِفَائِكَ وَ بَارِكْ لِی فِی لِقَائِكَ وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِیئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِی حَوْضَ نَبِیِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِی مِنْهُ مَشْرَبا رَوِیّا سَائِغا هَنِیئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِی خَیْرَ زَادٍ وَ أَوْفَى مِیعَادٍ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ‏] أَوْلِیَائِكَ الْمُسْتَأْثِرِینَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِكْ أَشْیَاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِكَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِكَهُمْ وَ ضَیِّقْ عَلَیْهِمْ مَسَالِكَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِكَهُمْ.
و از دوستان اولیایت،و برگزیدگان و خاصان درگاهت قرارم‏ ده،و دیدارت را بر من مبارك گردان،و پیش از فرا رسیدن پایان عمرم حسن عمل روزى‏ام فرما، درحالى‏كه پاك از لغزشها و گفتار بى‏پایه و منطق تباه باشم.خدایا مرا به حوض پیامبرت محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)وارد كن،و از آن به من بنوشان،نوشاندنى سیراب كننده،روان و گوارا،كه پس از آن هرگز تشنه نشوم،و از ورود به آن طرد نگردم،و از آن‏ منع نشوم،و آن را قرار ده برایم بهترین توشه،و كاملترین وعده‏گا،روزى كه گواهان بپا مى‏خیزند.خدایا لعنت كن گردنكشان‏ گذشته و آینده را،هم آنان‏كه حقوق اولیایت را به ناحق به خود اختصاص دادند.خدایا پایه‏هایشان را بشكن،و پیروان و عمّالشان را نابود ساز،زمیه‏هاى هلاكتشان را به زودى فراهم فرما،و كشورهایشان را از دستشان بگیر،و راههایشان را بر آنان تنگ كن، و بر آنان‏كه با آنان سهیم و شریكند لعنت فرست.
اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیَائِكَ وَ ارْدُدْ عَلَیْهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِینِكَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِكَ فِی أَعْدَائِكَ مُؤْتَمِرا اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِكَةِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَیْتَ إِلَیْهِ مِنَ الْأَمْرِ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِما لَكَ حَتَّى تَرْضَى وَ یَعُودَ دِینُكَ بِهِ وَ عَلَى یَدَیْهِ جَدِیدا غَضّا وَ یَمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضا وَ یَرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلَى جَمِیعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِی كَرَّتِهِ حَتَّى نَكُونَ فِی زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ اللَّهُمَّ أَدْرِكْ بِنَا قِیَامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَیَّامَهُ وَ صَلِّ عَلَیْهِ [عَلَى مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَیْنَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَیْهِ [عَلَیْهِمْ‏] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ.
خدایا در فرج دوستانت شتاب كن و حقوق تاراج‏رفته آنان را به آنان بازگردان و قائم آنان را به حق آشكار كن،و او را یارى‏رسان دینت بدار،و درباره دشمنانت فرمانده به فرمانت قرار ده.خدایا فرشتگان پیروزى را گرداگرد او همواره بدار،و به آن دستورى كه در شب قدر به او القا كردى او را انتقام‏گیرنده خویش‏ قرار ده،تا جایى‏كه خشنود شوى،و دینت به وسیله او،و به دست او به گونه‏اى نو و تازه بازگردد،و حق به طور كامل ناب شود،و باطل به صورت‏ همه جانبه به دور افكنده شود.خدایا بر او و همه پدرانش درود فرست،و ما را از همنشینان و خاندانش قرار بده،و در زمان بازگشتش ما را برانگیز،تا در دوران او در شمار یارانش باشیم.خدایا درك قیامش را روزى ما كن،و در روزگارش ما را حاضر كن،و بر او درود فرست،و سلام او را به ما باز رسان،درود و رحمت خدا و بركاتش بر او باد.
میرداماد(ره)در رساله اربعه ایّام خود،در بیان اعمال روز دحو الارض فرموده است:زیارت امام رضا علیه السّلام‏ در این روز افضل اعمال مستحبّ،و مؤكّدترین آداب مى‏باشد،و همچنین زیارت آن حضرت در روز اول ماه رجب الفرد در نهایت تأكید بوده،و نسبت به آن ترغیب بسیار شده است. روز آخر ماه:سال دویست‏وبیست بنابر مشهور،امام جواد علیه السّلام،در بغداد به سبب زهرى كه معتصم عباسى به ایشان خوراند شهید شد و این حادیثه تقریبا پس از درگذشت دوسال‏ونیم از مرگ مأمون عبّاسى اتفاق افتاد،چنان‏كه خود آن جناب مى‏فرمود الفرج بعد المامون بثلاثین شهرا[گشایش كار سى‏ماه پس از مأمون است]و این جمله نشان‏دهنده این است كه آن حضرت از سوء معاشرت مأمون در كمال رنج و ناراحتى بوده است،كه مرگ خود را فرج و گشایش تعبیر نموده است،چنان‏كه پدر بزرگوارشان‏ امام رضا علیه السّلام،در زمان ولایتعدى خویش چنین بوده است و در هر جمعه كه از مسجد جامع باز مى‏گشت،به همان حال كه عرق‏ ریزان و غبارآلوده بود،دستها را به درگاه الهى بلند نموده و مى‏گفت:الهى اگر فرج و گشایش كار من در مرگ من است‏ پس همین ساعت در مرگ من شتاب ورز و پیوسته در غم‏واندوه بود،تا از دنیا رحلت فرمود،و امام جواد علیه السّلام زمانى كه وفات كرد از عمر شریفش بیست‏وچند سال و چند ماه گذشته بود،مرقد شریف ایشان در بقعه مباركه كاظمیه در پشت سر جّد بزرگوارشان‏ امام موسى بن جعفر علیهما السّلام قرار دارد.


::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : چهارشنبه 18 شهریور 1394
زیارت خاصه امام رضا (ع)

صلوات خاصه امام رضا (ع)

 

 

اللهّمَ صَلِّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی، الامامِ التّقیِّ النّقیِّ و حُجّتکَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضِ و مَن تَحتَ الثَّری، الصّدّیقِ الشَّهیدِ صَلَوةً کثیرَةً تامَةً زاکیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً کافْضَلِ ما صَلّیَتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اوْلیائِکَ

بارالها درود و رحمت فرست بر على بن موسى الرضا پسندیده پیشواى پارسا و منزه و حجت تو بر هر كه روى زمین است و هر كه زیر خاك بسیار راستگو و شهید درود و رحمتى فراوان و كامل و با بركت و متصل و پیوست و پیاپى و دنبال هم همچون بهترین رحمتى كه بر یكى از اولیائت فرستادى.



::
:: برچسب‌ها: زیارت خاصه ,
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : دوشنبه 16 شهریور 1394
رموز آداب معاشرت

رموز آداب معاشرت (1)

ده فرمان آداب معاشرت


رموز آداب معاشرت (1)

نشست های اجتماعی بخش مهمی از كار را تشكیل می دهند. در این گردهمایی هاست كه می توان به همراه دوستان تفریح كرد،‌ با مشتری های جدید آشنا شد و قراردادهای مختلف بست.

اما از سویی دیگر این نشست ها می توانند دام هایی خطرناك باشند. كافی است بیش از حد احساس راحتی كنید و خودمانی شوید، قوانین پنهان اجتماعی را زیر پا بگذارید و در نتیجه به راحتی خود را نابود كنید، در حالی كه هیچ وقت نمی فهمید چرا؟

در متن زیر ده دستور آداب معاشرت آورده شده، که توصیه می کنیم به دقت آنها را بخوانید و سعی كنید به اندازه بیماری وبا از آنها دوری كنید. اگر همكاران بی احتیاطتان می خواهند به این محدوده ممنوعه پا بگذارند، به خودشان مربوط است ولی بهتر است شما حواستان را جمع کنید كه درگیر چنین دردسرهایی نشوید.

 

 

عدم توجه: روی برگرداندن از شخصی كه در حال صحبت با شماست، نشانه بی ادبی است. بذل توجه یكی از اصلی ترین نشانه های آداب معاشرت، و بهترین تمجید از طرف مقابل است. برای كسب نتیجه بهتر، می توانید با حالت های مختلف صورت و بدن حركات بدن نشان دهید كه به بحث علاقه مند هستید.

 

 

شـُل دست دادن: این حركت نشان دهنده عدم اطمینان شما به خود است. به نرمی دست بدهید. این كار بیانگر اعتماد به نفس، خونگرمی،‌ گشاده رویی و صداقت است. ولی مراقب باشید زیاده روی نكنید و دست طرف مقابل را خیلی محكم نفشارید، چون آن وقت فكر می كند كه شما آدمی سلطه جو و طالب برتری هستید.

 

 

پشت كردن به دیگری: زبان بدن (ایما و اشاره ها) شما می تواند شخصیتتان را نشان دهد. اگر به خوبی با همكار خود برخورد نكنید، اعلام كرده اید كه هیچ علاقه ای به صحبت ندارید. این كار به نوعی توهین است و می تواند منجر به ایجاد احساسات و تفكرات منفی و حتی خصمانه دیگران نسبت به شما شود.

 

سیگار كشیدن: امروزه، در بیشتر قرارملاقات های عمومی از سیگار كشیدن به شدت اجتناب می شود. امتحانش مجانی است؛ در جمع سیگار آتش بزنید تا چه غیر سیگاری ها و چه سیگاری های مطیع قانون از شما بیزار شوند!

 

 

برداشتن ظرف نوشیدنی با دست راست: همیشه نوشیدنی خود را با دست چپ بردارید. این طوری می توانید هنگام برخورد با دیگری، بدون دردسر و ریختن نوشیدنی روی لباس های خود یا طرف مقابل، با او دست بدهید. به علاوه دست راستتان گرم می ماند، چرا كه نگهداری نوشیدنی با یخ، دستتان را سرد و مرطوب می كند.

 

نپوشیدن كت: هیچ وقت لباسی مانند كت را در نیاورید یا اگر فرضاً برای کلاس گذاشتن کراوات زده اید، گره كراوات خود را شل نكنید مگر این كه میزبان پیش از شما، چنین كاری بكند. به طور کلی، لباس نامرتب در نشست های عمومی بسیار ناپسند است.

 

 

بیش از حد نزدیك ایستادن: هر یک از ما برای خود یك «حد آسودگی» داریم (که درافراد مختلف، متفاوت است) و دوست نداریم دیگران بدون اجازه به این فضای شخصی تجاوز كنند. اگر هم كسی این كار را بكند سعی داریم از او دوری كنیم و از متجاوز به خاطر نزدیكی بیش از حد بیزار می شویم.

 

بلند صحبت كردن: با صدای بلند صحبت نكنید. این كار شما را مغرور و از خود راضی جلوه می دهد. صدایتان باید آرام و یكنواخت باشد و لحنتان باید با زمان و موقعیت حاضر در آن هماهنگ باشد.

 

زمان پایان میهمانی: یك مهمانی رسمی هیچ وقت نباید بیشتر از دو ساعت طول بكشد. ساعت 6 بعدازظهر شروع شود و حداكثر تا ساعت 8 به پایان برسد. تا نیم ساعت پس از ساعت پایان مهمانی باید آنجا را ترك كرده باشید.

 

صحبت همزمان: وقتی شخص دیگری صحبت می كند، بهترین روش اهانت كردن پریدن وسط حرف اوست! قبل از پاسخ دادن، اجازه دهید حرفش را تمام كند. به این ترتیب نشان می دهید كه فرد مؤدبی هستید و طرف مقابل هم بهتر می تواند گفته های شما را بشنود و بفهمد. در ضمن راز سخنور خوب شدن، خوب گوش كردن است.

 



::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
نامگذاری روز سوم ماه مبارک رمضان

سوم محرم؛ روز حضرت رقیه



روز سوم ماه‌ محرم‌الحرام,روز سوم ماه‌ محرم‌,سوم ماه‌ محرم‌,حضرت رقیه,

سوم محرم؛ روز حضرت رقیه

روز سوم ماه‌ محرم‌الحرام به یاد بزرگ کوچک بانویی، نامگذاری کرده‌اند که خیل وسیعی از عاشقانش را رهسپار مرقد شریفش می‌کند، کودکی که سرنوشت غمبارش در کنار حماسه کربلا، دل خون شیعیان می‌کند، رقیه بابا، فقط سه چهار سال از عمر کوتاه خویش را در ناز و نوازش پدر گذارنده بود و یکباره در روز عاشورا این دختر آل طه، طعم یتیمی را می‌چشد، خداحافظی سوزناک با پدر، سیلی خوردن از دشمنان، آتش گرفتن خیمه‌ها، فرو رفتن تیغ‌ها در پا، فرار از سم اسبان، همه و همه چقدر برای یک دختر بچه قابل تحمل است؟!


رقیه پدر را می‌خواهد، تاب تحمل دوری از پدر را ندارد، همه اینها بهانه است تا هرچه زودتر به سوی پدر پر کشد و از شر قساوت‌های زمانه رهایی یابد، لعنت خدا بر خبیث‌ترین افرادی که حرمت خاندان آل الله را شکستند و دیگر جایی برای بخشش باقی نگذاشتند.


امروز، روز رقیه حسین(ع) است، رقیه‌ای که همراه با برادر کوچکش علی اصغر حماسه بزرگی را در جهان ثبت کردند تا نامشان در صف اول مریدان امامت ثبت شود، درود بیکران خداوند بر کودکی که بدنش در اثر تازیانه کبود شده بود و درود خدا به آن هنگامی که با دیدن پدر جان از بدنش خارج ‌شد.


عصر عاشوراست، دشمنان برای غارت خیمه‌ها هجوم آورده‌اند، کودکان اهل‌بیت علیهم‌السلام بر اثر تشنگی در خطر هلاکت هستند، هنگامی که آب را برای رقیه (س) می‌برند، آن حضرت ظرف آب را گرفت و دوان دوان به سوی قتلگاه حرکت کرد، یکی از سپاهان دشمن پرسید «کجا می‌روی؟»، حضرت رقیه (س) فرمود «بابایم تشنه بود، می‌خواهم او را پیدا کنم و برایش آب ببرم»، او گفت «آب را خودت بخور، پدرت را با لب تشنه شهید کردند!»، حضرت رقیه (س) در حالی که گریه می‌کرد‌، فرمود «پس من هم آب نمی‌آشامم».

رقیه: پدرم تشنه‌ است، تا او آب نخورد، آب نمی‌نوشم

فاطمه کفیل استاد تاریخ جامعةالزهرا(س) در خصوص تشنگی حضرت رقیه در روز عاشورا به دو روایت اشاره می‌کند و می‌گوید: هنگامی که امام حسین علیه‌السلام در لحظات آخر رقیه را در آغوش می‌گیرد و لب‌های خشکیده نازدانه‌اش را می‌بوسد، در این هنگام رقیه به پدرش می‌گوید «العطش العطش، فان الظما قد احرقنی»؛ «بابا بسیار تشنه‌ام، شدت تشنگی جگرم را آتش زده است»، امام حسین (ع) به او فرمود «کنار خیمه بنشین تا برای تو آب بیاورم»، آن گاه امام حسین(ع) برخاست تا به سوی میدان برود، باز هم رقیه(س) دامن پدر را گرفت و با گریه گفت «یا ابه این تمضی عنا؟»؛ «بابا جان کجا می‌روی؟ چرا از ما بریده‌ای؟»، امام (ع) یک بار دیگر او را در آغوش گرفت و آرام کرد، این نشان از رابطه عمیق عاطفی بین حضرت رقیه‌ علیهاالسلام و اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام دارد، با توجه به اینکه رقیه مادر نداشت و مادرش از دنیا رفته بود.


وی درباره روایت دوم، بیان می‌کند: هلال‌بن نافع، که از سربازان دشمن بود، می‌گوید «من جلوی لشکر -دشمن- بودم، دیدم حسین(ع)، پس از وداع با اهل بیت خود، به سوی میدان می‌آید، در این هنگام ناگاه چشمم به دخترکی افتاد که از خیمه بیرون آمد و با گام‌های لرزان، دوان دوان به دنبال او شتافت و خود را به حسین رسانید،آن گاه دامن او را گرفت و صدا زد «یا ابه! انظر الی فانی عطشان»؛ «بابا جان، به من بنگر، من تشنه‌ام»، شنیدن این سخن کوتاه ولی جگر سوز از زبان کودکی تشنه‌‌کام، مثل آن بود که بر زخم‌های دل داغدار امام حسین(ع) نمک پاشیده ‌باشند، سخن او آن چنان امام حسین(ع) را منقلب ساخت که بی‌اختیار اشک از دیدگانش جاری شد و با چشمی اشکبار به دخترش فرمود «الله یسقیک فانه وکیلی»، «خدا ترا سیراب می‌کند؛ زیرا او وکیل و پناهگاه من است»، هلال می‌گوید «پرسیدم، این دخترک که بود و چه نسبتی با حسین داشت؟»، به من پاسخ دادند «او رقیه دختر سه ساله حسین است».

آن عصر عاشوراست، دشمنان برای غارت خیمه‌ها هجوم آورده‌اند، کودکان اهل‌بیت علیهم‌السلام بر اثر تشنگی در خطر هلاکت هستند، هنگامی که آب را برای رقیه (س) می‌برند، آن حضرت ظرف آب را گرفت و دوان دوان به سوی قتلگاه حرکت کرد


قدر پدر پدر کردم که ناگاه صدای پدرم را شنیدم

‌پس از اینکه هیاهو در دشت نینوا به خاموشی می‌گراید و خاندان آل طه پس از یک روز پر از مصیبت با بدن‌های زخمی مدتی کوتاه را به استراحت می‌گذارند و در شب شام غریبان،‌ حضرت زینب (س) در زیر خیمه نیم سوخته‌ای، خواب بر چشمانش سنگینی می‌کند، در عالم خواب مادرش حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام را دید، عرض کرد «مادرجان،‌ آیا از حال ما خبر داری؟!»، حضرت فاطمه زهرا (س) فرمود «تاب شنیدن ندارم»، حضرت زینب (س) عرض کرد «پس شکوه‌ام را به چه کسی بگویم؟»، حضرت فاطمه زهرا (س) فرمود «من خود هنگامی که سر از بدن فرزندم حسین (ع) جدا می‌کردند،‌ حاضر بودم، اکنون برخیز و رقیه (س) را پیدا کن».


در این هنگام حضرت زینب سراسیمه از خواب برخاست، هر چه صدا زد، ‌حضرت رقیه (س) را نیافت و با خواهرش ام کلثوم(س)،‌ درحالی که گریه می‌‌کردند، از خیمه بیرون آمدند و به جستجو پرداختند؛‌ تا اینکه نزدیک قتلگاه صدای او را شنیدند، کنار بدن‌های پاره پاره؛ رقیه (س) را دیدند که خود را روی پیکر مطهر پدر افکنده‌ و درحالی که دست‌هایش را به سینه پدر چسبانیده است، درد دل می‌کند، حضرت زینب (س) او را نوازش داد و در این وقت سکینه (س) نیز آمد و با هم به خیمه بازگشتند، در مسیر راه،‌ سکینه (س) از رقیه (س) پرسید «چگونه پیکر پدر را پیدا کردی؟»، او پاسخ داد «آن قدر پدر پدر کردم که ناگاه صدای پدرم را شنیدم که فرمود: بیا اینجا، ‌من در اینجا هستم».

السلام علیک یا ابناه وامصیبتاه بعد فراقک واغربتاه بعد شهادتک

این استاد جامعة‌الزهرا(س) درباره شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها بیان می‌کند: آن گونه کامل بهایی نقل می‌کند که حضرت رقیه خیلی گریه می‌کردند که از شدت گریه زنان اهل بیت به گریه افتادند بعد می‌گوید از شدت گریه زنان آل طه، یزید از خواب بیدار می‌شود و می‌پرسد که چه شده است، که به او می‌گویند کودک حسین خیلی بی تابی می‌کند و یزید دستور می‌دهد سر مبارک امام حسین را نزد رقیه علیهاالسلام ببرند. کامل بهایی نقل می‌کند که وقتی سر را به نزد حضرت رقیه آوردند که ایشان بیشتر گریه کردند و ترسیدند و فریاد زدند و طولی نکشید که جان از بدنشان پر کشید.


وی به روایت دیگری اشاره می‌کند و می‌گوید: پس از اینکه سر امام حسین علیه‌السلام را به حضرت رقیه دادند، چون نظر آن حضرت بر سر مبارک افتاد، پرسید «ماهذا الراس؟»؛ «این سر کیست؟»، گفتند «هذا راس ابیک»؛ «این‌ سر مبارک پدر توست»، پس آن مظلومه آن سر مبارک را از طشت برداشته و در بر گرفت و شروع به گریستن کرد و گفت «پدرجان،‌ کاش من فدای تو می‌شدم، ‌کاش قبل از امروز کور و نابینا بودم و کاش می‌مردم و در زیر خاک می‌بودم و نمی‌دیدم، محاسن مبارک تو به خون خضاب شده است»، پس آن قدر گریست که بیهوش شد.


کفیل با اشاره به صحبت کردن سر امام حسین علیه‌السلام بر بالای نیزه با دختر سه ساله‌‌شان، ابراز می‌دارد: حارث که یکی از لشگریان یزید بود گفت «یزید دستور داد سه روز اهل بیت را در دم دروازه شام نگه‌دارند تا چراغانی شهر شام کامل شود، حارث می‌گوید «شب اول من به شکل خواب بودم،‌ دیدم دختری کوچک بلند شد و نگاهی کرد، دید لشگر از خستگی راه خوابیده‌اند و کسی بیدار نیست، اما فوراً از ترسش بازنشست، باز بلند شد و چند قدم به طرف سر حسین آمد که بر درختی که نزدیک خرابه دم دروازه شام آویزان بود، آری،‌ به طرف آن درخت و سر مقدس آمد و از ترس برگشت،‌ تا چند مرتبه، آخر الامر زیر درخت ایستاد و به سر بابایش نگاه کرد، کلماتی فرمود و اشک ریخت، سپس دیدم سر حسین پایین آمد و در مقابل نازدانه قرار گرفت و رقیه سلام الله علیها گفت «السلام علیک یا ابناه وامصیبتاه بعد فراقک واغربتاه بعد شهادتک»؛ «سلام بر تو ای بابای من، وای از شدت اندوه بعد از فراق تو، وای از غریبی بعد از شهادت تو».


زیارتنامه حضرت رقیه(س)


بسم الله الرحمن الرحیم
«السلام علیک یا سیدتنا رقیه علیک تحیة والسلام ورحمة الله وبرکاته السلام علیک یا بنت امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب، السلام علیک یا بنت فاطمة الزهراء سیدة نساء العالمین، السلام علیک یا بنت خدیجة الکبری ام المؤمنین و المؤمنات، السلام علیک یا بنت ولی الله، السلام علیک یا اخت ولی الله، السلام علیک یا بنت الحسین الشهید، السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة، السلام علیک ایتها الرضیة المرضیة، السلام علیک ایتها التقیة النقیة، السلام علیک ایتها الزکیة الفاضلة، السلام علیک ایتها المظلومة البهیة، صلی الله علیک و علی روحک و بدنک فجعل الله منزلک و ماواک فی الجنة مع ابائک و اجدادک الطیبین الطاهرین المعصومین، السلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار و علی الملائکه الحافین حول حرمک الشریف ورحمة الله وبرکاته وصلی الله علی سیدنا محمد وآله الطیبین الطاهرین برحمتک یا ارحم الراحمین»

::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
نوروز باستانی
ـوروز، جشن شکوهمـند ایران باستان، گــویای پیـشینه ی تابناک میهن ما و جلوه ای مهم از فرهنگ غنی قـوم ایران است.
نوروز که قرن های دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، از آن روسـت که یک قــرارداد مصنـوعی اجتماعـی و یا یک جشن تحمیلی سیاسی نیست. جشن جهان اســت و روز شادمانـی زمین، آسمان، آفتاب، جــوشِ شگفتـنـی ها و شـور زدن ها و سـرشـار از هیجان هر آغاز.نوروز گذشت زمان و دگرگونی های دوران را شاهد بوده و پیوسته با آمد و رفت الهام بخش خود پایان فصلی دیگر را به ساکنـان این سرزمین کهنسال اعلام کرده است. نوروز، تجدید خاطــره بـزرگـــی است. خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت. گذشت سال هــای دراز نه تنها از شکوهمندی سنّتهای نوروزی نکاسته بلکه روشنگر این واقعیت بوده که بزرگ داشت نوروز و گرامی داشتن سنتهای آن با احساس و اندیشه ایرانی، پیوند ناگسستنی یافته است...


تاریخچه,کامل,نوروز,مقالات,مفید,آکا,احساس و اندیشه ایرانی پیوند,مقالات مفید   مقالات تاریخی,احساس,کامل,گرامی,نـوروز,گرام,خاطــره بـزرگـــی,مهم,نوروز,جشن,قــرارداد,واقعیت,قــرارداد,سیاس

ابوریحان بیرونی در (التفهیم) در پاسخ به این سوال که: نـــوروز چیست؟ می نویسد: « نخستین روز است از فروردین ماه و از این جهت روز نو، نام کردند زیـرا که پیـشـانی سال نو است و آنـچه از پس اوست از این پنج روز، همه جشنهاست و ششم فروردین ماه نوروز را بزرگ دارند، زیرا که خسروان بدان پنج روز حق های خشم و گروهـان بگزاردندی و حاجت ها روا کـردنـدی، آنـگاه بدین روز ششم خلـوت کردندی، خاصگان را و اعتقاد پارسـایان اندر نـوروز نخستین آنست که اول روزی است از زمانه و بدو فلک آغازید گشتن.»
نوروز نامه منسوب به خیام آمده اســت که: « سبب نهادن نوروز آن بوده است که چـون دانستند که آفتاب را دو دور بـوده یکی آن سیصد و شست و پنج روز و ربــعی از به اول دقیـقه حمـل باز آید، بـه همان وقت هر روز که رفته بود بدین دقیـقه نتواند آمدن چـه هـر سال از مدت همی کم شود، چون جمشــید این دو را دریـافت انوروز نام نهاد و جشــن آیـین آورد. پـس از آن پادشاهـان دیـگر مردمان بدو اقتدار کردند.»
ابوریحان در آثار الباقیة، می نویسد: « برخی از علمای ایران می گویـند: سبـب این کـه ایـن روز را نـوروز می نامند این است کـه در ایـام تهمورث صـائبه آشکار شدنـد و چون جمشید بـه پادشاهی رسید دین خود را تجدید کرد و این کار خیلی بزرگ به نظر آمد و آن روز را که روز تازهای بود، جمشید عید گرفت.»

نوروز جشن کهن ایرانی
نوروز یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.

نقشی از جشن چهارشنبه سوری در عمارت چهل ستون عکس از رضانظر بیگی


بنا به پیشنهاد جمهوری آذربایجان ،مجمع عمومی سازمان ملل در نشست ۴ اسفند ۱۳۸۸ (۲۳ فوریه ۲۰۱۰) ۲۱ ماه مارس را به‌عنوان روز جهانی عید نوروز، با ریشهٔ ایرانی به‌رسمیت شناخت و آن را در تقویم خود جای داد. در متن به تصویب رسیده در مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را جشن می‌گیرند توصیف شده‌است.

پیش از آن در تاریخ ۸ مهر ۱۳۸۸ خورشیدی، نوروز توسط سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، به عنوان میراث غیر ملموس جهانی، به ثبت جهانی رسیده‌بود. در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین دورهٔ جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و این شهر به عنوان «دبیرخانهٔ نوروز» شناخته شد.
زمان نوروز
جشن نوروز از لحظه اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در دانش ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم‌کره شمالی زمین به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سوی شمال آسمان می‌رود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود، و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد.

در کشورهایی مانند ایران و افغانستان که تقویم هجری شمسی به کار برده می‌شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، تقویم میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود و روز آغاز سال محسوب نمی‌شود.

واژهٔ نوروز
واژه نوروز یک اسم مرکب است که از ترکیب دو واژهٔ فارسی «نو» و «روز» به وجود آمده است. این نام در دو معنی به‌کار می‌رود:

۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری و آغاز سال نو
۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام «روز خرداد»

ایرانیان باستان از نوروز به عنوان ناوا سرِدا یعنی سال نو یاد می‌کردند. مردمان ایرانی آسیای میانه نیز در زمان سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی به معنای سال نو می‌نامیدند.

واژه نوروز در الفبای لاتین
در متن‌های گوناگون لاتین، بخش نخست واژه نوروز با املای No،Now،Nov و Naw و بخش دوم آن با املای Ruz، Rooz و Rouz نوشته شده است. در برخی از مواقع این دو بخش پشت سر هم و در برخی با فاصله نوشته می‌شوند. اما به باور دکتر احسان یارشاطر بنیان‌گذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این واژه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه می‌شود. این شکل از املای واژه نوروز، هم‌اکنون در نوشته‌های یونسکو و بسیاری از متون سیاسی به کار می‌رود.

پیشینه نوروز
منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست. در برخی از متن‌های کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن ها، کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است. پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.

برخی از روایت‌های تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهد. بر طبق این روایت‌ها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش بزرگ به بابل بازمی‌گردد. همچنین در برخی از روایت‌ها، از زرتشت به‌عنوان بنیان‌گذار نوروز نام برده شده است. اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشده است.

نوروز در زمان سلسله هخامنشیان  
نگاره مراسم پیشکش هدایا به پادشاه ایران در تخت جمشید. برخی از پژوهشگران، این مراسم را به نوروز مربوط می‌دانند.کوروش دوم بنیان‌گذار هخامنشیان، نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، جشن ملی اعلام کرد. وی در این روز برنامه‌هایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکان‌های همگانی و خانه‌های شخصی و بخشش محکومان اجرا می‌نمود. این آیین‌ها در زمان دیگر پادشاهان هخامنشی نیز برگزار می‌شده است. در زمان داریوش یکم، مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار می‌شد. البته در سنگ‌نوشته‌های به‌جا مانده از دوران هخامنشیان، به‌طور مستقیم اشاره‌ای به برگزاری نوروز نشده است. اما بررسی‌ها بر روی این سنگ‌نوشته‌ها نشان می‌دهد که مردم در دوران هخامنشیان با جشن‌های نوروز آشنا بوده‌اند، و هخامنشیان نوروز را با شکوه و بزرگی جشن می‌گرفته‌اند. شواهد نشان می‌دهد داریوش اول هخامنشی، به مناسبت نوروز در سال ۴۱۶ قبل از میلاد سکه‌ای از جنس طلا ضرب نمود که در یک سوی آن سربازی در حال تیراندازی نشان داده شده است. در دوران هخامنشی، جشن نوروز در بازه‌ای زمانی میان ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار می‌شده است.




نگاره مراسم پیشکش هدایا به پادشاه ایران در تخت جمشید. برخی از پژوهشگران، این مراسم را به نوروز مربوط می‌دانند.

نوروز در زمان اشکانیان و ساسانیان
در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز گرامی داشته می‌شد. در این دوران، جشن‌های متعددی در طول یک سال برگزار می‌شد که مهمترین آنها نوروز و مهرگان بوده است. برگزاری جشن نوروز در دوران ساسانیان چند روز (دست کم شش روز) طول می‌کشید و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسیم می‌شد. نوروز کوچک یا نوروز عامه پنج روز بود و از یکم تا پنجم فروردین گرامی داشته می‌شد و روز ششم فروردین (خردادروز)، جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه برپا می‌شد. در هر یک از روزهای نوروز عامه، طبقه‌ای از طبقات مردم (دهقانان، روحانیان، سپاهیان، پیشه‌وران و اشراف) به دیدار شاه می‌آمدند و شاه به سخنان آنها گوش می‌داد و برای حل مشکلات آنها دستور صادر می‌کرد. در روز ششم، شاه حق طبقات گوناگون مردم را ادا کرده بود و در این روز، تنها نزدیکان شاه به حضور وی می‌آمدند.

شواهدی وجود دارد که در دوران ساسانی سال‌های کبیسه رعایت نمی‌شده‌است. بنابراین نوروز هر چهار سال، یک روز از موعد اصلی خود (آغاز برج حمل) عقب می‌ماند و درنتیجه زمان نوروز در این دوران همواره ثابت نبوده و در فصل‌های گوناگون سال جاری بوده است. اردشیر بابکان، بنیان گذار سلسله ساسانیان، در سال ۲۳۰ میلادی از دولت روم که از وی شکست خورده بود، خواست که نوروز را در این کشور به رسمیت بشناسند. این درخواست مورد پذیرش سنای روم قرار گرفت و نوروز در قلمرو روم به Lupercal معروف شد.

در دوران ساسانیان، ۲۵ روز پیش از آغاز بهار، در دوازده ستون که از خشت خام برپا می‌کردند، انواع حبوبات و غلات (برنج، گندم، جو، نخود، ارزن، و لوبیا) را می‌کاشتند و تا روز شانزدهم فروردین آنها را جمع نمی‌کردند. هر کدام از این گیاهان که بارورتر شود، در آن سال محصول بهتری خواهد داد. در این دوران همچنین متداول بود که در بامداد نوروز، مردم به یکدیگر آب بپاشند. از زمان هرمز اول مرسوم شد که مردم در شب نوروز آتش روشن نمایند. همچنین از زمان هرمز دوم، رسم دادن سکه در نوروز به‌عنوان عیدی متداول شد.

 نوروز پس از اسلام
 نقشی از جشن چهارشنبه سوری در عمارت چهل ستوناز برگزاری آیین‌های نوروز در زمان امویان نشانه‌ای در دست نیست و در زمان عباسیان نیز به نظر می‌رسد که خلفا گاهی برای پذیرش هدایای مردمی، از نوروز استقبال می‌کرده‌اند. با روی کار آمدن سلسله‌های سامانیان و آل بویه، جشن نوروز با گستردگی بیشتری برگزار شد.



در دوران سلجوقیان، به دستور جلال‌الدین ملک‌شاه سلجوقی تعدادی از ستاره شناسان ایرانی از جمله خیام برای بهترسازی گاهشمار ایرانی گرد هم آمدند. این گروه، نوروز را در یکم بهار قرار دادند و جایگاه آن را ثابت نمودند. بر اساس این گاهشمار که به تقویم جلالی معروف شد، برای ثابت ماندن نوروز در آغاز بهار، مقرر شد که هر چهار سال یک‌بار، تعداد روزهای سال را (به‌جای ۳۶۵ روز)، برابر با ۳۶۶ روز در نظر بگیرند. طبق این قاعده، می‌بایست پس از انجام این کار در ۷ دوره، در دوره هشتم، به جای سال چهارم، بر سال پنجم یک روز بیفزایند. این گاهشمار از سال ۳۹۲ هجری آغاز شد.

نوروز در دوران صفویان نیز برگزار می‌شد. در سال ۱۵۹۷ میلادی، شاه عباس صفوی مراسم نوروز را در عمارت نقش جهان اصفهان برگزار نمود و این شهر را پایتخت همیشگی ایران اعلام نمود.


نوروز در دوران معاصر
نوروز به عنوان یک میراث فرهنگی در دوران معاصر همواره مورد توجه مردم قرار داشته و هر ساله برگزار می‌شود. البته برگزاری جشن نوروز به صورت آشکار در برخی از کشورها توسط برخی حکومت‌ها برای مدت زمانی ممنوع بوده است. حکومت شوروی برگزاری جشن نوروز را در برخی از کشورهای آسیای میانه مانند ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان ممنوع کرده بود و این ممنوعیت تا زمان میخائیل گورباچف ادامه داشت. با این وجود، مردم این مناطق نوروز را به‌گونهٔ پنهانی و یا در روستاها جشن می‌گرفته‌اند. همچنین برخی از مردم این مناطق برای جلب موافقت مقامات محلی نام دیگری بر روی نوروز می‌گذاشتند؛ به‌طور مثال در تاجیکستان، مردم با اتلاق جشن لاله یا جشن ۸ مارس سعی می‌کردند که آیین‌های نوروز را بی مخالفت مقامات دولتی به جای آورند. همچنین در افغانستان، در دوران حکومت طالبان، برگزاری جشن نوروز ممنوع بود و این حکومت تنها تقویم هجری قمری را به رسمیت می‌شناخت.


نوروز در اشعار فارسی
گویندگان ایرانی از دیرباز تاکنون در وصف نوروز و جشن فروردین که همراه مواهب گرانبهای طبیعت و هنگام تجدید عهد نشاط و شادمانی است، داد سخن داده‌اند و ما در ذیل به برخی از لطایف اشعار پارسی در این موضوع اشارت می‌کنیم

فرخی ترجیع‌بند مشهوری در وصف نوروز دارد که بند اول آن چنین است:
ز باغ ای باغبان ما را همی بوی بهار آید  کلید باغ ما را ده که فردامان به کار آید
کلید باغ را فردا هزاران خواستار آید  تو لختی صبر کن چندان که قمری بر چنار آید
چو اندر باغ تو بلبل به دیدار بهار آید  ترا مهمان ناخوانده به روزی صد هزار آید
کنون گر گلبنی را پنج شش گل در شمار آید  چنان‌دانی که هرکس را همی زو بوی یار آید
بهار امسال پندار همی خوشتر ز پار آید  وزین خوشتر شود فردا که خسرو از شکار اید
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزی  ملک را در جهان هر روز جشنی داد و نوروزی

منوچهری مسمطی در نوروز ساخته که بند اول آن این است:
آمد نوروز هم از بامداد  آمدنش فرخ و فرخنده باد
باز جهان خرم و خوب ایستاد  مرز زمستان و بهاران بزاد
ز ابر سیه روی سمن بوی داد  گیتی گردید چو دارالقرار

هم او در مسمط دیگر گفته:
نوروز بزرگم بزن ای مطرب نوروز  زیرا که بود نوبت نوروز به نوروز
برزن غزلی نغز و دل‌انگیز و دلفروز  ور نیست ترا بشنو از مرغ نوآموز
کاین فاخته زان کوز و دگر فاخته زانکوز  بر قافیه خوب همی خواند اشعار

بوالفرج رونی گوید:
جشن فرخنده فروردین است  روز بازار گل و نسرین است
آب چون آتش عود افروزست  باد چون خاک عبیر آگین است
باغ پیراسته گلزار بهشت  گلبن آراسته حورالعین است

مسعود سعد سلمان از عید مزبور چنین یاد کند:
رسید عید و من از روی حور دلبر دور  چگونه باشم بی روی آن بهشتی حور
رسید عید همایون شها به خدمت تو  نهاده پیش تو هدیه نشاط لهو و سرور
برسم عید شها باده مروق نوش  به لحن بربط و چنگ و چغانه و طنبور

جمال‌الدین عبدالرزاق گفته:
اینک اینک نوبهار آورد بیرون لشکری  هریکی چون نوعروسی در دگرگون زیوری
گر تماشا می‌کنی برخیز کاندر باغ هست  با چون مشاطه‌ای و باغ چون لعبت گری
عرض لشکر می‌دهد نوروز و ابرش عارض است  وز گل و نرگس مراد را چون ستاره لشکری

حافظ در غزلی گفته:
ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی  از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن  که قارون را غلطها داد سودای زراندوزی
ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعلست  که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی  به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

هاتف در قصیده‌ای گوید:
نسیم صبح عنبر بیز شد بر توده غبرا  زمین سبز نسرین خیز شد چون گنبد خضرا
ز فیض ابر آزادی زمین مرده شده زنده  ز لطف باد نوروزی جهان پیر شد برنا
بگرد سرو گرم پرفشانی قمری نالان  به پای گل به کار جان سپاری بلبل شیدا...
همایون روز نوروز است امروز و بیفروزی  بر اورنگ خلافت کرده شاه لافتی ماوی

قاآنی در قصیده‌ای به وصف نخستین روز بهار گوید:
رساند باد صبا مژده بهار امروز  ز توبه توبه نمودم هزار بار امروز
هوا بساط زمرد فکند در صحرا  بیا که وقت نشاطست و روز کار امروز
سحاب بر سر اطفال بوستان بارد  به جای قطره همی در شاهوار امروز
رسد به گوش دل این مژده‌ام ز هاتف غیب  که گشت شیر خداوند شهریار امروز


جغرافیای نوروز

منطقه‌ای که در آن جشن نوروز برگزار می‌شد، امروزه شامل چند کشور می‌شود و همچنان در این کشورها جشن گرفته می‌شود. برخی آیین‌های نوروز در این کشورها با هم متفاوت‌اند. مثلاً در افغانستان سفره هفت‌میوه می‌چینند؛ اما در ایران سفره هفت سین می‌اندازند.

جغرافیای نوروز با نام نوروز یا مشابه آن، سراسر خاورمیانه، بالکان، قزاقستان، تاتارستان، در آسیای میانه چین شرقی (ترکستان چین)، سودان، زنگبار، در آسیای کوچک سراسر قفقاز تا آستراخان و نیز آمریکای شمالی، هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال و تبت را شامل می‌شود. همچنین کشورهایی مانند مصر و چین جزو سرزمین‌هایی نیستند که در آنها نوروز جشن گرفته می‌شد، اما امروزه جشن‌هایی مشابه جشن نوروز در این کشورها برگزار می‌شود.

در تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۰۹(۱۰ فروردین ۱۳۸۸)، پارلمان فدرال کانادا، اولین روز بهار هر سال را به عنوان نوروز (Nowruz Day)، عید ملی ایرانیان و بسیاری اقوام دیگر نامگذاری کرد.

در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۱۰ سازمان ملل متحد با تصویب یک قطعنامه در مقر سازمان در نیویورک، عید نوروز را به عنوان روز بین‌المللی نوروز و فرهنگ صلح در جهان به رسمیت شناخت.


 
کشورهایی که نوروز را جشن می‌گیرند
ایران • افغانستان • تاجیکستان • ترکمنستان • عراق • ترکیه • سوریه • لبنان • جمهوری آذربایجان • ازبکستان • قرقیزستان • قزاقستان • پاکستان 
 
کشورهایی که جشنی مشابه نوروز دارند
 ارمنستان • مصر • چین • زنگبار
 
آیین های مرتبط با جشن نوروز
 
 خانه‌تکانی
خانه‌تکانی یکی از آیین‌های نوروزی است که مردم بیشتر مناطقی که نوروز را جشن می‌گیرند به آن پایبندند. در این آیین، تمام خانه و وسایل آن در آستانه نوروز گردگیری، شستشو و تمیز می‌شوند. این آیین در کشورهای مختلف از جمله ایران، تاجیکستان و افغانستان برگزار می‌شود.

آتش‌افروزی
 برگزاری مراسم آتش‌افروزی در میان کردها در شهر استانبول،ترکیهرسم افروختن آتش، از زمان‌های کهن در مناطق نوروز متداول شده است. در ایران ، جمهوری آذربایجان و بخش‌هایی از افغانستان، این رسم به‌صورت روشن کردن آتش در شب آخرین چهارشنبه سال متداول است. این مراسم چهارشنبه‌سوری نام دارد. پریدن از روی آتش در ایام نوروز در ترکمنستان نیز رایج است. همچنین رسم افروختن آتش در بامداد نوروز بر پشت بام‌ها در میان برخی از زرتشتیان (از جمله در برخی از روستاهای یزد در ایران) مرسوم است. در سالهای نه چندان دور مردم به تپه ها و دشت های اطراف رفته و با جمع کردن بوته های خار آن را به محله خود آورده و در غروب آفتاب هفت کپه بوته کوچک درست می کردند و ظرف چند دقیقه همه همسایه ها از روی آن می پریدند ولی متاسفانه در سالهای اخیر این آیین شاد و بی خطر تبدیل به میدان جنگی شده با سر و صداهای ناهنجار انفجار نارنجکها و خطرات و مزاحمت برای مردم که جای بسی تاسف دارد و همه ساله از چند روز قبل از چهارشنبه سوری آسایش را از مردم سلب می نماید



سفره‌های نوروزی

 
سفره هفت سین از سفره‌های نوروزی است که در ایران، جمهوری آذربایجان و برخی از نقاط افغانستان رایج است.پرونده
 سفره‌های نوروزی یکی از آیین‌های مشترک در مراسم نوروز در بین مردمی است که نوروز را جشن می‌گیرند. در بسیاری از نقاط ایران ، جمهوری آذربایجان و برخی از نقاط افغانستان، سفره هفت سین پهن می‌شود. در این سفره هفت چیز قرار می‌گیرد که با حرف سین آغاز شده باشد؛ مثل سرکه، سنجد، سمنو، سیب و...پهن کردسفره هفت سین در ایران آداب و رسوم خاصی دارد. روی سفره آینه می گذارن که نشانه روشنایی، شمع که نشانه نورو درخشش، یک کاسه آب که نشانه پاکی می‌باشد.برای زیبایی سفره از سنبل استفاده می‌کنندو این جزء سین‌های هفت سین به حساب نمی‌آید. برای تزئین سفره از تخم مرغ رنگ شده استفاده می‌شود. بعد از ورود ماهی قرمز از چین به ایران از این ماهی‌های کوچک جهت زیبایی سفره هفت سین استفاده می‌شود همچنین بعد از ورود اسلام به ایران کتاب قرآن نیز بر روی سفره قرارداده می‌شود. تمامی هفت سینی که چیده می‌شود یک معنی خاص را نیز به همراه دارند. مثلا سیب نماد زیبایی وتن درستی است؛سنجد به روایتی نماد عشق و محبت است؛سبزه سرسبزی زندگی؛سمنو برکت؛سکه رزق و روزی؛و سیر سمبل شفاو سلامتی است. در کابل و شهرهای شمالی افغانستان، سفره هفت میوه متداول است. در این سفره، هفت میوه قرار می‌گیرد، از جمله؛ کشمش سبز و سرخ، چارمغز، بادام، پسته، زردآلو و سنجد. چیدن سفره‌ای مشابه با استفاده از میوه خشک شده، در بین شیعیان پاکستان هم مرسوم است.


علاوه بر این، سفره هفت شین در میان زرتشتیان، و سفره هفت میم در برخی نقاط واقع در استان فارس در ایران متداول است. در جمهوری آذربایجان نیز بدون توجه به عدد هفت، بر روی سفره‌های نوروزی خود، آجیل قرار می‌دهند.

غذاهای نوروزی
یکی از متداول‌ترین غذاهایی که به مناسبت نوروز پخته می‌شود، سمنو (سمنک، سومنک، سوملک، سمنی، سمنه) است. این غذا با استفاده از جوانه گندم تهیه می‌شود. در بیشتر کشورهایی که نوروز را جشن می‌گیرند، این غذا طبخ می‌شود. در برخی از کشورها، پختن این غذا با آیین‌های خاصی همراه است. زنان و دختران در مناطق مختلف ایران،افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان سمنو را به‌صورت دسته‌جمعی و گاه در طول شب می‌پزند و درهنگام پختن آن سرودهای مخصوصی می‌خوانند.

پختن غذاهای دیگر نیز در نوروز مرسوم است. به‌طور مثال در بخش‌هایی از ایران؛ سبزی پلو با ماهی، در ترکمنستان؛ نوروزبامه، در قزاقستان؛ اویقی آشار، در بخارا؛ انواع سمبوسه پخته می‌شود. به‌طور کلی پختن غذاهای نوروزی در هر منطقه‌ای که نوروز جشن گرفته می‌شود مرسوم است و هر منطقه‌ای غذاها و شیرینی‌های مخصوص به خود را دارد.

دید و بازدید نوروزی
دید و بازدید عید یا عید دیدنی یکی از سنت‌های نوروزی است که در بیشتر کشورهایی که آن را جشن می‌گیرند، متداول است. در برخی از مناطق، یاد کردن از گذشتگان و حاضر شدن بر مزار آنان در نوروز نیز رایج است.

سیزده بدر یا طبیعت ‌گردی
مردم ایران روز سیزدهم فروردین، به مکان‌های طبیعی مانند پارک‌ها، باغ‌ها، جنگل‌ها و ماطق خارج از شهر می‌روند. این مراسم سیزده‌به‌در نام دارد. از کارهای رایج در این جشن، گره زدن سبزه و گفتن دروغ سیزده است. مراسم سیزده‌به‌در در مناطق غربی افغانستان ازجمله شهر هرات نیز برگزار می‌شود. با وجودی که روز سیزدهم فروردین در کشور افغانستان جزو تعطیلات رسمی نیست، اما مردم این مناطق برای گردش در طبیعت، عملاً کسب و کار خود را تعطیل می‌کنند. مردم این منطقه همچنین اولین چهارشنبه سال را نیز با گردش در طبیعت سپری می‌کنند. علاوه بر این، ساکنان کابل در افغانستان، در طول دو هفته اول سال برای گردش به همراه خانواده به مناطقی که در آنها گل ارغوان می‌روید، می‌روند.

یکی دیگر از آیین‌های نوروز که در آسیای میانه و کشور تاجیکستان مرسوم است، مراسم گل‌گردانی و بلبل‌خوانی است. گل گردان‌ها از دره و تپه و دامنهٔ کوه‌ها، گل چیده و اهل دهستان خود را از پایان یافتن زمستان و فرا رسیدن عروس سال و آغاز کشت و کار بهاری و آمدن نوروز مژده می‌دهند.

جشن جهانی نوروز
در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین دورهٔ جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و این شهر به عنوان «دبیرخانهٔ نوروز» شناخته شد. در این جشن، سران کشورهایی که نوروز را جشن می‌گیرند گردهم می‌آیند و این آیین باستانی را گرامی می‌دارند. هر ساله یکی از این کشورها، میزبان جشن جهانی نوروز است.



::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : یکشنبه 17 اسفند 1393
پیامک ایام فاطمیه
دیگر آن خنده‌ی زیبا به لب مولا نیست
همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست
قطره‌ی اشک علی تا به ته چاه رسید
چاه فهمید که کسی همچو علی تنها نیست
.
.
.
دل از غم فاطمه توان دارد، نه
و ز تربتِ او کسی نشان دارد، نه
آن تربتِ گمگشته به بَر، زوّاری
جز مهدی صاحب الزمان دارد، نه
.
.
.
الا ای چاه یارم را گرفتند
گلم ، باغم ، بهارم را گرفتند
میان کوچه ها با ضرب سیلی
همه دار و ندارم را گرفتند
شهادت حضرت فاطمه(س) تسلیت باد
.
.
.
ای ماه تمام ، از همه بهتر من
ای مهر مدام ، سایه ی بر سر من
من سیدم و مادر سادات تویی
آه ای همه افتخار من ، مادر من
.
.
.
نباریده ست بارانی در آتش
دری می سوخت پنهانی در آتش
بر ابراهیم آتش شد گلستان
ولی اینجا گلستانی در آتش
.


::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : دوشنبه 11 اسفند 1393
فاطمیه
فاطمه زهرا وجود دارد، ایّام فاطمیّه یا ایام وفات فاطمه زهرا به فاصلهٔ بین این دو تاریخ یعنی ۱۳ جمادی‌الاول تا ۳ جمادی‌الثانی گفته می‌شود.[۱] مراسم ایام فاطمیه جمعاً ۶ روز می‌باشد، ۳ روز در ماه جمادی‌الاول و ۳ روز در ماه جمادی‌الثانی. فاطمیّه اول از ۱۳ تا ۱۵ جمادی‌الاول است و فاطمیّه دوم از سوم تا پنجم جمادی‌الثانی می‌باشد که شیعیان به عزاداری برای فاطمه دختر پیامبر اسلام می‌پردازند.[۲]

محتویات

تاریخ ایام فاطمیه

Fatimah Calligraphy.png
زندگی
نام‌ها و القاب · اختلاف مالی فاطمه و عباس با خلافت · خطبه فدکیه · رویداد خانه فاطمه
در قرآن
سوره دهر · سوره کوثر · آیه تطهیر · آیه مباهله · آیه نور
جای‌ها
در مکه: محله بنی‌هاشم · شعب ابی‌طالب · در مدینه: بقیع · بیت‌الاحزان · درخت کنار · سقیفه  · مسجد النبی  · در شمال حجاز: فدک
افراد
خانواده محمد · خدیجه · علی
فرزندان حسن · حسین · زینب · ام‌کلثوم · محسن
همراهان فضه · ام‌ایمن · اسماء  · سلمان
دیگران قنفذ · مغیره · عمر · ابوبکر
مرتبط
تسبیحات فاطمه · مصحف فاطمه · لوح فاطمه · رویداد مباهله · ایام فاطمیه

شیعیان پیرامون تاریخ درگذشت فاطمه دو روایت متفاوت شامل هفتاد و پنج روز بعد از درگذشت محمد و دیگری نود و پنج روز را مورد وثوق می‌دانند. از آنجا که درگذشت محمد در در بیست و هشتم صفر بوده‌است به روایت هفتاد و پنج روز، در مورخ سیزدهم تا پانزدهم جمادی الأوّل را «فاطمیه اول» می‌دانند. بنا به روایت نود و پنج روز، تاریخ درگذشت فاطمه را در سوم تا پنجم جمادی‌الثانی دانسته و آنرا «فاطمیه دوم» می‌نامند.[نیازمند منبع]

در فرهنگ عامه، به دهه دوم جمادی‌الاول، از دهم تا بیستم آن ماه که بر اساس روایت ۷۵ روز درگذشت فاطمه در میان آن روزها واقع شده‌است، «دهه اول فاطمیه» و به دهه اول جمادی‌الثانی، از اول تا دهم جمادی‌الثانی که بنا به روایت ۹۵ روز، درگذشت فاطمه در میان این روزها اتفاق افتاده «دهه دوم فاطمیه» می‌گویند.[نیازمند منبع]

در فرهنگ عامه شیعیان عراق به جای دو دهه سه دهه برگزار می‌شود، که «دهه اول فاطمیه» ۴۰ روز بعد از درگذشت محمد می‌باشد، که مورخ هشتم ربیع‌الثانی است. البته این تقسیم بندی در شهرهایی مانند قم و تهران نیز وجود دارد.[نیازمند منبع]

علت اختلاف تاریخ

در نوشته‌های عربی قدیم از نقطه استفاده نمی‌شده است و کلیهٔ حروف دارای نقطه نبودند، به‌همین خاطر "هفتاد" و "نود" در زبان عربی مانند هم نوشته می‌شده است، که برای تاریخ نویسان دوره‌های بعد قابل تشخیص از هم نبوده‌است.

وقایع منجر به مرگ

شیعیان معتقدند در اثر صدمات و جراحات وارده که در حین رویداد خانه فاطمه اتفاق افتاد و منجر به شکستگی پهلو و سقط جنین وی گردید فاطمه کشته شده است. در عین حال شیعیان بر این نظر دارند که فاطمه بین ۷۵ تا ۹۵ روز پس از وفات محمد درگذشته است.[۳][۴][۵][۶][۷][۸][۹] بگفتهٔ روایاتی که در منابعی مانند یعقوبی آمده‌است، زنان قریش و همسران محمد به دیدن فاطمه می‌آیند. اما فاطمه به اسما بیوه جعفر ابن ابی طالب، می‌گوید که از ورود آنان جلوگیری کنند. زیرا فاطمه در وضع بسیار بدی بود و در اثر بیماری بسیار نحیف شده بود.

تدفین

به گفته دانشنامه اسلام اکثریت منابع اولیه تدفین فاطمه را شبانه، مخفی و بدون حضور ابوبکر و عمر می‌دانند.

دنیس صوفی معتقد است به دلیل تواتر روایت‌های ناراحتی فاطمه از ابوبکر، به نظر می‌رسد مراسم کفن و دفن فاطمه به خواسته خود او در شب انجام شده تا ابو بکر به عنوان رئیس جامعه نتواند با مراسم تشییع او کاری داشته باشد.[۱۰]

::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : دوشنبه 11 اسفند 1393
ربیع الاول

سم الله الرّحمن الرّحیم

ربیع الاول,اس ام اس ربیع الاول,اعمال ماه ربیع الاول



فضیلت و اعمال ماه ربیع الاول
ماه ربیع الأوّل ؛ { اهمّیت / فضیلت . آداب و اعمال . وقایع }
فضیلت : این ماه مانند نامش بهار ماه های دوازده گانه است؛ چون ولادت رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در این ماه اتّفاق افتاده است ... ( المراقبات . ص 71 ) .
روزه ی روز 17ربیع الأوّل بسیار فضیلت دارد و این روز، یکی از آن چهار روز است که در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است (مفاتیح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربیع الأّوّل ).


ربیع الاول,اس ام اس ربیع الاول,اعمال ماه ربیع الاول


آداب و اعمال :
شب اوّل :
این شب در سال سیزدهم بعثت، مبداء هجرت حضرت رسول صلّی الله علیه و آله از مکّه معظّمه به مدینه منوّره بود و در آن شب در غار ثور مخفی شد و حضرت امیر علیه السّلام جان خود را فدای جان شریف او نمود و در جای آن حضرت خوابید ... و این آیه در شأن ایشان نازل شد : (( وَ مِنَ النَّاسِ مَن یشری نَفسَهُ ابتِغَآءَ مَرضَاتِ اللهِ )) (مفاتیح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربیع الأّوّل ).
روز اوّل :
1- روزه . 2- زیارت : مناسب است زیارت جناب رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم و امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام در این روز (مفاتیح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربیع الأّوّل ) .
روز هشتم :
1- حزن و اندوه از شهادت حسن عسکری علیه السّلام و عرض تسلیت به حضرت بقیه الله عجّل الله تعالی فرجه الشّریف : در این روز وفات امام ابی محمّد الحسن الزّکی العسکری علیه السّلام واقع گردیده و برای مراقب سزاوار است که در این روز، محزون و اندوهناک باشد بویژه از لحاظ این که صاحب مصیبت در آن روز، حجّت عصر و امام زمان او ارواح العالمین فداه و علیه و علی آبائه صلوات الله می باشد و به آنچه او را در نظر آید آن حضرت را زیارت کند و امام علیه السّلام را به آنچه مناسب داند تعزیت و تسلیت گوید؛
2- آغاز امامت، ولایت و خلافت حضرت بقیه الله عجّل الله تعالی فرجه الشّریف : سپس به شکرانه ی خلافت امام علیه السّلام خدای را شکر گوید و از غیبت و دوری او اظهار تأثّر نماید و زمان ظهور و فوائدی که از آن عاید می گردد و انوار و خیرات و برکاتی که به مردم می رسد به یادآورد ( المراقبات .ص 75 ).
3- زیارت : مناسب است زیارت آن دو امام بزرگوار در این روز (مفاتیح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربیع الأّوّل ).
روز نهم :
1- در این روز تنها یک روایتی وارد شده که در آن هلاک (( دشمن خدا )) اتّفاق افتاده است. این روز، روز سرور شیعیان آل محمّد صلوات الله علیهم اجمعین می باشد. و بین شیعیان این امر مشهور گشته و هر چند سایر روایات موافق و مساعد با آن نیست لکن ممکن است که تقیه اقتضای تغییر وقت را نموده باشد. ( المراقبات . ص 76 ) .
2- روز اوّلِ امامت حضرت ولی عصر بقیه الله عجّل الله تعالی فرجه الشّریف (مفاتیح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربیع الأّوّل ) .
روز دهم :
تزویج رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم با{حضرت}خدیجه علیها السّلام در این روز صورت گرفت ...(المراقبات .ص 76 ) .
روز دوازدهم :
به روایتی ولادت حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم می باشد. همچنین در این روز پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در سال سیزدهم بعثت وارد مدینه شدند (و پس از ورود ایشان به مدینه ؛ هجرت ایشان،مبداء تاریخ اسلامی قرار گرفت) (مفاتیح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربیع الأّوّل )
روز هفدهم :
ولادت باسعادت و با برکت خاتم الأنبیاء حضرت محمّد بن عبدالله صلّی الله علیه و آله و سلّم می باشد و معروف آن است که ولادت با سعادتش در مکّه معظّمه در خانه ی خود آن حضرت واقع شده در روز جمعه در وقت طلوع فجر در عام الفیل در ایام سلطنت انوشیروان عادل. همچنین در این روز شریف در سال 83 ه.ق ولادت با برکت حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام واقع شده است و باعث مزید فضل و شرافت این روز گردیده است (مفاتیح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربیع الأّوّل ) .
اعمال مهمّه در این روز :
1- غسل .
2- روزه : از برای آن فضیلت بسیار است و روایت شده هر که این روز را روزه بدارد ثواب روزه ی یک سال را خدا برای او می نویسد و این روز یکی از آن چهار روز است که در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است.
3- زیارت : زیارت حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم و همچنین زیارت امام امیرالمؤمنین علیه السّلام . 4- نماز : دو رکعت نماز که در هر رکعتی یک مرتبه حمد و ده مرتبه سوره قدر و ده مرتبه سوره اخلاص است، بگزارد و پس از نماز در محلّ نماز بنشیند و دعائی که روایت شده است بخواند : اَللَّهُمَّ اَنتَ حَی لاَ تَمُوتُ ...
5- تصدّق و خیرات : مسلمانان این روز را تعظیم بدارند و تصدّق و خیرات نمایند و مؤمنین را مسرور کنند و به زیارت مشاهد مشرّفه بروند. (مفاتیح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربیع الأّوّل ) .
6- عید گرفتن : به آنچه موافق حقیقت عید است (عمل کند) یعنی به آنچه که در شرع وارد گشته نه آنچه خلاف مقرّرات شرع باشد همچنان که عادت و سنّت پاره ای از نادانان است که به لهو و لعب بلکه پاره ای از افعال حرام می پردازند.
ا : حقیقت عید : عید عبارت از ... موسمی است که ( حق متعال ) ، نیکوکار و بدکار را برای حضور در برابر خویش به عرض خاکساری و مسکنت و اظهار مراسم عبودیت خوانده تا در آن، جایزه و بخشش کند و لباس امان و خلعت بر آنان بپوشاند ...
ب : برای هر مجلسی لباس مخصوصی و زینتی مناسب آن لازم است و لباس شایسته ی اهل چنین مجلس(ی)، لباس تقوا و تاج آنها، تاج کرامت و وقار می باشد ؛ یعنی لباس اهل این مجلس تخلّق به اخلاق حسنه و تاج معارف ربّانیه و تطهیر آنها، پاکیزه ساختن دل از اشتغال به غیر خدا و بوی خوش ایشان، ذکر خدا و درود بر رسول خدا و آل طاهرین او{علیهم السّلام} است ( المراقبات .ص81 - 84 ) .


ربیع الاول,اس ام اس ربیع الاول,اعمال ماه ربیع الاول


وقایع :

شب اوّل ربیع الأوّل سال 13 بعثت ؛ هجرت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم از مکّه به مدینه وجان فشانی امام امیرالمؤمنین علیه السّلام و خوابیدن در بستر ایشان برای حفظ جان پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم
8 ربیع الأوّل سال 260 ه.ق ؛ شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السّلام در سنّ 28 سالگی و آغاز امامت و ولایت و خلافت حضرت بقیه الله الأعظم عجّل الله تعالی فرجه الشّریف از لحظه ی شهادت امام حسن عسکری علیه السّلام .
9 ربیع الأوّل ؛ هلاکت غاصب دوم .
10 ربیع الأوّل ؛ سالروز ازدواج حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم با حضرت خدیجه علیها السّلام .
14 ربیع الأوّل سال 64 ه.ق ؛ به درک رفتن یزید بن معاویه لعنه الله علیهما
17ربیع الأوّل سال عام الفیل ؛ ولادت با سعادت و با برکت حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم و در سال 83 ه.ق ولادت با سعادت و با برکت حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام .

**روزشمار ربیع الاول**

اول ربیعُ الاول:
-هجرت حضرت محمد - نخستین سال هجرت -لیلة المبیت و نزول آیه (وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ، وَ اللّهُ رَئوُفٌ بِالْعِباد) در شأن علی بن ابیطالب- سال اوّل هجری قمری.
-آغاز قیام توابین در کوفه به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی ۶۵ قمری.
- کشته‌شدن حسن عسکری به روایت شیخ طوسی و کفعمی ۲۶۰ قمری.
-سریه عبیدة بن حارث - سال دوّم هجری قمری
-نامه معاویه به امام علی بن ابی طالب(ع)- سال ۳۶ هجری قمری
-کشته شدن مسوّر بن مخرمه در خانه خدا - سال ۶۴ هجری قمری
-ماموریت موفق عباسی برای نبرد با صاحب الزّنج - سال ۲۵۸ هجری قمری

دوم ربیع الاول:
-درگذشت سید محمد باقر شفتی ۱۲۶۰ هجری قمری.

سوم ربیع الاول:
-درگذشت محمد بن احمد بن موسی مبرقع در قم - سال۳۱۵ هجری قمری
-یورش حصین بن نمیر به مکه به دستور یزید و آتش زدن کعبه ۶۴ قمری.
-مرگ آقا محمد کبیر مدفون در قبرستان شیخان قم ۱۲۸۸ قمری.

چهارم ربیع الاول:
-درگذشت محدث بزرگ شیخ یوسف بحرانی صاحب اثر «الحدائق الناضره» ۱۱۸۶ قمری.
-خروج محمد از غار ثور به سمت مدینه سال اول قمری.

پنجم ربیع الاول:
-مرگ سکینه دختر حضرت حسین - سال ۱۱۷ هجری قمری
-زیارت قبر محمد توسط فاطمه.
-مرگ حاج شیخ مهدی واعظ خراسانی ۱۳۷۰ قمری.

ششم ربیع الاول:
-زادروز جلال الدین محمد رومی بلخی مشهور به مولوی ۶۴۰ قمری.

هفتم ربیع الاول:
-کشته‌شدن محسن فرزند علی۱۱ قمری.

هشتم ربیع الاول:
-مرگ حسن بن علی العسکری- به هنگام صبح بعد از نماز و قبل از طلوع آفتاب - سال ۲۶۰ هجری قمری.
-آغاز امامت مهدی ۲۶۰ قمری.
-مرگ شیخ حسین بن عبدالصمد عاملی پدر شیخ بهایی ۹۸۴ قمری.

نهم ربیع الاول:
-کشته شدن عمر بن خطاب به دست فیروز ابو لؤلؤ.
-مرگ هشام بن عبدالملک - سال ۱۲۵هجری قمری.
-آغاز بنای مسجد گوهرشاد به فرمان گوهرشاد بیگم (همسر سلطان شاهرخ میرزا و جانشین امیر تیمور گورکانی) ۸۱۲ قمری.
-کشته شدن عمر ابن سعد به دست لشکریان مختار ثقفی

دهم ربیع الاول:
-مرگ عبدالمطّلب، نیای محمد سال هشتم عام الفیل
-ازدواج محمد با خدیجه- سال ۲۵ عام الفیل.
-درگذشت مالک بن انس پیشوای مذهب مالکی ۱۷۹ قمری.

یازدهم ربیع الاول:
-مرگ سید حسن صدر ۱۳۵۴ قمری.

دوازدهم ربیع الاول:
-زادروز محمد به روایت اهل سنت
-آغاز هفته وحدت.
-ورود محمد به مدینه سال اول هجری.
-زادروز سید علی مولف ریاض المسائل ۱۱۶۱ قمری.
-قیام مختار ثقفی در کوفه - سال ۶۶ هجری قمری
-درگذشت احمدبن حنبل پیشوای حنبلیان - سال ۲۴۱ هجری قمری

سیزدهم ربیع الاول:
-مرگ آیت الله بهاءالدینی ۱۴۱۸ قمری.

چهاردهم ربیع الاول:
-مرگ هادی عباسی.
-مرگ یزیدبن معاویه لعنت الله علیه ۶۴ قمری.
-مرگ حسین طباطبایی قمی رهبر قیام علیه کشف حجاب رضاخانی در مشهد ۱۳۶۶ قمری.
-خلافت هارون الرّشید - سال ۱۷۰ هجری قمری.
-مرگ آیت الله کوهستانی مازندرانی ۱۳۹۱ قمری.

پانزدهم ربیع الاول:
-سریه حمزة بن عبدالمطلب علیه السلام- سال دوّم هجری
-مرگ یزید بن معاویه - سال ۶۴ هجری قمری
-خلافت معاویه دوّم اموی - سال ۶۴ هجری قمری
-مرگ ابو محمد سلیمان بن مهران کوفی مشهور به أعمش کوفی - سال ۱۴۸ هجری قمری
-مرگ احمد بن مقتدر، معروف به الرّاضی باللّه (بیستمین خلیفه عباسی) سال ۳۲۹ قمری

شانزدهم ربیع الاول:
-مرگ سید حسین قمی ۱۳۶۶ قمری.
-مرگ فاضل تونی بشروی مولف وافیه ۱۰۷۱ قمری.
-مرگ حاج میرزا احمد مدرس یزدی ۱۳۹۱ قمری.
-مرگ سید روح‌الله خاتمی نماینده روح‌الله خمینی و امام جمعه یزد ۱۴۰۹ قمری.

هفدهم ربیع الاول:
-زادروز محمد اوّل عام الفیل
-زادروز جعفر صادق سال ۸۳ هجری قمری
هجدهم ربیع الاول:
-مرگ میرزا تقی‌خان فراهانی مشهور به امیر کبیر - صادر کننده فرمان قتل سیدعلی محمد باب و موسس مدرسه دارُالفُنون ۱۲۶۸ قمری.
-مرگ سید محمد طباطبایی عاملی صاحب مدارک الاحکام ۱۰۰۹ قمری.

نوزدهم ربیع الاول:
-مرگ ذبیح الله محلاتی صاحب ریاحین الشریعه

بیستم ربیع الاول:
-حکومت ولید بن یزید اموی - سال ۱۲۵ قمری
-خلافت متّقی عباسی - سال ۳۲۹ هجری قمری.

بیست و یکم ربیع الاول:
-مرگ ملامحمدباقر واعظ تهرانی صاحب خصائص فاطمیه ۱۳۱۳ قمری.

بیست و دوم ربیع الاول:
-غزوه بنی نضیر - سال چهارم هجری‌قمری
-بیرون راندن یهودیان از مدینه و بخشیدن فدک به فاطمه توسط محمد[نیازمند منبع]

بیست و سوم ربیع الاول:
-ورود فاطمه به شهر قم ۲۱۰ قمری.
-مرگ میرزا جواد آقا تهرانی ۱۴۱۰ قمری.

بیست و چهارم ربیع الاول:
-مرگ هنرمند خوشنویس علی بن هلال بغدادی مشهور به ابن بواب کاتب نفیس ترین قرآن موجود در کتابخانه چستربیتی ایرلند ۴۱۳ قمری.

بیست و پنجم ربیع الاول:
-غزوه دومة الجندل - سال پنجم هجری قمری
-صلح حسن - سال ۴۱ هجری قمری
-مرگ سید مرتضی علم الهدی ۴۳۶ قمری.
-کشته‌شدن سعیدبن جبیر به دست حجاج

بیست و ششم ربیع الاول:
-صلح حسن با معاویه ۴۱ قمری.

بیست و هفتم ربیع الاول:
-مرگ سید محسن حکیم ۱۳۹۰ قمری.

بیست و هشتم ربیع الاول:
-انقراض سلسله ساسانی ۳۱ قمری.

بیست و نهم ربیع الاول:
-حرکت علی برای جنگ جمل ۳۶ هجری.
-تاسیس دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه در قاهره ۱۳۶۶ قمری.
-مرگ حاج حسین شاهرودی ۱۴۱۰ قمری.


**


::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : چهارشنبه 3 دی 1393
احادیثی گهربار از ائمه درباره نیکی به پدرومادر



احادیثی گهربار از ائمه درباره نیکی به پدر و مادر

1. پیامبر اکرم (ص): نسبت‏ به پدر و مادر نیکوکار باش تا پاداش تو بهشت‏ باشد ولی اگر عاق آنها شوی جهنمی خواهی بود.
اصول کافی، ج 2، ص 348

 ----------------------------------------

2. امام رضا (ع) : نیکی به پدر و مادر واجب و لازم است اگرچه مشرک و کافر باشند، ولی در معصیت‏ خدا نباید اطاعتشان کرد.
بحار الانوار، ج 74، ص 72

----------------------------------------
3. امام کاظم (ع) : مردی از پیامبر خدا (ص) سؤال کرد: حق پدر بر فرزند چیست؟ حضرت فرمود: 1 - او را با نام صدا نکند 2 - در راه رفتن از او جلو نیفتند. 3 - قبل از او ننشیند. 4 - کاری انجام ندهد که مردم پدرش را فحش بدهند.
 بحار الانوار، ج 74، ص 45


----------------------------------------
4. امام باقر (ع) : در سه چیز خداوند متعال به احدی اجازه ترک آنها را نداده است: 1- ادای امانت‏ به مرد نیکوکار و فاسق 2- وفای به عهد و پیمان نسبت‏ به نیکوکار و فاسق 3- نیکی به پدر و مادر، نیکو کار باشند یا فاسق ولا ابالی
 بحار الانوار، ج 74، ص 56

----------------------------------------
5. امام علی (ع) : کسی که پدر و مادر خویش را غمگین سازد عاق والدین شده است.
بحار الانوار، ج 74، ص 64

----------------------------------------
6. امام هادی (ع) : نافرمانی(فرزند از پدر و مادر) مصیبت مصیبت نادیدگان است.
 مستدرک، ج15، ص194؛ بحارالانوار، ج75، ص369، باب28


----------------------------------------
7. پیامبر اکرم (ص) : کسی که دستور الهی را در مورد پدر و مادر اطاعت کند، دو درب از بهشت‏ برویش باز خواهد شد، اگر فرمان خدا را در مورد یکی از آنها انجام دهد یک درب گشوده می‏ شود.
کنز العمال، ج 16، ص 467

----------------------------------------
8. پیامبر اکرم (ص) : بنده‏ ای که مطیع پدر و مادر و پروردگارش باشد، روز قیامت در بالاترین جایگاه است.
کنز العمال، ج 16، ص 467

----------------------------------------
9. پیامبر اکرم (ص) : کسی که به نیت پدر و مادرش حج انجام دهد یا بدهکاری آنها را بپردازد خداوند او را در روز قیامت‏ با نیکان بر می‏ انگیزد.
کنز العمال، ج 16، ص 468.


----------------------------------------
10. پیامبر اکرم (ص) : آنکه پدر و مادرش را خشنود کند، خدا را خشنود کرده و کسی که پدر و مادر خود را به خشم آورد، خدا را به خشم آورده است.
کنز العمال، ج 16، ص 470

----------------------------------------
11. پیامبر اکرم (ص) : کسی که دوست دارد عمرش طولانی و روزیش زیاد شود، نسبت‏ به پدر و مادرش نیکی کند و صله رحم بجای آورد.
 کنز العمال، ج 16، ص 475.

----------------------------------------
12. پیامبر اکرم (ص) : به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند، از زنان مردم چشم‏ پوشی کنید تا دیگران نسبت‏ به زنهای شما چشم‏ پوشی کنند.
 کنز العمال، ج 16، ص 466.


----------------------------------------
13. پیامبر اکرم (ص) : نگاه محبت‏ آمیز فرزند به پدر و مادرش عبادت است.
 بحار الانوار، ج 74، ص 80.

----------------------------------------
14. پیامبر اکرم (ص) : کسی که قبر پدر و مادر یا یکی از آن دو را در هر جمعه یکبار زیارت کند خداوند او را می‏ بخشد و او را نیکوکار می‏ نویسد.
کنز العمال، ج 16، ص 468.

----------------------------------------
15. پیامبر اکرم (ص) : از عاق والدین شدن بپرهیزید، زیرا با اینکه بوی بهشت از مسافت هزار سال به مشام می‏رسد، عاق والدین و کسی که قطع رحم کند آن بو را احساس نخواهد کرد. (یعنی بیش از هزار سال از بهشت فاصله دارد.)
 بحار الانوار، ج 74، ص 62.


----------------------------------------
16. پیامبر اکرم (ص) : در قیامت‏ خدا به چهار گروه نظر رحمت نخواهد کرد: 1 - عاق والدین‏2 - منت‏گذار3 - منکر قضاء و قدر4 - شرابخوار.
بحار الانوار، ج 74، ص 71.

----------------------------------------
17. پیامبر اکرم (ص) : کیفر سه گناه به قیامت نمی‏ ماند (یعنی در همین دنیا مجازات می‏ شود.) 1 - عاق پدر و مادر 2 - ظلم و تجاوز به مردم ‏3 - ناسپاسی در مقابل احسان و نیکی.

----------------------------------------
18. امام صادق (ع) : چشمهایت را جز از روی دلسوزی و مهربانی با پدر و مادر خیره مکن و صدایت را بلندتر از صدای آنها نکن دستهایت را بالای دستهای آنها مبر، و جلوتر از آنان راه مرو.
بحار الانوار، ج 74، ص 79.


----------------------------------------
19. امام صادق (ع) : هر کس با این سه نفر کشمکش کند خوار می‏گردد: پدر، سلطان حق و شخص بدهکار.
 بحار الانوار، ج 74، ص 71.

----------------------------------------
20. امام صادق (ع) : از گناهانی که هوا را تیره و تار می‏کند عاق والدین شدن است.
بحار الانوار، ج 74، ص


::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : شنبه 15 آذر 1393
پیامک شهادت حضرت رقیه (س)

ای عزیز جان خیرالمرسلین/سر به زیر افکنده ای ای ماه دین
با دل افسرده اشکم را ببین/عشق می سوزد سراپایم عمو

ای عمو تو جای بابایم حسن/می زدی صد بوسه بر رخسار من
قامتم زیبا شده با این کفن/سیر کن دیگر تماشایم عمو

ای عمو در راه تو سر می دهم/جان خود در راه داور می دهم
زیر سم اسب، پیکر می دهم/لحظه ای دیگر به صحرایم عمو

ای عمو ای کاش صد جان داشتم/یا که صدها تیغ بران داشتم
کاش از تو اذن میدان داشتم/تا ببینی شور هیجایم عمو

تشنه ام من تشنه جام حضور/راهی ام من راهی گلزار نور
می کنم از جان تو هر فتنه دور/رو به سوی خیل اعدایم عمو




::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : پنجشنبه 6 آذر 1393
اشعار مدح و شهادت حضرت رقیه (س)
اشعار مدح و شهادت حضرت رقیه ( س)***

من آن شمعم که آتش بس که آبم کرده خاموشم
همه کردند غیر از چند پروانه، فراموشم
اگر بیمار شد کس، گل برایش می برند و من
به جای دسته گل باشد سر بابا در آغوشم
پس از قتل تو ای لب تشنه، آب آزاد شد برما 
شرار آتش است این آب بر کامم نمی نوشم
اگر گاهی رها می شد زحبس سینه فریادم
به ضرب تازیانه قاتلت می کرد خاموشم
فراق یار و سنگ اهل شام و خنده دشمن 
من آخر کودکم، این بار سنگینی است بر دوشم
سپر می کرد عمه خویش را بر حفظ جان من 
نگردد مهربانیهای او هرگز فراموشم
دو چشم نیمه بازت می کند با هستیم بازی 
هم از تن می ستاند جان هم از سر می برد هوشم
بود دور از کرامت گر نگیرم دست میثم را 
غلام خویش را گرچه گنهکار است نفروشم
***استاد حاج غلامرضا سازگار**



::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : پنجشنبه 6 آذر 1393
نحوه شهادت حضرت رقیه (س)

نحوه شهادت حضرت رقیه علیهاالسلام

 

شهادت حضرت رقیه,نحوه شهادت حضرت رقیه(س),زندگی نامه حضرت رقیه (س)

 شهادت حضرت رقیه علیهاالسلام
عمه، بابایم کجاست؟
اسارت دشوار و یتیمی دردی عمیق است. یک سه ساله، چگونه می تواند تمام رنجِ تشنگی و زخم تازیانه اسارت و از آن بدتر، درد یتیمی را به جان بخرد، آن هم قلب کوچکِ سه ساله ای که تپیدن را از ضربانِ قلب پدر آموخته و شبی را بی نوازش او به صبح نرسانده است. امّا... امّا او رقیه حسین است و بزرگی را هم از او به ارث برده است. رقیه پس از عاشورا، پدر را از عمه سراغ می گیرد و لحظه ای آرام ندارد، با نگاه های کنجکاوش از هر سو ـ تمام عشقش ـ پدرش را می جوید و سکوتِ عمه، سؤال او را بی جواب می گذارد و او باز هم می پرسد: «عمه، بابایم کجاست؟...»


لحظه های بی قرار
این جا خرابه های شام، منزل گاه اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است. رقیه با اسیران دیگر وارد خرابه می شوند، اما دیگر تاب دوری ندارد. پریشان در جست و جوی پدر است. امشب رقیه، فقط پدر و نوازش های پدر را می خواهد. امشب رقیه علیهاالسلام است و عمه، امشب رقیه علیه السلام است و سر بابا، امشب ملائک آسمان از غم دختر حسین علیه السلام در جوش و خروشند، امشب شب وداع رقیه علیهاالسلام و زینب علیهاالسلام است. او در آغوش عمه، بوی پدر را به یاد می آورد و دستان پر مهر او را احساس می کرد.


گل نازدانه پدر
رقیه ...رقیه نجیب! ای مهتاب شب های الفت حسین! ای مظلوم ترین فریاد خسته! گلِ نازدانه پدر و انیس رنج های عمه!
رقیه... رقیه کوچک! ای یادگار تازیانه های نینوا و سیل سیلی کربلا! دست های کوچکت هنوز بوی نوازش های پدر را می داد، و نگاه های معصوم و چشمان خسته ات، نور امید را به قلب عمه می تاباند.
رقیه... رقیه صبور! بمان، که بی تو گلشن خزان دیده اهل بیت، دیگر بوی بهار را استشمام نخواهد کرد، تو نوگل بهشتی و فرشته زمینی، پس بمان که کمر خمیده عمه، مصیبتی دیگر را تاب نخواهد آورد.


غربتِ خرابه
یا رب امشب چه شبی است. در و دیوار فرو ریخته این خرابه غزل کدامین خداحافظی را می سرایند؟ زینب، این بانوی نور و نافله های نیمه شب، دستی به آسمان دارد و دستی بر سر رقیه؛ بخواب عزیز برادرم!
باز هم رقیه علیهاالسلام و گریه های شبانه، باز هم بهانه بابا و بی قراری هایش، و این بار شامیان چه خوب پاسخ بی قراریِ رقیه علیهاالسلام را می دهند و سر حسین علیه السلام را نزد او می آورند.
آن شب، هیچ کس توان جدا کردن رقیه علیهاالسلام را از سرِ بابا نداشت. تو با سرِ بابا چه گفتی؟ چشم های پدر، کدامین سرود رفتن را برایت خواند که مانند فرشته ای کوچک، از گوشه خرابه تا عرش اعلا پر کشیدی و غربتِ خرابه را برای عمه به جای نهادی.


متاب ای ماه، متاب!
امشب، غم گین ترین ماه، آسمان دنیا را تماشا می کند. آسمان! چه دل گیری امشب، گویی غم مصیبتی به گستردگی زمین، قلبت را می فشرد. امشب فرشته های سیاه پوش، بال در بال هم، فوج فوج به زمین می آیند و ترانه غم می سرایند. در و دیوار خرابه، از اندوه زینب علیهاالسلام ، بر سر و سفیر می کوبند. امشب چشمه های آسمان، از گریه خونین زینب علیهاالسلام ، خون می بارد و چهره زمین از وسعت اندوه، تاریک است. متاب امشب ای ماه، متاب! هیچ می دانی، امشب گیسوان پریشانِ رقیه، به خواب کدامین نوازش رفته است؟ متاب که دردهای آشکار بسیار است. متاب که زخم های بی شمار بسیار است. متاب که دل پر شرار زینب علیهاالسلام به شراره جدایی نازنینی دیگر، در سوز و گداز است. متاب که امشب خرابه شام، از داغ سه ساله گل حسین، تیره ترین خرابه دنیاست. متاب ای ماه، متاب!


آرام نازنین عمه
آرام نازنین عمه! آرام، مبادا شامیان صدای گریه و بی تابی دختر حسین را بشنوند. این خرابه کجا و آغوش گرم و نوازش های مهربان بابا کجا؟ این سر بریده بابا و این دختر کوچک حسین. هر چه می خواهد دل تنگت، بگو. بابا، امشب به مهمانی دلِ بی قرارت آمده، بگو از سیلی خوردن ها و تازیانه ها و آتش خیمه های عصر عاشورا. بگو از درد غربت و محنت غریبی، بگو از صورت های نیلی و اسیری و بیابان های بی رحمی. بگو از بی شرمی یزیدیان و کوفیان سست پیمان و استقبال شامیان، آرام، نازنین عمه! آرام. اکنون تو، به مهمانی بابا می روی. سفر به سلامت!


اندوه هجرت
امشب به وعده گاه نخستین باز می گردی. آن جا پدر و ملائک، به اشتیاق، در انتظار تو هستند. امشب آسمان گرفته و تاریک است و باد خزان غبار مرگ می پاشد. گریه امان اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را بریده است و عشق از غم این هجران، و اندوه هجرت تو گل تازه شکفته و معطری که در قلب بهار می پژمرد، زار می نالد، آرام و قرار زینب علیهاالسلام ، رفته است. سرانجام آن لحظه فرا رسید و رقیه علیهاالسلام کوچک زینب، از خاک تا افلاک پر کشید.


تو را چه بنامم
تو را چه بنامم، که ناب تر از شبنم های صبح گاه بر گلبرگ تاریخ نشسته ای. تو را چه بسرایم که آوازه برکت و کرامتت، موج وار، همه دل ها را به تلاطم در آورده است. تو را چه بنامم که بیش از سر بهار در آغوش بابا، طعم زندگی را نچشیدی و مانند او، غریبانه از غربت این غریبستان خاکی بار سفر بستی. پس سلام بر تو، روزی که به عالم خاکی گام نهادی و روزی که به افلاک پر کشیدی.


میلاد نوگل امام حسین علیه السلام
امام حسن مجتبی علیه السلام ، به برادرش امام حسین علیه السلام وصیت نمود که با ام اسحاق که همسرش بود وصلت کند. امام حسین علیه السلام به سفارش برادر عمل کرد و ثمره آن ازدواج، دختر نازدانه ای به نام رقیه شد. با تولد حضرت رقیه علیهاالسلام در سال 57 قمری، مدینه نور دیگری گرفت و خانه کوچک امام، گرمای تازه ای یافت. دیری نپایید که ام اسحاق جان به جان آفرین تسلیم کرد و رقیه کوچک از نعمت مادر محروم شد. امام حسین علیه السلام او را در آغوش پر مهر خویش، بزرگ کرد و پیوسته به خواهرش زینب علیهاالسلام سفارش می فرمود که برای رقیه علیهاالسلام مادر باشد و به او محبّت کند.
بی مادری حضرت رقیه علیهاالسلام ، پرستاری های حضرت زینب علیهاالسلام و سفارش های حضرت امام حسین علیه السلام باعث شده بود، پیوندی عمیق، بین حضرت زینب علیهاالسلام و حضرت رقیه علیهاالسلام پدید آید.


رقیه در کربلا
از لحظه ورود کاروان به کربلا، رقیه لحظه ای از پدر جدا نمی شد، شریکِ غم ها و مصیبت های او بود و با دیگر یاران امام از درد تشنگی می سوخت. یکی از افراد سپاه یزید می گوید:
من در میان دو صف لشکر ایستاده بودم، دیدم کودکی از حرم امام حسین علیه السلام بیرون آمد، دوان دوان خود را به امام رسانید، دامن آن حضرت را گرفت و گفت: ای پدر، به من نگاه کن! من تشنه ام. این تقاضای جان سوز آن دختر تشنه کام و شیرین زبان، چون نمکی بر زخم های دل امام بود و او را منقلب کرد، بی اختیار اشک از چشمان اباعبداللّه علیه السلام جاری گردید و با چشمی اشک بار فرمود: «دخترم، رقیه! خداوند تو را سیراب کند؛ زیرا او وکیل و پناه گاه من است.» پس دست کودک را گرفت و او را به خیمه آورد و او را به خواهرانش سپرد و به میدان برگشت.


رقیه و سجاده پدر
گاه سجاده امام حسین علیه السلام ، با دست های کوچک حضرت رقیه علیهاالسلام باز می شد و او به انتظار پدر می نشست تا می آمد و در آن سجاده به نماز می ایستاد و رقیه علیهاالسلام از آن رکوع و سجود امام لذت می برد. در کربلا نیز رقیه علیهاالسلام ، هر بار هنگام نماز، سجاده امام را می گشود. ظهر عاشورا به عادت همیشگی منتظر بابا بود، ولی پس از مدتی، شمر وارد خیمه شد و رقیه علیهاالسلام را کنار سجاده پدر دید که سراغ او را می گرفت، آن ملعون نیز جواب این سؤال را با سیلی محکمی که به صورت کوچک او نواخت، پاسخ گفت.


رقیه در راه شام
کاروان کربلا، از کوفه راهی شام شد، همان کاروانی که اهل بیت پیامبر بودند و به اسیری از کربلا آورده شده بودند، در بین راه که سختی و مشکلات بر رقیه کوچک فشار آورده بود، شروع به گریه و ناله کرد. یکی از دشمنان چون آن فریاد و ضجه را شنید، به رقیه علیهاالسلام گفت: ای کنیز، ساکت باش؛ زیرا این با گریه تو ناراحت می شوم. آن حضرت بیشتر اشک ریخت، بار دیگر آن نامرد گفت: ای دختر خارجی، ساکت باش. حرف های زجر دهنده آن مرد، قلب رقیه علیهاالسلام را شکست، رو به سر پدر فرمود: ای پدر! تو را از روی ستم و دشمنی کشتند و نام خارجی را هم بر تو گذاردند، پس از این جمله ها، آن دشمن خدا، غضب کرد و با عصبانیت رقیه را از روی شتر بر زمین انداخت.


رقیه در خرابه شام
بعد از ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام، آنان را در خرابه ای نزدیک کاخ سبز یزید جای دادند. روزها آفتاب و شب ها، سرما به شدت آنان را اذیت می کرد. علاوه بر آن، نگاه مردم شام که به تماشای خرابه نشینان می آمدند، داغی جان سوز بود. روزی حضرت رقیه علیهاالسلام ، به جمع شامیان که در حال برگشتن به خانه های خود بودند، اشاره کرد و ناله ای دردناک از دل برآورد و به عمه اش گفت: ای عمه، اینان کجا می روند؟ آن حضرت فرمود: ای نور چشمم اینان ره سپار خانه و کاشانه خود هستند. رقیه گفت: عمه جان مگر ما خانه نداریم، و زینب علیهاالسلام فرمود: نه، ما در این جا غریبه هستیم و خانه ای نداریم، خانه ما در مدینه است. با شنیدن این سخن، صدای ناله و گریه رقیه بلند شد.


رقیه و خواب پدر
سختی های اسارت، رقیه علیهاالسلام را به شدت می رنجاند و او یک سره بهانه بابا را می گرفت، شبی در خرابه شام و در خواب، پدر را دید، چون از خواب برخاست و چشم گشود، خود را در خرابه یافت و از پدر نشانی ندید. از عمه سراغ پدر را گرفت و زینب علیهاالسلام بسیار گریه کرد و رقیه علیهاالسلام نیز با عمه گریست. آن شب باز صدای عزاداری زنان اهل بیت بلند شد؛ مجلسی که نوحه سرایش رقیه علیهاالسلام بود. از سر و صدای اهل بیت، یزید از خواب بیدار شد و پرسید چه خبر است؟ به او خبر دادند که کودکی سراغ پدرش را گرفته است. یزید دستوری داد، سر پدرش را برای او ببرند.
این دستور یزید نشان از رذالت و شقاوت طینت او بود و برگی دیگر از دفتر مظلومیت های بی شمار اهل بیت را گشود.


پرواز به سوی پدر
وقتی به دستور یزید، سر پدر را برای رقیه علیهاالسلام آوردند، رقیه سر را در بغل گرفت و عقده های دل را باز کرد و هر چه می خواست با سر بابا گفت. آن شب رقیه علیهاالسلام ، گم شده خود را یافته بود، اما بی نوازش و آغوش گرم. پس لب هایش را بر لب های بابا گذاشت و آن قدر گریست تا جان به جان آفرین تسلیم کرد. پشت خمیده زینب علیهاالسلام شکست، رو به سر برادر فرمود: آغوش بگشا که امانتت را باز گرداندم. دیگر کسی ناله های شبانه رقیه علیهاالسلام را در فراق پدر نشنید.


وداع زینب علیهاالسلام با رقیه علیهاالسلام
وقتی کاروان اسیران کربلا، به مدینه بر می گشت، غمی جان کاه وجود زینب علیهاالسلام را می آزرد؛ چگونه از خرابه و شام دل بکند؟ نو گلی از بوستان حسین علیه السلام در این خرابه آرمیده، شام بوی رقیه علیهاالسلام را می دهد، رقیه ای که یادگار برادر بود و نازدانه پدر و در دست زینب علیهاالسلام امانت. زینب علیهاالسلام بی رقیه چگونه به کربلا و مدینه وارد شود؟ غم سراسر شام را گرفته و گریه ها، باز هم سکوت شهر را در هم شکسته است.


راز دل با پدر
هنگامی که در خرابه شام، سر پدر را نزد رقیه علیهاالسلام آوردند، آن دختر کوچک بسیار گریست و سخنانی بر زبان آورد که شیون اهل بیت علیه السلام را بلند کرد و آتش بر دل زینب علیهاالسلام نشاند:
پدر جان! کدام سنگ دلی سرت را برید و محاسن تو را به خون پاکت خضاب کرد؟
پدر جان! چه کسی مرا در کودکی یتیم کرد؟ پس از مادر از غم فراق او به دامان تو پناه می آوردم و محبت او را در چشم های تو سراغ می گرفتم، اکنون پس از تو به دامان که پناه برم؟
پدر جان! پس از تو چه کسی نگهبان دختر کوچکت خواهد بود، تا این نهال نو پا به بار بنشیند؟
پدر جان! پس از تو چه کسی غم خوار چشم های گریان من خواهد بود؟
پدر جان! در کربلا، مرا تازیانه زدند، خیمه ها را سوزاندند، طناب بر گردن ما انداختند و بر شتر بی حجاز سوار کردند و ما را اسیران از کوفه به شام آوردند.


شام، حرم یادگار حسین علیه السلام
رقیه کوچک و یادگار حسین علیه السلام ، پس از رحلت در خرابه شام، همان جا مدفون گردید، کم کم مقبره ای به روی قبر بی چراغ او ساخته شد و بارگاهی برای عاشقان شد. حرمش، میعادگاه عاشقان دل سوخته اباعبداللّه است. بوی حسین، از هر گوشه اش روح و جان را می نوازد. نیازمندان، دست حاجت به سویش دراز می کنند و خسته دلان بار سنگین دل را در کنار او می گشایند. زیارت حرم و بارگاهش آرزوی هر دل داده ای است.


شهادت حضرت رقیه در سروده شاعران
سوختم ز آتش هجر تو پدر تب کردم     روز خود را به چه روزی بنگر شب کردم
تازیانه چو عدو بر سر و رویم می زد     ناامید از همه کس روی به زینب علیهاالسلام کردم
* * *
اشک یتیم
ای عمه بیا تا که غریبانه بگرییم     رو از وطن و خانه، به ویرانه بگرییم
پژمرد گل روی تو از تابش خورشید     در سایه نشینیم و به جانانه بگرییم
لبریز شرای عمه دگر کاسه صبرم     بر حال تو و این دل ویرانه بگرییم
نومید ز دیدار پدر گشته دل من     بنشین به کنارم، پریشانه بگرییم
گردیم چو پروانه به گرد سر معشوق     چون شمع در این گوشه کاشانه بگرییم
این عقده مرا می کشد ای عمه     پیش نظر مردم بیگانه بگرییم



::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : پنجشنبه 6 آذر 1393
آداب مخصوص زیارت امام حسین (ع)

آداب مخصوص زیارت امام حسین علیه السلام

مقصد دوم:در آدابى است كه زائر حضرت‏ سیّد الشّهدا علیه السّلام باید آنها را در راه زیارت و در آن حرم مطهر مراعات كند

و آن چند چیز است:اوّل:پیش از آن‏كه از خانه بیرون رود،سه روز روزه بدارد و روز سوم غسل كند،چنان‏كه امام صادق علیه السّلام‏ به صفوان دستور العمل دادند و در ذكر زیارت هفتم خواهد آمدو شیخ محمّد بن مشهدى در مقدمات زیارت«عیدین»ذكر فرموده‏ كه چون زیارت آن حضرت را اراده كنى،سه روز روزه بدار و روز سوم غسل كن و اهل و عیال خود را نزد خود جمع كن و بگو:
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَوْدِعُكَ الْیَوْمَ نَفْسِی وَ أَهْلِی وَ مَالِی وَ وُلْدِی وَ كُلَّ مَنْ كَانَ مِنِّی بِسَبِیلٍ الشَّاهِدَ مِنْهُمْ وَ الْغَائِبَ اللَّهُمَّ احْفَظْنَا [بِحِفْظِكَ‏] بِحِفْظِ الْإِیمَانِ وَ احْفَظْ عَلَیْنَا اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا فِی حِرْزِكَ وَ لا تَسْلُبْنَا نِعْمَتَكَ وَ لا تُغَیِّرْ مَا بِنَا مِنْ نِعْمَةٍ وَ عَافِیَةٍ وَ زِدْنَا مِنْ فَضْلِكَ إِنَّا إِلَیْكَ رَاغِبُونَ
خدایا من امروز به تو مى‏سپارم خودم و خاندانم و مال و فرزاندم،و هركه را به شكلى از من‏ بوده،حاضرشان و غیبشان را.خدایا نگهدار ما را با نگهدارى‏ات،به نگهدارى ایمان‏ و بر ما حافظ باش.خدایا ما را در پناهت قرار ده،و نعمتت را از ما مگیر،و آنچه ما راست از نعمت و سلامت‏ كامل تغییر مده،و از فضلت بر ما بیفزا،كه ما مشتاق به سوى توایم.
آنگاه از منزل خود با حال خشوع بیرون رو و بسیار بگو:لا اله الاّ اللّه و اللّه اكبر و الحمد للّهو ثناى خدا بر زبان جارى كن و بر پیامبر و آلش صلّى اللّه علیه و آله و سلّم صلوات‏ فرست و به آرامى و وقار حركت كن،روایت شده:خدا از عرق زائر امام حسین علیه السّلام از هر قطره‏اى هفتاد هزار فرشته‏ خلق مى‏كند،كه خداى تعالى را تسبیح مى‏كنند و از خدا آمرزش مى‏خواهند براى او و زائران آن حضرت تا روز قیامت‏ برپا شود.دوم:از حضرت امام صادق علیه السّلام نقل شده چون به زیارت امام حسین علیه السّلام بروى،آن حضرت را محزون‏ و غمناك و ژولیده‏مو و غبارآلود و گرسنه و تشنه زیارت كن كه آن جناب با این احوال شهید شد و حاجات خود را بخواه و از كربلا بازگرد،و آن را وطن خود قرار مده.سوم:زائر در سفر زیارت آن حضرت توشه خود را از غذاهاى لذیذ مانند بریانى و حلواجات قرار ندهد،بلكه خواركش را نان با شیر یا ماست تهیّه ببیند. از امام صادق علیه السّلام روایت شده كه فرمود:شنیدم جماعتى به زیارت امام حسین علیه السّلام مى‏روند،و با خود سفره‏هایى برمى‏دارند كه در آنها بزغاله‏هاى بریان و حلواجات هست،اگر به زیارت قبر پدران یا دوستان خود بروند قطعا این خوراكیها را با خود برنمى‏دارند.در حدیث معتبر دیگرى نقل شده است كه امام صادق علیه السّلام به مفضل بن عمر فرمود:زیارت كنید امام حسین علیه السّلام را بهتر از آن است كه زیارت نكنید،و زیارت نكنید بهتر از آن است كه زیارت كنید،مفّضل عرضه‏ داشت:پشتم را شكستى!فرمود:و اللّه اگر به زیارت قبر پدران خود بروید،اندوهگین و غمناك مى‏روید،و به زیارت‏ آن حضرت كه مى‏روید سفره‏ها با خود برمى‏دارید،درحالى‏كه باید ژولیده‏مو و گردآلود بروید. مولّف گوید:پس براى اغنیا و تجّار چه اندازه شایسته است،كه این مطلب را در این سفر ملاحظه كنند و هرگاه در شهرهایى كه تا كربلا بین راه ایشان است،عدّه‏اى از دوستانشان ایشان را دعوت و میهمانى مى‏كنند و در زمان حركت‏ سفره‏هاى آنان را از پخته‏هاى لذیذ،و مرغ بریان و سایر غذاها پر مى‏كنند،نپذیرند و بگویند:ما مسافر كربلا هستیم،و براى ما تغذیه به این غذاها شایسته نیست.شیخ كلینى روایت كرده:بعد از شهادت حضرت سیّد الشّهدا علیه السّلام‏ همسر كلبیّه آن حضرت اقامه عزا نمود،گریست و سایر زنها و خدمتكاران گریستند،تا حدى كه اشكهاى آنها خشك‏ شد،از جایى براى آن مخدّره«جونى»هدیه فرستادند،كه معنى آن را مرغ قطا گفته‏اند،این هدیه براى این بود كه‏ از خوردن آن در گریستن بر امام حسین علیه السّلام قوّت بگیرند،چون آن بانوى محترمه آن را دید پرسید چیست؟گفتند: هدیه‏اى است كه فلانى براى شما فرستاده،تا در ماتم امام حسین علیه السّلام به آن استعانت بجویید،فرمود:«ما كه در جشن‏ عروسى نیستیم،ما را چه به این خوراك؟»پس دستور داد تا آن را از خانه بیرون بردند. چهارم:از مسائلى كه در سفر زیارت امام حسین علیه السّلام مستحب است،تواضع و فروتنى و خشوع و راه رفتن همانند بنده ذلیل است،پس كسانى كه در راه زیارت آن حضرت،بر این مركبهاى جدید سوار مى‏شوند،باید خیلى متوجه‏ خود باشند،كه بر سایر زائران و بندگان خدا،كه به سختى و مشقّت به كربلا مى‏روند،بزرگى ننمایند و تكبّر نورزند و آنان‏ را زه چشم حقارت نبینند.علما در احوال اصحاب كهف نقل كرده‏اند كه آنها از خاصان دقیانوس و به منزله وزارى او بودند وقتى حق تعالى رحمت خود را شامل حال آنها فرمود،و به فكر خداپرستى و اصلاح كار خود برآمدند،مصلحت خویش را در این دیدند،كه از مردم كناره گیرند،و در غارى پناه گرفته به عبادت حق مشغول شوند،به این خاطر سوار بر اسبها شده، از شهر بیرون آمدند،همینكه سه میل راه رفتند،تملیخا كه یكى از آنان بود گفت:«برادران این راه،راه آخرت است‏ و باید به صورت ندارى و مسكنت رفت،و ملك و ریاست دنیا را كنار گذاشت،اكنون از اسبها پیاده شوید،و با پاى پیاده به درگاه حق روید،شاید خدا به شما رحم كند،و در كار شما گشایشى نصیب شما فرماید،همگى از اسبها خود پیاده‏ شدند،و آن افراد محترم و معظّم در آن روز،هفت فرسخ با پاى پیاده راه رفتند،تا پاهایشان مجروح و خون‏چكان شد! پس زائران قبر مطهر امام حسین علیه السّلام این واقعیت را در نظر داشته باشند،و بدانند شخص در این راه هرچه براى خدا تواضع كند،باعث رفعت مقام او خواهد شد،بنابراین در آداب زیارت آن جناب از امام صادق علیه السّلام روایت‏ شده:هركه پیاده به زیارت قبر امام حسین علیه السّلام برود،حق تعالى براى او به عدد هر گام هزار حسنه مى‏نویسد،و هزار گناه‏ را از او محو مى‏كند،و براى او هزار درجه در بهشت بلند مى‏كند،چون به شطّ فرات رسیدى غسل كن و پایت را برهنه‏ نما،و كفشهاى خود را در دست گیر،و راه برو همانند راه رفتن بنده‏اى خوار. پنجم:اگر در بین راه زائر پیاده‏اى را دید،كه وامانده و خسته شده،و از او كمك خواست تا تواند در كار او اهتمام ورزد و او را به منزل رساند،و مبادا كه او را سبك شمارد،و به او بى‏اعتنایى كند.شیخ كلینى به سند معتبر از ابو هارون روایت‏ كرده:من در خدمت امام صادق علیه السّلام بودم،به جمعیتى كه نزد ایشان بودند فرمود:شما را چه شده كه به ما استخفاف‏ مى‏نمایید؟از میان آنها مردى از اهل خراسان برخاست و گفت:پناه مى‏بریم به خدا از این كه ما به شما یا به چیزى‏ از امر شما استخفاف كنیم و آن را كوچك شماریم،فرمود:آرى تو خودت یكى از آنانى هستى،كه سبك شمردى و خوار كردى مرا!آن مرد گفت:به خدا پناه مى‏برم كه من شما را خوار كرده باشم.فرمود:واى بر تو،وقتى كه نزدیك به‏ جحفه بودیم،آیا نشنیدى كه فلان كس به تو گفت:مرا به اندازه یك میل راه سوار كن،به خدا سوگند من از پیمودن راه‏ خسته شدم،به خدا قسم تو سر به سوى او بلند نكردى،و او را سبك شمردى،و هركه مؤمنى را خوا ركند ما را خوار كرده،و حرمت ما را تباه كرده است!!مؤلف گوید:ما در فصول گذشته در آداب زیارت،در ادب نهم كلامى با روایتى‏ از على بن یقطین كه مناسب با این مقام است ذكر كردیم،به آنجا رجوع كن،كه در آن روایت موعظه نیكویى است‏ و این ادب كه در اینجا ذكر شد،اختصاص به زائران امام حسین علیه السّلام ندارد،ولى چون این مطلب در راه زیارت‏ آن حضرت بسیار اتفاق مى‏افتد،به این خاطر آن را در اینجا ذكر كردیم. ششم:از ثقه جلیل القدر محمّد بن مسلم روایت شده است كه به حضرت باقر علیه السّلام عرض كرد:ما زمانى كه به زیارت پدرتان‏ حسین بن على علیه السّلام مى‏رویم آیا چنین است كه در حج خانه خداییم؟فرمود:آرى،عرضه داشت:پس آنچه بر حاجیان‏ لازم است بر ما لازم است؟فرمود:بر تو لازم است با هركه رفیق توست نیكو مصاحبت كنى،و بر تو لازم است كه‏ كم سخن بگویى،مگر سخن خیر،و بر تو لازم است كه بسیار یاد خدا كنى و لازم است كه جامه‏هایت پاكیزه باشد،و پیش از آن‏كه داخل حایر شوى غسل كنى،و لازم است كه با خشوع و رقّت باشى و نماز بسیار بخوانى و بر محمّد و آل محمّد صلوات‏ بسیار فرستى،و باید خود را از چیزهایى كه سزاوار تو نیست حفظ كنى،و دیده‏ات را از حرام و شبهه بپوشانى،و به برادران‏ مؤمن پریشان خود احسان كنى،و اگر كسى را ببینى كه خرجى‏اش تمام شده از او دستگیرى كرده،و خرجى خود را بین او و خود به طور برابر قسمت كنى و تقیّه بر تو لازم است كه قوام دین تو به آن است،و همچنین پرهیز از امورى كه خدا از آنها نهى فرموده و خصومت و بسیار قسم خوردن و مجادله و منازعه‏اى كه در آن سوگند باشد ترك كنى،چون چنین رفتار كنى‏ به اندازه ثواب حج و عمره براى تو تمام مى‏شود و از جانب كسى‏كه به مال خرج كردن،و از اهل خود دور افتادن طلب‏ ثواب او كرده‏اى،مستوجب مى‏شوى به اینكه به آمرزش گناهان و رحمت و خشنودى خدا به وطن بازگردى. هفتم:در روایت ابو حمزه ثمالى(رضوان اللّه علیه)،از امام صادق علیه السّلام باب زیارت حضرت امام حسین علیه السّلام نقل شده: چون به نینوا رسیدى بارهاى خود را در آنجا بگذار،و به خود روغن ممال،و به چشم سرمه مكش،و گوشت مخور،البته تا زمانى‏كه در آنجا اقامت دارى. هشتم:غسل كردن با آب فرات است،كه روایات در فضیلت آن بسیار وارد شده،در حدیثى از امام صادق علیه السّلام نقل شده:هركه به آب فرات غسل كند و قبر امام حسین علیه السّلام را زیارت كند،از گناهان خالى شود،همانند روزى كه از مادر متولد شده اگرچه گناهانش از گناهان كبیره بوده باشد و روایت شده:خدمت آن حضرت عرض شد،كه بسا شود كه ما به زیارت قبر امام حسین علیه السّلام برویم و غسل زیارت به سبب سرورى هوا یا غیر آن بر ما دشوار باشد،فرمود:هركه در فرات غسل كند و حضرت‏ حسین علیه السّلام را زیارت نماید،آن‏قدر از فضیلت براى او نوشته شود كه به شماره درنیاید.از بشیر دهّان روایت شده:امام‏ صادق علیه السّلام فرمود:هركه به زیارت قبر حسین بن على علیه السّلام برود،پس وضو بگیرد و در فرات غسل كند،قدمى بر ندارد و قدمى نگذارد مگر آنكه حق تعالى براى او حجّ و عمره بنویسد و در بعضى از روایات آمده:غسل كن از فرات،از جایى كه برابر قبر آن حضرت واقع‏ شودو چنان‏كه از بعضى روایات استفاده مى‏شود خوب است چون به فرات برسد صد مرتبه اللّه اكبر و صد مرتبه لا اله الاّ اللّه‏ و صد مرتبه صلوات بر پیامبر و آل آن حضرت فرستد.نهم:چون خواستى وارد حایر مقدّس شوى،از درى كه در جانب مشرق قرار دارد وارد شو،چنان‏كه امام صادق علیه السّلام به یوسف كنّاسى فرمودند.دهم:در روایت ابن قولویه آمده:امام صادق علیه السلام به مفضل بن عمر فرمود:اى مفضّل‏ چون به قبر امام حسین علیه السّلام رسیدى بر در روضه بایست و این كلمات را بخوان كه تو را به هر كلمه نصیبى از رحمت الهى خواهد بود:
السَّلامُ عَلَیْكَ یَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا وَارِثَ نُوحٍ نَبِیِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا وَارِثَ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا وَارِثَ مُوسَى كَلِیمِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا وَارِثَ عِیسَى رُوحِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا وَارِثَ مُحَمَّدٍ حَبِیبِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا وَارِثَ عَلِیٍّ وَصِیِّ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا وَارِثَ الْحَسَنِ الرَّضِیِّ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا وَارِثَ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكَ أَیُّهَا الشَّهِیدُ الصِّدِّیقُ السَّلامُ عَلَیْكَ أَیُّهَا الْوَصِیُّ الْبَارُّ التَّقِیُّ السَّلامُ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِكَ وَ أَنَاخَتْ بِرَحْلِكَ السَّلامُ عَلَى مَلائِكَةِ اللَّهِ الْمُحْدِقِینَ بِكَ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ وَ آتَیْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ عَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصا حَتَّى أَتَاكَ الْیَقِینُ السَّلامُ عَلَیْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ.
سلام بر تو اى وارث آدم برگزیده خدا،سلام بر تو اى وارث نوح پیامبر خدا سلام بر تو اى وارث ابراهیم دوست خدا،سلام بر تو اى وارث موسى همسخن‏ خدا،سلام بر تو اى وارث عیسى روح خدا،سلام بر تو اى وارث محمّد حبیب‏ خدا،سلام بر تو اى وارث على،جانشین رسول خدا،سلام بر تو اى وارث حسن‏ آن پیشواى پسندیده،سلام بر تو اى وارث فاطمه دختر رسول خدا،سلام بر تو اى‏ شهید صدّیق،سلام بر تو اى جانشین نیكوكار با تقوا،سلام بر ارواحى كه به آستانت فرود آمدند،و به درگاهت بار انداختند،سلام بر فرشتگان خدا كه گرداگرد تواند،شهادت‏ مى‏دهم كه تو نماز برپاداشتى،و زكات پرداختى،و امر به معروف و نهى از منكر نمودى و خدا را خالصانه عبادت كردى،تا مرگ تو را دررسید،سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد.
سپس به سوى قبر روانه‏ مى‏شوى،و به هر گامى كه بر مى‏دارى یا مى‏گذارى،همانن ثواب كسى را دارى كه در راه خدا در خون خود دست‏و پا زده باشد چون نزدیك قبر رسیدى به قبر دست بمال و بگو:
السَّلامُ عَلَیْكَ یَا حُجَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ سَمَائِهِ.
سلام بر تو اى حجّت‏ خدا در زمین و آسمانش.
پس از آن از قبر فاصله گرفته متوجه نماز مى‏شوى،و به هر ركعت كه‏ نزد آن حضرت بجا مى‏آورى همانند ثواب كسى را دارى،كه هزار مرتبه حج و عمره انجام داده و هزار بنده آزاد كرده‏ و هزار مرتبه همراه پیامبر مرسل،براى خدا به جهاد برخاسته باشد.یازدهم:از ابو سعید مدائنى نقل شده:خدمت امام‏ صادق علیه السّلام مشرّف شده،پرسیدم:به زیارت قبر امام حسین علیه السّلام بروم؟آرى برو به زیارت قبر امام حسین علیه السّلام فرزند رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم نیك‏ترین نیكان و پاكیزه‏ترین پاكیزگان و نیكوكارترین نیكوكاران و چون آن حضرت را زیارت كنى،نزد سر آن حضرت هزار مرتبه تسبیح امیر مؤمنان علیه السّلام و نزد پاى آن حضرت هزار مرتبه تسبیح حضرت فاطمه علیها السّلام را بخوان،پس كنار آن حضرت دو ركعت نماز بخوان و در آن دو ركعت سوره‏هاى(یس)و(الرّحمن)را قرائت كن چون این عمل را بجا آورى‏ ثواب بزرگى براى تو خواهد بود،گفتم:فدایت شودم:تسبیح على و فاطمه علیهما السّلام را به من بیاموز،فرمود:باشد اى، ابو سعید،تسبیح على علیه السّلام این است:
سُبْحَانَ الَّذِی لا تَنْفَدُ خَزَائِنُهُ سُبْحَانَ الَّذِی لا تَبِیدُ مَعَالِمُهُ سُبْحَانَ الَّذِی لا یَفْنَى مَا عِنْدَهُ سُبْحَانَ الَّذِی لا یُشْرِكُ أَحَدا فِی حُكْمِهِ سُبْحَانَ الَّذِی لا اضْمِحْلالَ لِفَخْرِهِ سُبْحَانَ الَّذِی لا انْقِطَاعَ لِمُدَّتِهِ سُبْحَانَ الَّذِی لا إِلَهَ غَیْرُهُ.
منزّه است آن‏كه خزانه‏هایش تمام نمى‏شود،منزّه است آن‏كه‏ نشانه‏هایش نابود نمى‏گردد،منزّه است آن‏كه هرچه نزد اوست فنا نمى‏پذیرد،منزّه است آن‏كه هیچ‏كس را در حكمش شریك قرار نمى‏دهد،منزّه است آن‏كه براى فخرش از هم‏پاشیدگى نیست،منزّه است آن‏كه براى دورانش انقطاعى وجود ندارد،منزّه است‏ آن‏كه معبودى جز او نیست.
و تسبیح حضرت فاطمه علیها السّلام چنین است
سُبْحَانَ ذِی الْجَلالِ الْبَاذِخِ الْعَظِیمِ سُبْحَانَ ذِی الْعِزِّ الشَّامِخِ الْمُنِیفِ سُبْحَانَ ذِی الْمُلْكِ الْفَاخِرِ الْقَدِیمِ سُبْحَانَ ذِی الْبَهْجَةِ وَ الْجَمَالِ سُبْحَانَ مَنْ تَرَدَّى بِالنُّورِ وَ الْوَقَارِ سُبْحَانَ مَنْ یَرَى أَثَرَ النَّمْلِ فِی الصَّفَا وَ وَقْعَ الطَّیْرِ فِی الْهَوَاءِ
منزّه است صاحب شوكت و والایى و بزرگى‏ نزّه است صاحب عزّت بلند مقام فرازمند،منزّه است صاحب فرمانروایى گرانمایه ازلى،منزّه است صاحب‏ حسن و جمال،منزّه است آن‏كه خود را با نور و وقار پوشانده،منزّه است آن‏كه جاى پاى مورچه را بر سنگ صاف،و ردّ پاى عبور پرنده را در هوا مى‏بیند.
دوازدهم:نماز واجب و مستحبّ را نزد قبر امام حسین علیه السّلام بخواند،زیرا نماز نزد آن حضرت مورد قبول است.سیّد ابن طاووس‏ فرموده:با تمام وجود بكوش كه نماز واجب و مستحب در حایر شریف از تو فوت نشود،همانا روایت شده:نماز واجب نزد آن حضرت برابر است با حج و نماز مستحب مساوى است با عمره.مؤلف گوید:ثواب بسیارى براى نماز در حایر شریف در روایت مفضّل گذشت.در روایت معتبرى از امام صادق علیه السّلام نقل شده:هركه آن حضرت را زیارت كند و دو ركعت یا چهار ركعت نماز نزد آن حضرت بجا آورد ثواب حج و عمره براى او نوشته مى‏شود.آنچه از روایات ظاهر مى‏شود این است كه نماز زیارت و غیر آن را در پشت قبر و بالاى سر بجا آوردن،هر دو خوب است،و اگر بناى‏ خواندن در بالاى سر را دارد،عقب‏تر بایستد كه محاذى اصل قبر مقدّس نباشد.در روایت ابو حمزه ثمالى از امام صادق علیه السّلام‏ آمده:نزد سر آن حضرت دو ركعت نماز بگذارد،در ركعت اول پس از سوره حمد سوره یس و در ركعت دوم پس از سوره حمد سوری الرّحمن بخوان و اگر خواهى پشت قبر این نماز را به جاى آر.و البته در بالاى سر بهتر است،چون از این نماز فراغت یافتى،هرچه نماز مى‏خواهى بخوان،ولى از این دو ركعت نماز زیارت،نزد هر قبرى كه زیارت كنند نباید غفلت ورزید.ابن قولویه از امام باقر علیه السّلام روایت كرده كه به شخصى فرمود:اى فلان تو را چه مانع است،كه هرگاه‏ حاجتى برایت روى دهد،نزد قبر حسین صلوات اللّه علیه بروى،و چهار ركعت نماز نزد او بخوانى،آنگاه حاجت خود را از خدا بخواهى به درتى كه نماز واجب نزد آن حضرت برابر با حجّ،و نماز مستحبّ مساوى با عمره است.


::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : پنجشنبه 16 مرداد 1393
ای نام تو معنای حقیقی عشق

ای نام تو معنای حقیقی عشق . 

امشب هم ، برگی ازدفترم را با اشک هایم می شویم و با زبان ناتوان قلبم ، تورا می خوانم .به اشتباه خود آگاهم که تورا درواژه ها می جویم و درکلمات می خوانم ، اما ناگزیرم که تمام بود و نبودم ، همین ناله های قلبم است ودلی سراسر گرد عصیان گرفته که به درگاه تو، امید بسته ام . الهی ! بدم ، آن چنان که اگردرآتش نادانی هایم بسوزانی و خاکسترم کنی ، شکوه نکنم ، که نتیجه غفلت های بی شمار خودم هست . ای سراسرنور ، که چشمه های جوشان سینه زمین و آبی بی کران آسمان ها، ازنگاه تومعنا میگیرد! مرا در خودم رها مکن ودرتنهایی و بی هویتی گرفتارنکن که سخت می ترسم . باچه رویی بخوانمت ، وقتی همواره عهد می بندم و می شکنم ، توبه میکنم وهمان دم ، درتاروپود گمراهی خودم ، فراموش می شوم ؟  توآنقدرمهربانی که درحیطه خیال نمی گنجی .  

ای درمیان جانم وجان ازتوبی خبر                    وزتوجهان پراست وجهان ازتوبی خبر

نقش توبرخیال وخیال ازتوبی نصیب                  نام توبرزبان وزبان ازتوبی خبر

شرح وبیان توچه کنم زان که تاابد                      شرح ازتوعاجزاست وبیان ازتوبی خبر  

چرا دست هایم را به آسمان بلند نکنم ، که همیشه باغ های بهشت رحمتت ، پراز میوه اجابت است. شرمنده ام که لایتناهی بودنت را دردنیای کوچک کلمات می جویم وقلبم را به جای دل ، واسطه قرارمی دهم . پروردگارا!! شب های سیاهی را ، ازروی چشم های ما بردارو مارا عاشق راستین کن که دلمان تنها برای تو بتپد و برای تو گرم بماند. حالتی است که دروصف نمی گنجدوآرامم میکند ، وقتی که ازخودم جدا می شوم و وضوی حضورمی گیرم و سراغ تورا ، ازخودت می گیرم .درمی زنم و بازمی کنی .میخواهم ودست رد برسینه ام نمی زنی .می شناسی و شرمنده ام نمی کنی .صورت گنهکارخودرا درآغوش شب میگذارم و می شکنم و تو ، شب را مونس تنهایی هایم قرارمیدهی .

خداوندا !! احرام دلم را می بندم ، احساس پروانه های عاشق را می گیرم و ناگاه ، درحوالی آتش عشقت طواف می کنم  و آرزویم می شودکه پرهای اشتیاقم را با آتش محبت خود ، خاکستر کنی و مرا خانه نشین ومحرم مهربانی ات قراردهی .



::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : پنجشنبه 16 مرداد 1393
مهم ترین فضیلت های ماه مبارک رمضان برای انسان ها
الله الاکبر و یا عید اولیائه

درهای آسمان در شب اول ماه رمضان گشوده می شود وتا آخرین شب این ماه بسته نمی شود.

پیامبر اکرم (ص)

بدبخت واقعی کسی است که این ماه را پشت سر گذارد و گناهانش آمرزیده نشود .

پیامبر اکرم (ص)

رمضان ، رمضان نامیده شد ؛ زیرا گناهان را می سو زاند .

پیامبر اکرم (ص)

خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه ای برای آفریدگان خود قرار داده تا با طاعتش برای خشنودی او از یکدیگر پیشی گیرند .

امام حسن (ع )

۱-« در هر شب ماه رمضان خدا را در موقع افطار هفتاد هزار آزاد کرده از آتش است که همگی مستوجب آتش بوده اند و چون آخرین شب رمضان شود در آن شب معادل آنچه در تمام ماه آزاد شده اند آزاد خواهد فرمود.»

2 – در روایت دیگر:« چون نخستین شب ماه رمضان فرا رسد خداوند هر کس را بخواهد می‌آمرزد و در شب بعد از آن آنها را دو برابر فرماید و درشب بعد دو برابر شبهای پیش «آزاد» می فرماید تا آخرین شب ماه رمضان به قدر دو برابر آنچه در هر شب آزاد فرموده است آزاد خواهد فرمود.»

3- و از جمله سیّ (قَدَّسَ الله نَفْسَهُ الزَّکِیَّهْ) در اقبال از کتاب (بِشارَهُ الْمُصْطفی لِشیعَهِ الْمُرْتَضی) به اسناد خود تا حسن بن علی بن فضال از رضا صلوات الله علیه از پدرانش از امیرالمؤمنین علیهم الصلوه والسلام روایت کرده است که فرمود رسول خدا صلی الله علیه واله و سلم روزی برای ما، خطبه نمود و فرمود:
هر کس در آن ماه آیه‌ای از قرآن تلاوت کند اجر او مانند کسی است که در غیر آن ماه قرآنی ختم کرده است.
هر کس در آن ماه نماز مستحبی و به دل خواه خود بجای آورد خداوند برات بیزاری او را از آتش به او دهد و هر کس در آن ماه واجبی ادا کند برای او ثواب کسی است که هفتاد فریضه در ماههای دیگر ادا کرده باشد.
هر کس در آن ماه بر من بسیار درود و صلوات فرستد خداوند در روزیکه میزانها سبک است میزان او را سنگین کرده‌اند .
«ای مردم ماه خدا به سوی شما پیش آمد با برکت و رحمت و مغفرت به شما اقبال نمود- آن ماهی است که نزد خدا افضل از سایر ماه‌ها است روزهای آن بهترین روزها، شبهای آن با فضیلت‌ترین شبها و ساعتهای ان بهترین ساعتها است، ماهی است که شما به مهمانی خدا دعوت شده اید و در آن ماه از اهل کرامت «خدا» قرار گرفاته اید نفسهای شما درآن ماه تسبیح است و خوابتان در آن عبادت و عملتان در آن مقبول و دعایتان در آن مستجاب است پس بخواهید از خداوند پروردگارتان با نیّات راست و دلهای پاک که شما را به روزه در آن ماه و تلاوت کتاب خودش موفق فرماید زیرا بدبخت کسی است که در این ماه بزرگ از آمرزش خدای نومید محروم شود به گرسنگی و تشنگی خودتان در این ماه گرسنگی و تشنگی روز قیامت را بیاد آورید و بر فقرای خودتان و بینوایان خودتان تصدق بدهید و در آن ماه برگان خودتان را توقیر و احترام کنید به کوچکتران رحم نمائید و ارحام خود را صله کنید و زبانهایتان را نگاهدارید و چشمها را از آنچه نگاه به آن حلال نیست بپوشید و گوشهاتان را ازآنچه شنیدن آن نارواست ببندید و بر یتیمان مردم ترحم و مهربانی نمائید تا بر یتیمان شما ترحم شود و از گناهان خودتان به سوی خدا بازگشت نمائید و دستهایتان را در اوقا نمازهاتان به دعا بردارید زیرا وقت نماز افضل ساعاتیست که خدای عز و جل به بندگانش به نطر رحمت می نگرد و چون چیزی بخواهند و با او مناجات کنند جوابشان را میدهد و چون ندا کنند لبیک فرماید و دعایشان را مستجاب نماید.
ای مردم جانهای شما در گرو کردارهای شماست پس آنها را به طلب آمرزش و استغفار از گرو در آورید و پشتهای شما از بار گناهانتان گران است به طول سجده‌هاتان آنها را سبک سازید و بدانید که خداوند به عزت خود سوگند یاد فرموده است که نماز‌گزاران و سجده‌کنندگان را با آتش عذاب نفرماید و نترساند روزیکه مردم در برابر پروردگار عالمیان بر پا خیزند.
ای مردم هر کس از شما روزه دار مؤمنی را دراین ماه افطار دهد در برابر این عمل به نزد خدا برای او ثواب آزاد کردن بنده ایست و آمرزشی نسبت به گناهان گذشته اوست- عرض کردند با رسول الله همگی ما را توان آن نیست که چنین کنیم آن حضرت صلی الله علیه واله فرمود خود را از آتنش نگاه داردی هر چند به بخشی از خرما باشد و ازآتش بپرهیزید هر چند به جرعه آبی باشد .
ای مردم هرکس از شما در این ماه خلق خود را نیکو سازد به او پروانه عبور از صراط میدهند در روزیکه در آن روز قدمها می لغزد و هر کس از شما با رغلام و کنیز خود را سبک گرداند و هر کس شر خود ار نگهدارد خداوند غصب او را در روز ملاقات از او باز دارد و هر کس در آن ماه یتیمی را گرامی دارد خداوند در روز ملاقات او را گرامی دارد و هر کس در آن ماه قطع رحم کند خداوند رحمت خود را در روز ملاقات از او قطع نماید .

ای مردم درهای بهشت در این ماه باز است از پروردگار خو بخواهید که آنها را بر روی شما نبندد و درهای دوزخ بسته است از خدا مسئلت کنید که آنها را بر شما نگشاید- و شیاطین در زنجیراند از پروردگار خود بخواهید که آنها را بر شما تسلط ندهد امیرالمؤمنین علیه السلام فرماید که من برخاستم و عرض کرد یا رسول الله صلی الله علیه واله با فضیلت‌ترین اعمال در این ماه کدامست؟ فرمود یا اباالحسن افضل‌ترین اعمال در این ماه پارسائی و دوری است از آنچه خدای عز و جل حرام فرموده است- سپس رسول خدا بگریست عرض کردم یا رسول‌الله چه چیز شمار ار به گریه آورده است فرمود یا علی آنچه که در ین ماه از تو حلال می گردد گویا تورا می بینم که در برابر پروردگار خود نماز می‌گذاری و بدبخت‌ترین اولین وآخرین همدوش و هم قطار پی کننده ناقه صالح برانگیخته می‌شود و ضربتی بر فرق تو میزند و محاسن تو را به خون سرت خضاب می کند- امیرالمؤمنین (ع) فرماید – عرض کردم یا رسول الله صلی الله علیه واله در ان حال دین من در حال سلامت است؟!!- فرمود: آری در سلامت دین خواهی بود- سپس فرمود یا علی- هر کس ترا بکشد مرا کشته است و هر کس به تو کینه بورزد به من کینه ورزیده است و هر کس به تو دشنام دهد مرا دشنام داده است زیرا تو برای من به منزله جان منی روح تو از روح من است و گل تو از گل من چه خدای عزوجل مرا آفریده و ترا آفرید و مرا بر‌گزید و ترا برگزید و مرا برای نبوت و پیمبری اختیار کرد و ترا برای امامت و پیشوائی پس هر کس امامت ترا منکر شود منکر نبوت من شده است-یا علی-تو وصیّ من میباشی و پدر فرزندان من هستی و شوهر دختر منی و جانشین و خلیفه من بر امت من در زندگانی و بعد از مرگ من میباشی فرمان تو فرمان منست و نهی تو نهی من است به آن کسیکه مرا به نبوت برگزید و مرا بهترین خلق قرار داد قسم میخورم که تو حجّت خدا بر خلق او هستی و امین او بر راز او و خلیفه او در بندگان او میباشی.»
و از «رساترین» چیزی که در مژده برای ماه رمضان وارد شده است دعای پیغمبر صلی الله علیه واله است برای کسیکه در آن ماه گناهانش آمرزیده نشده باشد آنجا که آن حضرت صلی الله علیه واله فرماید:
«هرکس ماه رمضان بر او بگذرد و آمرزیده نشده باشد خدا اورا نیامرزد» و این دعا به لحاظ اینکه او صلی الله علیه واله برا یرحمت عالمیان مبعوث گردیده است بشارت برگی برای وسعت رحمت و عام بودن غفران در این ماه است و الاّ با اینکه او رحمه للعالمین است برای مسلمانان دعا می کند هر چند گناهکار باشد و بدین جهت در این باب اخبار زیادی وارد شده است که شیاطین متمّرد در زنجیراند و درهای بهشت و ابواب رحمت خداوند باز است ودرهای دوزخ بسته است و خداوند شر دشمنان جنّی را باز میدارد و منادی خدای از اول ماه تا آخر آن ندا می کند و در ماهی از ماه های دیگر مانند آن در اخبار وارد نشده است و آنچه در باب منادی در سایر ماه ها وارد شده است آن است که در ثلث آخر شب ندا بلند است جز در شب های جمعه که از اول شب تا آخر شب منادی حق تعالی ندا میکند و همچنین در ماه رجب عموماً و اما ماه رمضان- ندآء از اول ماه تا آخر آن در شبها و روزهای آن وارد است ودر اختصاص ماه رمضان به اجابت دعاء آیه «ادعُوْنُی اَسْتَجْبَ لَکُمْ» وارد گشته است .
۴_مـرحـوم آیت الله قاضـى در ماه رمـضـان بـه مـردم مـى فـرمـود : "مــردم خـودبـیـن نباشید، خدا بین باشید" . از خودبینـى خـارج شدن کـافـى نیست باید خدا بین شد .
- در ماه مبارک رمضان از "خدایی" استعفا بدهیم.
- بیایید از خدائیمان استعفا بدهیم! ماه رمضان است بیایید دیگر خدا نباشیم؟!. یعنی چه؟ تو که می گویی: "خدا چرا این طور با من رفتار نکردی" یعنی تو هم خدا، من هم یک خدا. این فضولی ها خیلی زشت است. ما کار خودمان را بکنیم خدا هم کار خودش را. حافظ وظیفۀ تو دعا گفتن است و بس/ در بند آن مباش که نشنید یا شنید.

- به آقای قاضی گفته بودند ماه رمضان روزه می گیرید؟ گفته بود تا ببینیم تکلیف چیست. این درس است . طرف می گوید اگر بمیرم روزه ام را می گیرم . خب روزه را برای که می گیری؟!

- ما باید در ماه رمضان عبدالله شویم. اگر کسی سبوعیت در او غلبه کند عبدالکلب است. اگر کسی شهوت در او غلبه کند عبدالخنزیر است. اگر کسی شیطنت در او غلبه کند عبد الشیطان است. عبد الله آن کسی است که سبوعیت و…( شهوت و شیطنت در او غلبه نداشته باشد.)

- این چه میهمانی است که همه اش گرسنگی و تشنگی است؟! پس معلوم می شود غذاهای دیگری هست؛ نوشیدنی های دیگری هست؛ما غافلیم. ذکر های مخصوصی هست.
- تا خودمان را پیدا نکنیم خدا را پیدا نمی کنیم. ماه رمضان، ماه پیدا کردن خود است. ما قرآن را گم کردیم؛ خدا را گم کردیم؛ اهل بیت را گم کردیم؛ چرا؟!. اول ماه رمضان گفتیم نبّهنا عن نومة الغافلین (ما را از خواب غافلان بیدار کن)، ولی گفتیم و رفتیم؛ واقعا نخواستیم. آدم اگر بیدار باشد درد را می بیند از کجا می آید؛ آفت را می بیند. ولی خواب اگر بودی نه درد را می بینی… سیل می آید، درنده می آید.

- وقتی شیطان درون تسلیم شود، آن شیطان بیرون کاری نمی تواند بکند. در ماه رمضان، آن شیطان بیرون بسته است تا ما با خودمان ور رویم(و این شیطان درون را مهار کنیم).



::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : یکشنبه 1 تیر 1393
آداب ماه شعبان
. آداب ماه شعبان .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

آداب ماه شعبان  
این ماه براى سالك الى اللّه ، بسیار با ارزش است . یكى از شب هاى قدر، در این ماه مى باشد. همچنین ولادت حضرت حجة بن الحسن العسگرى علیه السلام نیز در این ماه واقع شده است . همچنین این ماه ، ماه پیامبر صل الله علیه و آله مى باشد.
از مراقبات این ماه :
1. مناجات شعبانیه ، مناجات معروفى است و اهلش به خاطر آن با ماه شعبان ماءنوس شده و به همین جهت منتظر و مشتاق این ماه هستند. سزاوار است كه این مناجات در تمام ماه خوانده شود.
2. از اعمال مهم در این ماه ، روزه است ؛ به اندازه اى كه با حال انسان مناسب باشد. امام صادق علیه السلام فرمود: كسى كه روز اول ماه را روزه بگیرد، حتما وارد بهشت مى شود و كسى كه دو روز را روزه بگیرد، خداوند در هر شب و روزى (به چشم رحمت ) به او مى نگرد و در بهشت نیز به این نگاه ادامه مى دهد؛ كسى كه سه روز روزه بگیرد، با خداوند در عرش و بهشت او دیدار مى كند.
3. از اعمال مهم در این ماه ، صلواتى است كه در نیمروز هر روز از این ماه فرستاده مى شود؛ اول آن چنین است : اللهم صل على محمد و آل محمد، شجرة النبوة ....
4. از دیگر اعمال این ماه ، همانگونه كه در كتاب اقبال است ، به جا آوردن نماز و خواندن دعاهاى این شبهاست . نمازهاى این ماه ، در بخش نمازهاى مستحبى ذكر شده است .
5. از اعمال مهم این ماه ، عمل كردن به روایت امیرالمؤ منین علیه السلام است كه فرمودند: در هر پنج شنبه از ماه شعبان ، آسمانها زینت شده و آنگاه فرشتگان عرض مى كنند: خداى ما! روزه داران شعبان را ببخش و بیامرز و دعایشان را اجابت فرما! بنابراین كسى كه رو ركعت نماز به جا آورد كه در هر ركعت سوره فاتحه را یك بار و توحید را صد بار بخواند و بعد از سلام دادن ، صد بار نیز صلوات بفرستد، خداوند تمام خواسته هاى دینى و دنیایى او را برآورده مى فرماید و كسى كه یك روز از آن را روزه بگیرد، خداوند بدن او را بر آتش حرام مى كند.
6. روز سوم شعبان به جهت تولد امام حسین علیه السلام در آن ، روز بزرگى است و سالك باید به مقدار توانایى با روزه ، زیارت ، دعاهایى كه در این روز وارد شده و سایر طاعتها شكر این روز را به جا آورد. در چنین روزى فطر ملك ، سلامتى بالهاى خود را به دست آورد.
7. روز و شب نیمه شعبان ، زمان بسیار شریفى است ؛ به این جهت كه از شبهاى قدر و شب تقسیم رزق ها و عمرها مى باشد. این شب ، از اوقات زیارتى امام حسین علیه السلام مى باشد كه غیر از فرشتگان ، صد هزار پیامبر علیه السلام آن حضرت علیه السلام را زیارت مى كنند و این مطلب نشانه عظمت این شب است . همچنین از شب هایى است كه تاءكید به زنده نگهداشتن آن شده و اعمال و عبادات بسیار ارزشمندى در آن وارد شده كه مى توان گفت : در هیچ شبى مانند یا بیشتر از آن نیامده است و بالاخره این شب علاوه بر اینها، شب میلاد امامى است كه گیتى را از عدالت پر كرده و زمین را پاك مى نماید. از اعمال این شب این است كه شیعه ، از لذت و آسایش دنیا در این شب چشم پوشى نماید و فرض كند كه شب خداحافظى او با این دنیا و تمام اعمال بوده و فرداى آن روز قیامت است . از اعمال دیگر این شب نمازهایى است كه وارد شده است . (كه در بخش نمازهاى مستحبى ذكر شده است ).
8.از اعمال مهم این شب ، عمل كردن به حدیث پیامبر صل الله علیه و آله است . كه فرمودند: شب نیمه شعبان در خواب بودم كه جبرئیل آمد و گفت : محمد! چرا در این شب خوابیده اى ؟ گفتم : جبرئیل مگر چه شبى است ؟ گفت : شب نیمه شعبان است . محمد! برخیز. آنگاه مرا بلند كرده و به بقیع برد، سپس گفت : سرت را بلند كن ؛ این شبى است كه درهاى آسمان در آن باز مى شود: درهاى رحمت ، در رضوان ، در مغفرت ، در فضل ، در توبه ، در نعمت ، در جود و در احسان و خداوند به عدد موها و پشمهاى گاو و گوسفند، مردم را از آتش جهنم آزاد مى كند؛ زمان مرگ را در آن ثبت كرده و به مدت یك سال ، روزى ها را تقسیم مى كند و هر چه را كه در تمام سال اتفاق مى افتد، فرو مى فرستد. محمد! كسى كه این شب را با گفتن اللّه اكبر، سبحان اللّه ، لااله الا اللّه و خواندن دعا، نماز و قرآن و انجام دادن اعمال مستحب و استغفار كردن ، زنده نگهدارد بهشت منزل و استراحتگاه او خواهد بود و گناهان گذشته و آینده اش بخشیده مى شود...
پس این شب را زنده بدار و شب زنده دارى كن و نزدیكى به خدا، با عمل در این شب را به امتت دستور بده ، زیرا شب شریفى است ! در حالى نزدت آمدم كه تمام فرشته ها در آسمان ، پاهایشان را جفت كرده اند: عده اى تسبیح مى كنند، عده اى در ركوع ، عده اى در سجود و گروهى ذكر مى گویند. شبى است كه كسى دعا نمى كند؛ مگر این كه مستجاب مى شود، كسى چیزى نمى خواهد مگر این كه به او داده مى شود...
كسى كه از خیر این شب محروم شود، از خیر بزرگى محروم شده است .
9. در این شب ، نزدیكى جستن به امام زمان (عج )، كسى كه حجت عصر و ولى امر مى باشد، مستحب است .
10. از اعمال این شب ، خواندن دعایى است كه با این عبارت شروع مى شود: اللهم بحق لیلتنا و مولودها....
12. زیارت امام حسین علیه السلام و حضور در آرامگاه شریف آن حضرت علیه السلام ، در این شب استحباب زیادى دارد.
13. در این شب خواندن دعاى كمیل در سجده به خاطر پیروى از امیرالمؤ منین علیه السلام مستحب است .
14. محاسبه اعمال در این شب ، استحباب زیادى دارد.
15. از اوقات مهم ماه شعبان ، آخرین جمعه ماه شعبان است . از عبدالسلام بن صالح هروى نقل شده است كه مى گوید: آخرین جمعه شعبان ، به دیدن ابى الحسن على بن موسى الرضا علیه السلام رفتم ، حضرت فرمودند: اباصلت ! بیشتر شعبان گذشت و این آخرین جمعه آن است ؛ سهل انگاریهاى گذشته خود را در این ماه جبران كن . بسیار دعا و استغفار كن و قرآن بخوان ؛ از گناهانت توبه كن تا وقتى ماه رمضان مى آید، مخلص براى خدا باشى و هیچ امانتى به گردنت نباشد؛ مگر این كه آن را رد كنى و هیچ كینه اى از مؤ منى در دلت نباشد مگر این كه آن را از بین ببرى و از هر گناهى كه انجام مى دهى ، دست بردار. تقوى خدا پیشه كن و در نهان و آشكارت به او توكل كن و كسى كه به خدا توكل كند، خدا براى او كافى خواهد بود.
و در باقیمانده این ماه ، این دعا را زیاد تكرار كن : اللهم ان لم تكن غفرت لنا فى ما مضى من شعبان ، فاغفرلنا فى ما بقى منه .
(خدایا! اگر در این مدت كه از شعبان گذشته ، ما را نبخشیده اى در مدتى كه از آن مانده ما را بیامرز)؛ زیرا خداوند متعال به احترام ماه رمضان ، در این ماه افراد زیادى را از آتش رها مى كند.
16. سه روز آخر شعبان ، فرصت مناسبى است براى كسى كه تمام این ماه را روزه نگرفته ، تا روزه بگیرد. امام صادق علیه السلام فرمودند: كسى كه سه روز آخر شعبان را روزه بگیرد و آن را به ماه رمضان وصل كند، خداوند روزه دو ماه پى در پى ، براى او مى نویسد.(10)


::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : پنجشنبه 8 خرداد 1393
روز سوم ماه شعبان

روز سوّم

روز سوم، روز مباركى است كه امام حسین بن على علیهماالسلام در این روز متولد گشت. از قاسم بن عَلاء همدانى وكیل امام حسن عسكرى علیه السلام نامه‌ای رسیده که مولاى ما امام حسین علیه‌السلام در روز پنجشنبه سوم شعبان متولد گشت پس این روز را روزه گرفته شود و دعای ذیل در آن روز خوانده شود.

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ فى هذَا الْیَوْمِ الْمَوْعُودِ بِشَهادَتِهِ قَبْلَ اْستِهْلالِهِ وَ وِلادَتِهِ بَكَتْهُ السَّماَّء ُوَ مَنْ فیها وَالاْرْضُ وَ مَنْ عَلَیْها وَ لَمّا یَُطَاْ لابَتَیْها قَتیلِ الْعَبْرَةِ وَ سَیِّدِ الاُْسْرَةِ الْمَمْدُودِ بِالنُّصْرَةِ یَوْمَ الْكَرَّةِ الْمُعَوَّضِ مِنْ قَتْلِهِ اَنَّ الاْئِمَّةَ مِنْ نَسْلِهِ وَالشِّفاَّءَ فى تُرْبَتِهِ والْفَوْزَ مَعَهُ فى اَوْبَتِهِ والاْوصِیاَّءَ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قاَّئِمِهِمْ وَ غَیْبَتِهِ حَتّى یُدْرِكُوا الاْوْتارَ وَ یَثْاَروُا الثّارَ وَ یُرْضُوا الْجَبّارَ وَ یَكُونُوا خَیْرَ اَنْصارٍ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِمْ مَعَ اْختِلافِ اللَّیلِ وَالنَّهارِ. اَللّهُمَّ فَبِحَقِّهِمْ اِلَیْكَ اَتَوَسَّلُ وَ اَسْئَلُ سُؤالَ مُقْتَرِفٍ مُعْتَرِفٍ مُسیَّئٍ اِلى نَفْسِهِ مِمَّا فَرَّطَ فى یَوْمِهِ وَ اَمْسِهِ یَسْئَلُكَ الْعِصْمَةَ اِلى مَحَلِّ رَمْسِهِ.

اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ وَاحْشُرْنا فى زُمْرَتِهِ وَ بَوِّئْنا مَعَهُ دارَ الْكَرامَةِ وَ مَحَلَّ الاِقامَةِ. اَللّهُمَّ وَ كَما اَكْرَمْتَنا بِمَعْرِفَتِهِ فَاَكْرِمْنا بِزُلْفَتِهِ وَارْزُقْنا مُرافَقَتَهُ وَ سابِقَتَهُ وَاجْعَلْنا مِمَّنْ یُسَلِّمُ لاِمْرِهِ وَ یُكْثِرُ الصَّلوةَ عَلَیْهِ عِنْدَ ذِكْرِهِ وَ عَلى جَمیعِ اَوْصِیاَّئِهِ وَ اَهْلِ اَصْفِیاَّئِهِ الْمَمْدُودین مِنْكَ بِالْعَدَدِ الاِْثْنَىْ عَشَرَ النُّجُومِ الزُّهَرِ وَالْحُجَجِ عَلى جَمیعِ الْبَشَرِ. اَللّهُمَّ وَهَبْ لَنا فى هذَا الْیَوْمِ خَیْرَ مَوْهِبَةٍ وَ اَنْجِحْ لَنا فیهِ كُلَّ طَلِبَةٍ كَما وَ هَبْتَ الْحُسَیْنَ لِمُحَمَّدٍ جَدِّهِ وَ عاذَ فُطْرُسُ بِمَهْدِهِ فَنَحْنُ عائِذُونَ بِقَبْرِهِ مِنْ بَعْدِهِ نَشْهَدُ تُرْبَتَهُ وَننْتَظِرُ اَوْبَتَهُ آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ .

از امام صادق علیه السلام برای این روز دعایی روایت شده که امام حسین علیه السلام در روز عاشورا خوانده‌اند:

اَللّهُمَّ اَنْتَ مُتَعالِى الْمَكانِ عَظیمُ الْجَبَرُوتِ شَدیدُ الِمحالِ غَنِى َُّعنِ الْخَلایِقِ عَریضُ الْكِبْرِیاَّءِ قادِرٌ عَلى ما تَشاَّءُ قَریبُ الرَّحْمَةِ صادِقُ الْوَعْدِ سابِغُ النِّعْمَةِ حَسَنُ الْبَلاَّءِ قَریبٌ إذا دُعیتَ مُحیطٌ بِما خَلَقْتَ قابِلُ التَّوبَةِ لِمَنْ تابَ اِلَیْكَ قادِرٌ عَلى ما اَرَدْتَ وَ مُدْرِكٌ ما طَلَبْتَ وَ شَكُورٌ اِذا شُكِرْتَ وَ ذَكُورٌ اِذا ذُكِرْتَ اَدْعُوكَ مُحْتاجاً وَ اَرْغَبُ اِلَیْكَ فَقیراً وَ اَفْزَعُ اِلَیْكَ خاَّئِفاً وَ اَبْكى اِلَیْكَ مَكْرُوباً وَ اَسْتَعینُ بِكَ ضَعیفاً وَ اَتوَكَّلُ عَلَیْكَ كافِیاً اُحْكُمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ قَوْمِنا (بِالْحَقِّ) فَاِنَّهُمْ غَرُّونا وَ خَدَعُونا وَ خَذَلُونا وَ غَدَرُوابِنا وَ قَتَلُونا و نَحْنُعِتْرَةُ نَبِیِّكَ وَ وَُلَْدُ حَبیبِكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللهِ الَّذِى اصطَفَیْتَهُ بِالرِّسالَةِ وَائْتَمَنْتَهُ عَلى وَحْیِكَ فَاجْعَلْ لَنا مِنْ اَمْرِنا فَرَجاً وَ مَخْرَجاً بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ .



::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : پنجشنبه 8 خرداد 1393
اعمال مختصه ماه شعبان
ین از مناجات‌هاى جَلیلُ الْقَدْر اَئمه عَلیهمُ السلام است.
عبادت و صلوات

اعمال مُختصّه ماه شعبان

شب اوّل

دوازده ركعت که در هر رکعت حمد یک مرتبه و یازده مرتبه توحید خوانده شود.

 

روز اوّل

1- روزه‌ این روز فضیلت بسیار دارد و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده كه هر كه روز اوّل شعبان را روزه بگیرد براى او بهشت واجب می‌شود.

2- سید بن طاوس از حضرت رسول صَلَّى اللهِ علیه و آله براى كسى كه سه روز اوّل این ماه را روزه بگیرد ثواب بسیارى نقل كرده است.

3- در شب‌هاى سه روز اول دو ركعت نماز وارد شده که در هر ركعت حمد یك مرتبه و توحید یازده مرتبه خوانده شود.



::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : پنجشنبه 8 خرداد 1393
احادیث ماه شعبان


احادیث درباره فضیلت ماه شعبان

ماه شعبان,فضیلت ماه شعبان,حدیث ماه شعبان

احادیث درباره فضیلت ماه شعبان
امام صادق (ع) فرمود : روزه ماه رمضان ذخیره بنده برای روز قیامت است ، هیچ بنده ای در ماه شعبان روزه زیاد نمی گیرد مگر اینکه خداوند امور معیشتی اش را اصلاح میگرداند و شر دشمنش را بر طرف می نماید ، هرکس یک روز از ماه شعبان را روزه بگیرد کمترین پاداشش این است که بهشت بر او واجب میگردد.  
فضایل ماه رجب ، شعبان رمضان ؛ صفحه ۳۹
---------------------------------------------
حسن بن علی بن فضال گوید : از امام رضا (ع) شنیدم که میفرمود : هرکس در ماه شعبان هفتاد بار از خداوند طلب مغفرت نماید ، خداوند گناهانش را اگرچه به عدد ستارگان باشد می آمرزد.
فضایل ماه رجب ، شعبان رمضان ؛ صفحه ۴۰   
---------------------------------------------
حسن فضال گوید : از امام رضا (ع) درباره شب نیمه شعبان سئوال کردم ، فرمود : آن شبی است که خداوند در آن شب بندگان را از آتش جهنم آزاد میکند و گناهان را می آمُرزد. عرض کردم : آیا برای آن شب نمازی هست که ثوابش نسبت به سایر نمازهای شب های دیگر بیشتر باشد ؟ فرمود : در آن شب چیز به خصوصی نیست ولیکن اگر دوست داشتی که در آن شب عمل مستحبی را به جا بیاوری پس نماز جعفر طیار را به جا بیاور و در آن شب ذکر خداوند عزوجل ، استغفار و دعا زیاد بگو ؛ چرا که پدرم میفرمود : دعا در شب نیمه شعبان اجابت شده است.عرض کردم : مردم می گویند که آن شب شبِ اقرار است ، فرمود : آن شب شبِ قدر در ماه رمضان است.
فضایل ماه رجب ، شعبان رمضان ؛ صفحه ۴۰
---------------------------------------------
زید بن اسلم گوید :از رسول خدا (ص) از روز ماه رجب سئوال شد ، فرمود : چرا از روزه ماه شعبان غافلید؟
فضایل ماه رجب ، شعبان رمضان ؛ صفحه ۴۹
---------------------------------------------
رسول خدا (ص) فرمود : شعبان ماه من است و رمضان ماه خداست و آن بهار فقراست . خداوند قربانی کردن را قرار داد تا مساکین تان از گوشت سیر گردند پس آنها را اطعام کنید.
فضایل ماه رجب ، شعبان رمضان ؛ صفحه ۵۵
---------------------------------------------
امام صادق (ع) فرمود : پدرم دو ماه شعبان و رمضان را با روزه به هم وصل میکرد و میفرمود : روزه دو ماه پی در پی توبه ای از جانب خداوند است.
فضایل ماه رجب ، شعبان رمضان ؛ صفحه ۵۵
---------------------------------------------
امام صادق (ع) فرمود : هرکس سه روز از ماه شعبان را روزه بگیرد بهشت بر او واجب میگردد و روز قیامت رسول خدا (ص) او را شفاعت میفرماید.
فضایل ماه رجب ، شعبان رمضان ؛ صفحه ۵۶
---------------------------------------------


::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : پنجشنبه 8 خرداد 1393
یهترین عمل و ذکر درماه شعبان چیست
شعبان ماه بسیار شریفى است و منسوب به حضرت سید انبیاء صلى الله علیه و آله می‌باشد، آن حضرت این ماه را روزه می گرفتند  و به ماه رمضان‏ وصل مى‏كردند.

اعمال مشترك ماه شعبان

هر روز هفتاد مرتبه بگویید: أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ

هر روز هفتاد مرتبه بگویید: أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ الْحَیُّ الْقَیُّومُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ‏

بهترین ذکر در ماه شعبان

درروایات آمده است  كه بهترین دعاها و ذكرها در این ماه استغفار است و هر كه  در هر روز از این ماه  هفتاد مرتبه استغفار كند مثل آن است كه هفتاد هزار مرتبه  در ماههاى دیگر استغفار کرده است.

صدقه دادن

صدقه دادن در این ماه مورد تاکید منابع دینی است  هرکه در این ماه صدقه دهد اگرچه به نصف دانه خرمایى باشد حق تعالى بدن او را بر آتش جهنم حرام گرداند. از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه: از آن جناب از فضیلت روزه رجب سوال کردند .حضرت فرمود :چرا از روزه شعبان غافلید؟ راوى عرض كرد: یا ابن رسول الله كسى كه یك روز از شعبان را روزه بدارد چه ثوابی دارد؟ حضرت فرمود: به خدا قسم بهشت ثواب او است .عرض كرد یا ابن رسول الله بهترین اعمال در این ماه چیست؟حضرت فرمود: تصدق و استغفار، هر كه تصدق كند در ماه شعبان حق تعالى آن صدقه  را تربیت كند همچنان كه یكى از شما بچه شترش را تربیت مى‏كند تا آنكه در روز قیامت به صاحبش می رسد در حالتى كه به قدر كوه احد شده باشد.

در تمام این ماه هزار بار بگویید:

لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ* وَ لَا نَعْبُدُ إِلَّا إِیَّاهُ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ‏

كه ثواب بسیار دارد و عبادت هزار سال در نامه عملش بنویسند

صلوات مخصوص هنگام زوال ماه شعبان‏

در هر روز از شعبان هنگام زوال و نیز در شب نیمه آن این صلوات که از حضرت امام زین العابدین علیه السلام نقل شده را بخوانید:اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفِ الْمَلَائِكَةِ وَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ وَ أَهْلِ بَیْتِ الْوَحْیِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْفُلْكِ الْجَارِیَةِ فِی اللُّجَجِ الْغَامِرَةِ یَأْمَنُ مَنْ رَكِبَهَا وَ یَغْرَقُ مَنْ تَرَكَهَا الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مَارِقٌ وَ الْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زَاهِقٌ وَ اللَّازِمُ لَهُمْ لَاحِقٌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْكَهْفِ الْحَصِینِ وَ غِیَاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَكِینِ وَ مَلْجَإِ الْهَارِبِینَ وَ عِصْمَةِ الْمُعْتَصِمِینَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَاةً كَثِیرَةً تَكُونُ لَهُمْ رِضًى وَ لِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أَدَاءً وَ قَضَاءً بِحَوْلٍ مِنْكَ وَ قُوَّةٍ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّیِّبِینَ الْأَبْرَارِ الْأَخْیَارِ الَّذِینَ أَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ وَ فَرَضْتَ طَاعَتَهُمْ وَ وِلَایَتَهُمْ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اعْمُرْ قَلْبِی بِطَاعَتِكَ وَ لَا تُخْزِنِی بِمَعْصِیَتِكَ وَ ارْزُقْنِی مُوَاسَاةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَیْهِ مِنْ رِزْقِكَ بِمَا وَسَّعْتَ عَلَیَّ مِنْ فَضْلِكَ وَ نَشَرْتَ عَلَیَّ مِنْ عَدْلِكَ وَ أَحْیَیْتَنِی تَحْتَ ظِلِّكَ وَ هَذَا شَهْرُ نَبِیِّكَ سَیِّدِ رُسُلِكَ شَعْبَانُ الَّذِی حَفَفْتَهُ مِنْكَ بِالرَّحْمَةِ وَ الرِّضْوَانِ الَّذِی كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ [سَلَّمَ‏] یَدْأَبُ فِی صِیَامِهِ وَ قِیَامِهِ فِی لَیَالِیهِ وَ أَیَّامِهِ بُخُوعاً لَكَ فِی إِكْرَامِهِ وَ إِعْظَامِهِ إِلَى مَحَلِّ حِمَامِهِ اللَّهُمَّ فَأَعِنَّا عَلَى الِاسْتِنَانِ بِسُنَّتِهِ فِیهِ وَ نَیْلِ الشَّفَاعَةِ لَدَیْهِ اللَّهُمَّ وَ اجْعَلْهُ لِی شَفِیعاً مُشَفَّعاً وَ طَرِیقاً إِلَیْكَ مَهْیَعاً وَ اجْعَلْنِی لَهُ مُتَّبِعاً حَتَّى أَلْقَاكَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَنِّی رَاضِیاً وَ عَنْ ذُنُوبِی غَاضِیاً قَدْ أَوْجَبْتَ لِی مِنْكَ الرَّحْمَةَ وَ الرِّضْوَانَ وَ أَنْزَلْتَنِی دَارَ الْقَرَارِ وَ مَحَلَّ الْأَخْیَارِ

مناجات شعبانیه‏

این مناجات را حضرت امیر المؤمنین و ائمه  علیهم السلام است كه در ماه شعبان مى‏خواندند:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُكَ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُكَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْكَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْكَ مُسْتَكِیناً لَكَ مُتَضَرِّعاً إِلَیْكَ رَاجِیاً لِمَا لَدَیْكَ ثَوَابِی وَ تَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی وَ تَخْبُرُ حَاجَتِی وَ تَعْرِفُ ضَمِیرِی‏ وَ لَا یَخْفَى عَلَیْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبِی وَ مَثْوَایَ وَ مَا أُرِیدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِی وَ أَتَفَوَّهَ بِهِ مِنْ طَلِبَتِی وَ أَرْجُوهُ لِعَاقِبَتِی وَ قَدْ جَرَتْ مَقَادِیرُكَ عَلَیَّ یَا سَیِّدِی فِیمَا یَكُونُ مِنِّی إِلَى آخِرِ عُمْرِی مِنْ سَرِیرَتِی وَ عَلَانِیَتِی وَ بِیَدِكَ لَا بِیَدِ غَیْرِكَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضَرِّی إِلَهِی إِنْ حَرَمْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَرْزُقُنِی وَ إِنْ خَذَلْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُنِی إِلَهِی أَعُوذُ بِكَ مِنْ غَضَبِكَ وَ حُلُولِ سَخَطِكَ إِلَهِی إِنْ كُنْتُ غَیْرَ مُسْتَأْهِلٍ لِرَحْمَتِكَ فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَیَّ بِفَضْلِ سَعَتِكَ إِلَهِی كَأَنِّی بِنَفْسِی وَاقِفَةٌ بَیْنَ یَدَیْكَ وَ قَدْ أَظَلَّهَا حُسْنُ تَوَكُّلِی عَلَیْكَ فَقُلْتَ [فَفَعَلْتَ‏] مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْتَنِی بِعَفْوِكَ إِلَهِی إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَى مِنْكَ بِذَلِكَ وَ إِنْ كَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِی وَ لَمْ یُدْنِنِی [یَدْنُ‏] مِنْكَ عَمَلِی فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ إِلَیْكَ وَسِیلَتِی إِلَهِی قَدْ جُرْتُ عَلَى نَفْسِی فِی النَّظَرِ لَهَا فَلَهَا الْوَیْلُ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَهَا إِلَهِی لَمْ یَزَلْ بِرُّكَ عَلَیَّ أَیَّامَ حَیَاتِی فَلَا تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنِّی فِی مَمَاتِی إِلَهِی كَیْفَ آیَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لِی بَعْدَ مَمَاتِی وَ أَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِی [تُولِنِی‏] إِلَّا الْجَمِیلَ فِی حَیَاتِی إِلَهِی تَوَلَّ مِنْ أَمْرِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ عُدْ عَلَیَّ بِفَضْلِكَ عَلَى مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ إِلَهِی قَدْ سَتَرْتَ عَلَیَّ ذُنُوباً فِی الدُّنْیَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَى سَتْرِهَا عَلَیَّ مِنْكَ فِی الْأُخْرَى [إِلَهِی قَدْ أَحْسَنْتَ إِلَیَ‏] إِذْ لَمْ تُظْهِرْهَا لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِكَ الصَّالِحِینَ فَلَا تَفْضَحْنِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَى رُءُوسِ الْأَشْهَادِ إِلَهِی جُودُكَ بَسَطَ أَمَلِی وَ عَفْوُكَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِی إِلَهِی فَسُرَّنِی بِلِقَائِكَ یَوْمَ تَقْضِی فِیهِ بَیْنَ عِبَادِكَ إِلَهِی اعْتِذَارِی إِلَیْكَ اعْتِذَارُ مَنْ لَمْ یَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ فَاقْبَلْ عُذْرِی یَا أَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَیْهِ الْمُسِیئُونَ إِلَهِی لَا تَرُدَّ حَاجَتِی وَ لَا تُخَیِّبْ طَمَعِی وَ لَا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجَائِی وَ أَمَلِی إِلَهِی لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِی لَمْ تَهْدِنِی وَ لَوْ أَرَدْتَ فَضِیحَتِی لَمْ تُعَافِنِی إِلَهِی مَا أَظُنُّكَ تَرُدُّنِی فِی حَاجَةٍ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِی فِی طَلَبِهَا مِنْكَ إِلَهِی فَلَكَ الْحَمْدُ أَبَداً أَبَداً دَائِماً سَرْمَداً یَزِیدُ وَ لَا یَبِیدُ كَمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى إِلَهِی إِنْ أَخَذْتَنِی بِجُرْمِی أَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ وَ إِنْ أَخَذْتَنِی بِذُنُوبِی أَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ‏ وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّی أُحِبُّكَ إِلَهِی إِنْ كَانَ صَغُرَ فِی جَنْبِ طَاعَتِكَ عَمَلِی فَقَدْ كَبُرَ فِی جَنْبِ رَجَائِكَ أَمَلِی إِلَهِی كَیْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالْخَیْبَةِ مَحْرُوماً وَ قَدْ كَانَ حُسْنُ ظَنِّی بِجُودِكَ أَنْ تَقْلِبَنِی بِالنَّجَاةِ مَرْحُوماً إِلَهِی وَ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِی فِی شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ وَ أَبْلَیْتُ شَبَابِی فِی سَكْرَةِ التَّبَاعُدِ مِنْكَ إِلَهِی فَلَمْ أَسْتَیْقِظْ أَیَّامَ اغْتِرَارِی بِكَ وَ رُكُونِی إِلَى سَبِیلِ سَخَطِكَ إِلَهِی وَ أَنَا عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ قَائِمٌ بَیْنَ یَدَیْكَ مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ إِلَیْكَ إِلَهِی أَنَا عَبْدٌ أَتَنَصَّلُ إِلَیْكَ مِمَّا كُنْتُ أُوَاجِهُكَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْیَائِی مِنْ نَظَرِكَ وَ أَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَ إِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِكَ إِلَهِی لَمْ یَكُنْ لِی حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِكَ إِلَّا فِی وَقْتٍ أَیْقَظْتَنِی لِمَحَبَّتِكَ وَ كَمَا أَرَدْتَ أَنْ أَكُونَ كُنْتُ فَشَكَرْتُكَ بِإِدْخَالِی فِی كَرَمِكَ وَ لِتَطْهِیرِ قَلْبِی مِنْ أَوْسَاخِ الْغَفْلَةِ عَنْكَ إِلَهِی انْظُرْ إِلَیَّ نَظَرَ مَنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ اسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِكَ فَأَطَاعَكَ یَا قَرِیباً لَا یَبْعُدُ عَنِ الْمُغْتَرِّ بِهِ وَ یَا جَوَاداً لَا یَبْخَلُ عَمَّنْ رَجَا ثَوَابَهُ إِلَهِی هَبْ لِی قَلْباً یُدْنِیهِ مِنْكَ شَوْقُهُ وَ لِسَاناً یُرْفَعُ إِلَیْكَ صِدْقُهُ وَ نَظَراً یُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقُّهُ إِلَهِی إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ غَیْرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْ لَاذَ بِكَ غَیْرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ أَقْبَلْتَ عَلَیْهِ غَیْرُ مَمْلُوكٍ [مَمْلُولٍ‏] إِلَهِی إِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنِیرٌ وَ إِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجِیرٌ وَ قَدْ لُذْتُ بِكَ یَا إِلَهِی فَلَا تُخَیِّبْ ظَنِّی مِنْ رَحْمَتِكَ وَ لَا تَحْجُبْنِی عَنْ رَأْفَتِكَ إِلَهِی أَقِمْنِی فِی أَهْلِ وَلَایَتِكَ مُقَامَ مَنْ رَجَا الزِّیَادَةَ مِنْ مَحَبَّتِكَ إِلَهِی وَ أَلْهِمْنِی وَلَهاً بِذِكْرِكَ إِلَى ذِكْرِكَ وَ هِمَّتِی فِی رَوْحِ نَجَاحِ أَسْمَائِكَ وَ مَحَلِّ قُدْسِكَ إِلَهِی بِكَ عَلَیْكَ إِلَّا أَلْحَقْتَنِی بِمَحَلِّ أَهْلِ طَاعَتِكَ وَ الْمَثْوَى الصَّالِحِ مِنْ مَرْضَاتِكَ فَإِنِّی لَا أَقْدِرُ لِنَفْسِی دَفْعاً وَ لَا أَمْلِكُ لَهَا نَفْعاً إِلَهِی أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِیفُ الْمُذْنِبُ وَ مَمْلُوكُكَ الْمُنِیبُ [الْمَعِیبُ‏] فَلَا تَجْعَلْنِی مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَكَ وَ حَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِكَ إِلَهِی هَبْ لِی كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَیْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْكَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ إِلَهِی وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ لَاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلَالِكَ فَنَاجَیْتَهُ سِرّاً وَ عَمِلَ لَكَ جَهْراً إِلَهِی لَمْ أُسَلِّطْ عَلَى حُسْنِ ظَنِّی قُنُوطَ الْإِیَاسِ وَ لَا انْقَطَعَ رَجَائِی مِنْ جَمِیلِ كَرَمِكَ إِلَهِی إِنْ كَانَتِ الْخَطَایَا قَدْ أَسْقَطَتْنِی لَدَیْكَ فَاصْفَحْ عَنِّی بِحُسْنِ تَوَكُّلِی عَلَیْكَ إِلَهِی إِنْ حَطَّتْنِی الذُّنُوبُ مِنْ مَكَارِمِ لُطْفِكَ فَقَدْ نَبَّهَنِی الْیَقِینُ إِلَى كَرَمِ عَطْفِكَ إِلَهِی إِنْ أَنَامَتْنِی الْغَفْلَةُ عَنِ الِاسْتِعْدَادِ لِلِقَائِكَ فَقَدْ نَبَّهَتْنِی الْمَعْرِفَةُ بِكَرَمِ آلَائِكَ إِلَهِی إِنْ دَعَانِی إِلَى النَّارِ عَظِیمُ عِقَابِكَ فَقَدْ دَعَانِی إِلَى الْجَنَّةِ جَزِیلُ ثَوَابِكَ إِلَهِی فَلَكَ أَسْأَلُ وَ إِلَیْكَ أَبْتَهِلُ وَ أَرْغَبُ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَنِی مِمَّنْ یُدِیمُ ذِكْرَكَ وَ لَا یَنْقُضُ عَهْدَكَ وَ لَا یَغْفُلُ عَنْ شُكْرِكَ وَ لَا یَسْتَخِفُّ بِأَمْرِكَ إِلَهِی وَ أَلْحِقْنِی بِنُورِ عِزِّكَ الْأَبْهَجِ فَأَكُونَ لَكَ عَارِفاً وَ عَنْ سِوَاكَ مُنْحَرِفاً وَ مِنْكَ خَائِفاً مُرَاقِباً یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ* وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً كَثِیراً

این مناجات از مناجاتهاى جلیل القدر ائمة علیهم السلام است و شامل مضامین عالیه است و در هر وقت كه حضور قلبى باشد خواندن آن مناسب است.‏

میلاد امام حسین علیه السلام

روز سوم ماه شعبان روز مباركى است   و مولاى ما  امام حسین علیه السلام در این روز متولد شد .

 دعای روز سوم :

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ فِی هَذَا الْیَوْمِ الْمَوْعُودِ بِشَهَادَتِهِ قَبْلَ اسْتِهْلَالِهِ وَ وِلَادَتِهِ بَكَتْهُ السَّمَاءُ وَ مَنْ فِیهَا وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ عَلَیْهَا وَ لَمَّا یَطَأْ [یُطَأْ] لَابَتَیْهَا قَتِیلِ الْعَبْرَةِ وَ سَیِّدِ الْأُسْرَةِ الْمَمْدُودِ بِالنُّصْرَةِ یَوْمَ الْكَرَّةِ الْمُعَوَّضِ مِنْ قَتْلِهِ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ نَسْلِهِ وَ الشِّفَاءَ فِی تُرْبَتِهِ وَ الْفَوْزَ مَعَهُ فِی أَوْبَتِهِ وَ الْأَوْصِیَاءَ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قَائِمِهِمْ وَ غَیْبَتِهِ حَتَّى یُدْرِكُوا الْأَوْتَارَ وَ یَثْأَرُوا الثَّارَ وَ یُرْضُوا الْجَبَّارَ وَ یَكُونُوا خَیْرَ أَنْصَارٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِمْ مَعَ اخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ اللَّهُمَّ فَبِحَقِّهِمْ إِلَیْكَ أَتَوَسَّلُ وَ أَسْأَلُ سُؤَالَ مُقْتَرِفٍ مُعْتَرِفٍ مُسِی‏ءٍ إِلَى نَفْسِهِ مِمَّا فَرَّطَ فِی یَوْمِهِ وَ أَمْسِهِ یَسْأَلُكَ الْعِصْمَةَ إِلَى مَحَلِّ رَمْسِهِ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ وَ احْشُرْنَا فِی زُمْرَتِهِ وَ بَوِّئْنَا مَعَهُ دَارَ الْكَرَامَةِ وَ مَحَلَّ الْإِقَامَةِ اللَّهُمَّ وَ كَمَا أَكْرَمْتَنَا بِمَعْرِفَتِهِ فَأَكْرِمْنَا بِزُلْفَتِهِ وَ ارْزُقْنَا مُرَافَقَتَهُ وَ سَابِقَتَهُ وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ یُسَلِّمُ لِأَمْرِهِ وَ یُكْثِرُ الصَّلَاةَ عَلَیْهِ عِنْدَ ذِكْرِهِ وَ عَلَى جَمِیعِ أَوْصِیَائِهِ وَ أَهْلِ أَصْفِیَائِهِ الْمَمْدُودِینَ مِنْكَ بِالْعَدَدِ الِاثْنَیْ عَشَرَ النُّجُومِ الزُّهَرِ وَ الْحُجَجِ عَلَى جَمِیعِ الْبَشَرِ اللَّهُمَّ وَ هَبْ لَنَا فِی هَذَا الْیَوْمِ خَیْرَ مَوْهِبَةٍ وَ أَنْجِحْ لَنَا فِیهِ كُلَّ طَلِبَةٍ كَمَا وَهَبْتَ الْحُسَیْنَ لِمُحَمَّدٍ جَدِّهِ وَ عَاذَ فُطْرُسُ بِمَهْدِهِ فَنَحْنُ عَائِذُونَ بِقَبْرِهِ مِنْ بَعْدِهِ نَشْهَدُ تُرْبَتَهُ وَ نَنْتَظِرُ أَوْبَتَهُ آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ ‏بعد از این دعا میخوانی دعای زیر را که آن حضرت در روز عاشورا خواندند:

اللَّهُمَّ أَنْتَ مُتَعَالِی الْمَكَانِ عَظِیمُ الْجَبَرُوتِ شَدِیدُ الْمِحَالِ غَنِیٌّ عَنِ الْخَلَائِقِ عَرِیضُ الْكِبْرِیَاءِ قَادِرٌ عَلَى مَا تَشَاءُ قَرِیبُ الرَّحْمَةِ صَادِقُ الْوَعْدِ سَابِغُ النِّعْمَةِ حَسَنُ الْبَلَاءِ قَرِیبٌ إِذَا دُعِیتَ مُحِیطٌ بِمَا خَلَقْتَ قَابِلُ التَّوْبَةِ لِمَنْ تَابَ إِلَیْكَ قَادِرٌ عَلَى مَا أَرَدْتَ وَ مُدْرِكٌ مَا طَلَبْتَ وَ شَكُورٌ إِذَا شُكِرْتَ وَ ذَكُورٌ إِذَا ذُكِرْتَ أَدْعُوكَ مُحْتَاجاً وَ أَرْغَبُ إِلَیْكَ فَقِیراً وَ أَفْزَعُ إِلَیْكَ خَائِفاً وَ أَبْكِی إِلَیْكَ‏ مَكْرُوباً وَ أَسْتَعِینُ بِكَ ضَعِیفاً وَ أَتَوَكَّلُ عَلَیْكَ كَافِیاً احْكُمْ بَیْنَنَا وَ بَیْنَ قَوْمِنَا [بِالْحَقِ‏] فَإِنَّهُمْ غَرُّونَا وَ خَدَعُونَا وَ خَذَلُونَا وَ غَدَرُوا بِنَا وَ قَتَلُونَا وَ نَحْنُ عِتْرَةُ نَبِیِّكَ وَ وَلَدُ [وُلْدُ] حَبِیبِكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الَّذِی اصْطَفَیْتَهُ بِالرِّسَالَةِ وَ ائْتَمَنْتَهُ عَلَى وَحْیِكَ فَاجْعَلْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا فَرَجاً وَ مَخْرَجاً بِرَحْمَتِكَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین‏.

مفاتیح الجنان


::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : پنجشنبه 8 خرداد 1393
لیله الرغائب
لیلة الرغائب چگونه شبی است؟

لیلة الرغائب چگونه شبی است؟

"رجب"، ماه خداست؛ ماه پر بركتی است كه اعمال بسیاری برای آن ذكر شده است. باید خود را در دریای زلالش بشوییم تا پاک شویم. پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: هركس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودی خدا می شود و غضب الهی از او دور می گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته می شود.

اعمال ماه های رجب و شعبان، جهت آماده ساختن روح برای شركت در میهمانی ماه مبارك رمضان می باشد. برای درك عظمت ماه رمضان باید از قبل خود را آماده نمائیم.

پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است.

اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند. در این شب ملائك بر زمین نزول می كنند. برای این شب عملی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ذكر شده است كه فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است:

روز پنج شنبه اول آن ماه  - در صورت امكان و بلا مانع بودن -  روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به یك سلام ختم می شود و در هر ركعت یك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذكر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوحٌ قدوسٌ رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد.

پیامبر اكرم( صلی الله علیه و آله) در فضیلت این نماز می فرماید: كسی كه این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد می‌گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختی نجات یافتی.

میّت می‌پرسد تو كیستی؟ به خدا سوگند كه من صورتی زیباتر از تو ندیده‌ام و كلامی شیرین تر از كلام تو نشنیده‌ام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیده‌ام. آن زیباروی پاسخ می‌دهد: من ثواب آن نمازی هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمده‌ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افكند.

امید آن است كه در پایان این نماز با فضیلت، محتاجان به دعا را فراموش نكنید و ما را نیز از دعای خیر خود محروم ننمایید



::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393
حیا چیست

حیا چیست :

 

1.    «حیا» موهبتی الهی و امری فطری است

تذکّر اوّل؛ از مجموعه معارف ما، به خصوص مباحث کلامی، این نکته به دست می
آید که «حیا» یک امر فطری است. یعنی حیا یک موهبت و ودیعه الهی است. برای همین است که صدرالمتألهین میگوید: «و الحیاء غریزۀ انسانیّۀ» حیا غریزی است، یعنی اینکه اکتسابی نیست. ما یک امور فطری داریم که همراه با خلقت ما است، آمیخته به خلقت ما است. همانگونه که در بُعد معنوی، انسان موحد خلق شده است، «كُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ» هر انسانی که به دنیا میآید موحد است، در بعد اخلاقی هم «باحیا» خلق شده است.
ما در روایات
مان هم داریم، که «حَتَّى یَكُونَ أَبَوَاهُ یُهَوِّدَانِهِ وَ یُنَصِّرَانِهِ»  فرزند در دامن پدر و مادر که میآید، انحراف از فطرت پیدا
کند و از مسیر توحید خارج میشود.
  
من این مسأله را تنظیر کردم که بدانید انسان با حیا خلق می
ولی از وقتی که با دیگران ارتباط پیدا میکند انحراف پیدا کرده و بیحیا میشود. انحراف در روابط پدید میآیند، و الّا انسان خودش، مفطور به توحید و حیا است. فطرت اوّلیّه انسان خداجو و خداخواه است. یعنی هر انسانی که به دنیا میآید، خداوند این موهبت یعنی حیا را مثل بقیّه فطریّات، به او عطا کرده است. لذا صدر المتألهین می
گوید: «غریزۀ انسانیّۀ لا اکتسابیّۀ»                                                                                  

مابهالإمتیاز انسان نسبت به حیوانات «حیا» است

من گام به گام پیش می
روم. اصلاً مابهالامتیاز انسان، از سایر حیوانات «حیا» است. یعنی در حیوانات حیا نیست، این موهبت الهیّه در آنها نیست ولی در انسان هست؛ به همین خاطر انسان از دیگر حیوانات جدا شده است. به توحید مفضّل از امام صادق(علیهالسلام) مراجعه کنید! حضرت خطاب به مفضّل میفرماید: «انْظُرْ یَا مُفَضَّلُ إِلَى مَا خُصَّ بِهِ الْإِنْسَانُ دُونَ جَمِیعِ الْحَیَوَانِ»  ایشان خیلی صریح میگوید که آنچه غیر از بقیه حیوانات، تنها به انسان اختصاص داده شده است، چیست؟ «الحیاء» حضرت آنقدر واضح مطلب را گفتند که دیگر جای هیچ شک و شبههای در آن نماند. من بعداً به آیات میرسم که در آنجا بحثهای دیگری مطرح است.

پس این نکته اوّل بود که حیا یک امر اکتسابی مانند برخی از ملکات انسان که کسب شدنی است و به دست می
آید، نیست. گاهی انسان خودش ملکهای را تحصیل میکند و به دست می
آورد، امّا «حیا» به دست آوردنی نیست، امری خدادای است که خداوند به هر انسانی داده است.

2.    «حیا» یک امر فراگیر و همگانی است


مطلب دوم همگانی بودن حیا است. اوّل این
که حیا غریزی است یعنی فطری و موهبتی الهی است، دوم این که همگانی است. دقت کنید که من اینها را از هم جداسازی کردم. اینطور نیست که حیا را فقط به مؤمن داده باشد و کافر حیا نداشته باشد. اصلاً و ابداً چنین حرفی درست نیست. خداوند حیا را هم به مؤمن داده است و هم به کافر. خدا در فطرت و نهاد هر موجودی که ما به آن «انسان» میگوییم، حیا را قرار داده است.

من حالا یک روایت بخوانم. روایت از امام صادق(علیه
السلام) است که حضرت فرمودند که حضرت عیسی فرموده است: «فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَسَّمَ الْحَیَاءَ كَمَا قَسَّمَ الرِّزْقَ»  این روایت چه قدر زیبا است! خداوند حیا را بین انسانها تقسیم کرده، همانطور که روزی را پخش کرده است. نگاه کنید! این تشبیه، خیلی زیبا است. مگر خدا فقط به مؤمن روزی میدهد؟ او به کافر هم روزی میدهد. روزی رسان او است. در این مطلب که هیچ شبههای نیست؟ روزی را او میدهد، تو روزی را تحصیل نمیکنی، روزی را فقط او میدهد، او روزی بندگان را قسمت کرده است. دیگر صحبت این نیست که من را قبول داری یا قبول نداری؟ موحّد باشد، مشرک باشد، هرچه باشد، به همه روزی میدهد. حیا را هم به همه داده است. میخواستم این را عرض کنم که حیاء همگانی است. اینطور نیست که شما خیال کنید خدا فقط به بعضی از بندگانش حیا می
دهد.

این روایت چه بسا باز هم اشاره به این مسأله داشته باشد که حیا، امری موهبتی است؛ چون فرمود: «إنّ الله تبارک و تعالی قسَّم الحیا» «خداوند» حیا را میان بندگانش تقسیم کرد. اینها دو چیز است: یک؛ حیا امر موهبتی و الهی است و دیگر این
که همگانی است.

این
طور نیست که ما شکایت کرده و بگوییم: چه کار کنم؟! خدا به من حیا نداده است. تو الحمدلله آدم با حیایی هستی و این اشکال درس نیست که خدا به ما حیاء نداده، لذا من بیحیا هستم.  چون یکی از بزرگترین مشکلات جامعه ما همین است. بیحیایی در سه رابطه دیداری، گفتاری و کرداری
است و همین است که اهمّ مفاسد اجتماعی ما است.

3.    «حیا» پوشش نفس انسان است

مطلب سوم؛ نقش حیا در رابطه با روح و نفس انسان است. حیا چه نقشی دارد؟ این که خدا به همه ما حیا داده است برای چیست؟ ما از مجموعه آنچه که در باب حیا داریم این مسأله را در می
یابیم که حیا نقش پوششی برای نفس انسان دارد. مثل یک پوشش بر روی نفس، یعنی شهوت و غضب است. ما این مطلب را در روایات متعدده داریم؛ به خصوص از امیر المؤمنین(علیهالسلام) است که فرمودند: «مَنْ كَسَاهُ الْحَیَاءُ ثَوْبَهُ لَمْ یَرَ النَّاسُ عَیْبَهُ»  هر کس لباس حیا را به تن کند، دیگران عیوبش را نمیبینند. روایت دیگری نظیر این روایت است که حضرت در جای دیگر میفرمانید: «وَ مَنْ كَسَاهُ الْحَیَاءُ ثَوْبَهُ اخْتَفَى عَنِ الْعُیُونِ عَیْبُه‏»  هر که لباس حیا بر تن کند، عیبهایش از مردم مخفی میماند. این همان مضمون روایت قبلی است.

روایت دیگر هم از علی(علیه
السلام) است که: «أحسن ملابس الدین الحیاء»  بهترین لباسهای دین، حیا است. در روایات قبلی اصلاً بحث دین مطرح نبود، کلّی بود و راجع به همه انسانها بود. معنای این روایت را من الآن عرض میکنم. ما در جلسه گذشته گفتیم که نفس، وقتی تعادلش را از دست میدهد، خرابکاری میکند. حیا مثل یک پوشش است که روی نفس میآید و شهوت و غضب را مهار میکند. چون وقتی این قوا از تعادل خارج شود، آبرویم را میبرد و عیوب نفسانی از من بروز می
کند و ظاهر میشود.

عیوب نفسانی انسان کجا ظاهر می
مثلاً تا فلانی را عصبا نمیفهمی که چه کاره است. وقتی عصبانی شد، تازه میبینی که نعوذ بالله چه حرفهای زشتی از دهانش در میآید، و چه رذالتهایی که از او بیرون میریزد. یا اینکه تا به جایی نرسیدی که به منافع مادّی دنیایی فرد برخورد داشته باشی، خیلی با او رفیق هستی. اما همین که یک بحث مادی مطرح شد خواهی دید که چگونه برای پول و منافع خودش تو را لگدمال می کند .
کند.


4
.    «حیا» زیبایی انسانی است

چهارم؛ این که گفتیم حیا پوشش است، یعنی این لباس بر روی روح دو نقش دارد: یک نقش این است که مانع بروز و ظهور عیوب انسان می
شود، مانند این روایت که فرمود: «مَنْ كَسَاهُ الْحَیَاءُ ثَوْبَهُ لَمْ یَرَ النَّاسُ عَیْبَهُ» یا «وَ مَنْ كَسَاهُ الْحَیَاءُ ثَوْبَهُ اخْتَفَى عَنِ الْعُیُونِ عَیْبُه‏»و دیگر اینکه این پوشش، خودش زیبا است

::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : سه شنبه 26 فروردین 1393
توکل

توی هر کاری که می خواهد انجام دهد، به خدا توکل می کند ... آنچنان که گویی هیچ کس دیگری در عالم ندارد ... نه دوستی و نه آشنایی ... نه خانواده ای و اقوامی که کمکش کنند، دستش را به یاری بگیرند، اگر جایی درمانده شد، به کمکش بشتابند ... وقتی همین ها را از او می پرسم، لبخندی بر لبانش نقش می بندد و می گوید: جوان مگر نمی دانی همین دوست و آشناها، خانواده و اقوام و ... هم بخواهند کمکی به من بکنند باید خدا کمکشان کند؟ ... کمی فکر کن ... می بینم راست می گوید ... درست که دوست و آشنا و خانواده و اقوام هستند، اما نه اینکه همه شان بنده های خدا هستند؛ مگر نه اینکه خودشان محتاج کمک خدایند؛ مگر نه اینکه خدا نخواهد نمی توانند قدم از قدمی بردارند ... پس ... الهی به امید خودت و نه بنده هایت ...         

توکل تضمین الهی برای کسی است که همیشه‏ حامی و پشتیبان حق است. قرآن کریم می‏ گوید از پیمودن راه حق نترسید و به خدا توکل کنید، از نیروی باطل نترسید و به خدا توکل کنید. قرآن همه پیغمبرانی که بعد از نوح آمده‏ اند، را مثال می آورد که آنها به مردمی که با آنها مخالفت می ‏کردند و سد راه آنها می ‏شدند، می‏گفتند: «وَ ما لَنا أَلاّ نَتَوَکَّلَ عَلَی اللّهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلی ما آذَیْتُمُونا وَ عَلَی اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ»( ابراهیم: 12) ؛ «و چرا بر خدا توکل نکنیم و حال آن که ما را به راه هایمان رهبری کرده است؟ و ما بر آزاری که به ما رساندید البته صبر خواهیم کرد و اهل توکل باید تنها بر خدا توکل کنند.» این آیه در کمال صراحت، توکل را به صورت یک امر مثبت ذکر می ‏کند.

خداوند در آیه دیگری می ‏فرماید: «فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ»( آل عمران: 159 )؛ «(ای پیغمبر!) همین که عزم کردی و تصمیم‏ گرفتی، به خدا اعتماد کن و کار خود را دنبال کن.» قرآن نشستن و دست روی دست گذاشتن را نهی می کند و می‏ فرماید کار خود را بکن و به خدا توکل کن. همان اندازه که به هنگام مشورت باید، نرمش و انعطاف به خرج داد، در زمان اتخاذ تصمیم نهایى باید قاطع بود. بنابر این پس از برگزارى مشاوره و روشن شدن نتیجه مشورت، باید هر گونه تردید و دو دلى و آرای پراکنده را کنار زد و با قاطعیت تصمیم گرفت. این، آن چیزى است که در آیه فوق از آن تعبیر به عزم شده است که به آن تصمیم قاطع نیز می گویند. جمله فوق بیانگر آن است که به هنگام تصمیم نهایى باید بر خدا توکل داشت؛ یعنى در عین فراهم نمودن اسباب و وسایل عادى، استمداد از قدرت بى پایان پروردگار را فراموش نکرد.

 قرآن نشستن و دست روی دست گذاشتن را نهی می کند و می‏ فرماید کار خود را بکن و به خدا توکل کن. همان اندازه که به هنگام مشورت باید، نرمش و انعطاف به خرج داد، در زمان اتخاذ تصمیم نهایى باید قاطع بود. بنابر این پس از برگزارى مشاوره و روشن شدن نتیجه مشورت، باید هر گونه تردید و دو دلى و آرای پراکنده را کنار زد و با قاطعیت تصمیم گرفت

خداوند در آیه دیگری نیز درباره توکل می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ فَکَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنْکُمْ وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ عَلَی اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ»(مائده: 11)؛

«ای کسانی که ایمان آورده اید، نعمتی را که خداوند به شما بخشید، به یاد آورید؛ آن زمان که جمعی از دشمنان قصد داشتند به سوی شما دست دراز کنند - و شما را از میان بردارند - اما خدا دست آنان را از شما بازداشت از خدا بپرهیزید و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.» توکل بر خداوند برنامه همیشگی زندگی یک انسان باایمان است. توکل بر خدا یعنی تلاش پی گیر و مناسب و دقت و برنامه ریزی برای انجام درست هر تکلیف و وظیفه خواه در زندگی فردی یا اجتماعی در زمینه مسائلی دنیوی یا اخروی و ... از سوی انسان باایمان و واگذار کردن نتیجه آن به خداوندی که خود دستور داده است که انسان ها دست از تلاش و کوشش برندارند و پیش از هر تلاش و در کنار آن و پس از آن، خداوند متعال را ناظر و حاضر و اثربخش ببیند.

 قرآن کریم، در آیات دیگری می فرماید: «وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللّهُ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْرًا»(طلاق: 2 و 3)؛ «هر کس پرهیزکاری کند، خداوند راه خروجی برای رهایی وی از مشکلات‏ قرار می ‏دهد و از طریقی که گمان ندارد، روزیش را می ‏رساند و هر کس بر خدا اعتماد کند و کار خود به وی واگذارد، خدا برای او کفایت است. همانا خدا فرمان خویش را به نتیجه می‏رساند و آنچه را که بخواهد تخلف ندارد. راستی که خدا برای هر چیزی قدر و اندازه ‏ای معین کرده است.» در این آیه، گویی قانونی که فوق همه قوانین و حاکم بر همه آنهاست‏، بیان گردیده و آن، قانون تقوا و توکل است.

 این جمله که به خدا توکل کن، اگر بخواهند ترا بفریبند تو خدا را داری، نترس و ... همه برای این است‏ که می‏ خواهد به پیامبر بگوید اگر دشمن‏ دست صلح و سلام به سوی تو دراز کرد تو تحت تأثیر این افکار و اندیشه‏ها که نکند دروغ باشد، نکند خدعه و مکر باشد، امتناع نکن، تو نیز دست صلح‏ و سلام به سوی او دراز کن. در این نگرانی ها که برای هر کسی پیدا می‏ شود که هیچ کس نمی ‏تواند صد در صد مطمئن بشود که دشمن‏ راست می ‏گوید، تو به خدا توجه کن، به خدا اعتماد کن. «فَإِنَّ حَسْبَکَ اللّهُ»(انفال: 62)؛ «پس خدا تو را بس است.» در آیاتی دیگر چنین می فرماید: «إِذْ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دینُهُمْ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ»(همان: 46)؛ «آنگاه که منافقان و کسانی که در دل هایشان بیماری است، می گفتند: این (مسلمان)ها را دینشان مغرور کرده است و هر کس بر خدا توکل کند، به یقین خداوند شکست ناپذیر حکیم است.»

 منافقان و دورویان و بیماردلان که فقط ظاهر را می ‏بینند و عوامل معنوی را نمی ‏بینند، می ‏گفتند این بیچاره ‏ها را ببین.‏ دینشان اینها را مغرور کرده است. در جنگ بدر پیش بینی ‏ها همه این بود که مسلمین مغلوب و منکوب شده و شکست خواهند خورد. یک عده که خودشان را عاقل حساب می ‏کردند و منافق و دورو بودند، پوزخند می ‏زدند و می‏ گفتند این بیچاره ‏ها را ببینید! وعده‏ های قرآن و دینشان این ها را مغرور کرده، دیوانه ‏اند که دارند خودکشی می ‏کنند. کجا دارند می ‏روند؟! با چه عده ‏ای! با چه قدرتی! در مقابل دشمن یک لقمه ‏اند. فریب خورده‏ اند، دینشان‏ این ها را فریب داده است.

 قرآن می ‏گوید این ها نمی ‏دانند که اگر کسی با خدا باشد، تکیه‏اش به خدا باشد، چگونه عوامل الهی به نصرت او می ‏آیند و او را در هدفش تأیید می ‏کنند و قوت می ‏دهند. این ها غافل بودند که‏ «مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»؛ «هر که اتکایش به خدا باشد، خدا برای‏ او کافی است.»

 در همه کارهایت واقعا به خدا توکل کن ... وظیفه خودت را با اعتماد به خدا انجام بده، آن وقت ‏ببین چطور دست خدا به همراهت می ‏آید ... «فَإِنَّ اللّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ» ... خدا غالب و قاهر است، اگر بخواهد، هیچ قدرتی در مقابل او نیست و حکیم است و کارهایش‏ حکیمانه و بر اساس مصلحت است، بی جهت کسی را تأیید نمی ‏کند.



::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : سه شنبه 26 فروردین 1393
زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط
زندگینامه شیخ رجب علی خیاط

37661665466724722322.jpg

 

عبد صالح خدا « رجبعلی نكوگویان » مشهور به « جناب شیخ » و « شیخ رجبعلی خیاط » در سال 1262 هجری شمسی، در شهر تهران دیده به جهان گشود. پدرش « مشهدی باقر » یك كارگر ساده بود. هنگامی كه رجبعلی دوازده ساله شد پدرش از دنیا رفت و رجبعلی را كه از خواهر و برادر تنی بی بهره بود، تنها گذاشت.

از دوران كودكی شیخ بیش از این اطلاعاتی در دست نیست. اما او خود، از قول مادرش نقل می‌كند كه:
« موقعی كه تو را در شكم داشتم شبی [ پدرت غذایی را به خانه آورد] خواستم بخورم دیدم كه تو به جنب و جوش آمدی و با پا به شكمم می‌كوبی، احساس كردم كه از این غذا نباید بخورم، دست نگه داشتم و از پدرت پرسیدم....؟ پدرت گفت حقیقت این است كه این ها را بدون اجازه [از مغازه ای كه كار می‌كنم] آورده‌ام! من هم از آن غذا مصرف نكردم. »

این حكایت نشان می‌دهد كه پدر شیخ ویژگی قابل ذكری نداشته است. از جناب شیخ نقل شده است كه:« احسان و اطعام یك ولی خدا توسط پدرش موجب آن گردیده كه خداوند متعال او را از صلب این پدر خارج سازد. »
شیخ پنج پسر و چهار دختر داشت، كه یكی از دخترانش در كودكی از دنیا رفت.

خانه ی شیخ رجب علی خیاط
خانه خشتی و ساده شیخ كه از پدرش به ارث برده بود در خیابان مولوی كوچه سیاه‌ها (شهید منتظری) قرارداشت. وی تا پایان عمر در همین خانه محقر زیست.
یكی از فرزندان شیخ می‌گوید:
پس از ازدواج، دو اتاق طبقه بالای منزل را آماده كردیم و به پدرم گفتم: آقایان، افراد رده بالا به دیدن شما می‌آیند، دیدارهای خود را در این اتاق‌ها قرار دهید، فرمود:
« نه! هر كه مرا می‌خواهد بیاید این اتاق، روی خرده كهنه ها بنشیند، من احتیاج ندارم. »این اتاق، اتاق كوچكی بود كه فرش آن یك گلیم ساده و در آن یك میز كهنه خیاطی قرار داشت.

طرز لباس پوشیدن شیخ رجب علی خیاط
لباس جناب شیخ بسیار ساده و تمیز بود، نوع لباسی كه او می‌پوشید نیمه روحانی بود، چیزی شبیه لباده روحانیون بر تن می‌كرد و عرقچین بر سر می‌گذاشت و عبا بردوش می‌گرفت.
نكته قابل توجه این بود كه او حتی در لباس پوشیدن هم قصد قربت داشت، تنها یك بار كه برای خوشایند دیگران عبا بر دوش گرفت، در عالم معنا او را مورد عتاب قرار دادند. جناب شیخ خود این داستان را چنین تعریف می‌كند:
« نفس اعجوبه است، شبی دیدم حجاب ( منظور حجاب نفس و تاریکی باطنی است ) دارم و طبق معمول نمی‌توانم حضور پیدا كنم، ریشه یابی کردم با تقاضای عاجزانه متوجه شدم كه عصر روز گذشته كه یكی از اشراف تهران به دیدنم آمده بود، گفت: دوست دارم نماز مغرب و عشا را با شما به جماعت بخوانم، من برای خوشایند او هنگام نماز عبای خود را به دوش انداختم ...»!

جناب شیخ دنبال غذاهای لذیذ نبود، بیشتر وقت ها از غذاهای ساده، مثل سیب زمینی و فرنی استفاده می‌كرد. سر سفره، رو به قبله و دو زانو می‌نشست و به طور خمیده غذا میخورد، و گاهی هم بشقاب را به دست می‌گرفت همیشه غذا را با اشتهای كامل میخورد، و گاهی مقداری از غذای خود را در بشقاب یكی از دوستان كه دستش می‌رسید میگذاشت.

هنگام خوردن غذا حرف نمی‌زد و دیگران هم به احترام ایشان سكوت می‌كردند. اگر كسی او را به مهمانی دعوت می كرد با توجه، قبول یا رد می‌كرد، با این حال بیشتر وقت ها دعوت دوستان را رد نمی‌كرد.از غذای بازار پرهیز نداشت، با این حال از تأثیر خوراك در روح انسان غافل نبود و برخی دگرگونی های روحی را ناشی از غذا می دانست.

شغل شیخ رجب علی خیاط
خیاطی یكی از شغلهای پسندیده در اسلام است. لقمان حكیم این شغل را برای خود انتخاب كرده بود.جناب شیخ برای اداره زندگی خود، این شغل را انتخاب كرد و از این رو به « شیخ رجبعلی خیاط » معروف شد. جالب است بدانیم كه خانه ساده و محقر شیخ، با خصوصیاتی كه پیشتر بیان شد، كارگاه خیاطی او نیز بود.
یكی از دوستان شیخ می‌گوید: فراموش نمی‌كنم كه روزی در ایام تابستان در بازار جناب شیخ را دیدم، در حالی كه از ضعف رنگش مایل به زردی بود. قدری وسایل و ابزار خیاطی را خریداری و به سوی منزل می‌رفت، به او گفتم: آقا! قدری استراحت كنید، حال شما خوب نیست. فرمود:

«عیال و اولاد را چه كنم؟! »

در حدیث است كه رسول خدا (ص) فرمودند :
« إن الله تعالی یحب أن یری عبده تعباً فی طلب الحلال؛
خداوند دوست دارد كه بنده خود را در راه به دست آوردن روزی حلال، خسته ببیند. »شیخ در عالم سیاست نبود، اما با رژیم منفور پهلوی و سیاستمداران حاكم آن به شدت مخالف بود.یكی از فرزندان شیخ می‌گوید: در 30 تیر سال 1330 هجری شمسی وقتی شیخ وارد منزل شد، شروع كرد به گریه كردن و فرمود:

«حضرت سید الشهدا(ع) این آتش را با عبایشان خاموش كردند و جلوی این بلا را گرفتند، آن ها بنا داشتند در این روز خیلی ها را بكشند؛ آیت الله كاشانی موفق نمی‌شود ولی سیدی هست كه می‌آید و موفق می‌شود. »
پس از چندی معلوم شد که مقصود از سید دوم، امام خمینی (ره) است.

ناصردین شاه در برزخ
در رابطه با وضعیت ناصرالدین شاه قاجار در عالم برزخ، یكی از شاگردان شیخ از ایشان نقل كرد: « روح او را روز جمعه‌ای آزاد كرده بودند و شب شنبه او را با هل به جایگاه خود می‌بردند، او با گریه به مأموران التماس میكرد و میگفت:« نبرید ». هنگامی كه مرا دید به من گفت: اگر می‌دانستم جایم این جاست در دنیا خیال خوشی هم نمی‌كردم! »
ستایش از پادشاه ستمکار
جناب شیخ، دوستان و شاگردان خود را از همكاری با دولت حاكم ( پهلوی) و به خصوص از تعریف و تمجید آنان بر حذر میداشت. یكی از شاگردان شیخ از وی نقل كرده‌است كه فرمود:
« روح یكی از مقدسین را در برزخ دیدم محاكمه می‌كنند و همه كارهای ناشایسته سلطان جایر زمان او را در نامه عملش ثبت كرده و به او نسبت می‌دهند. شخص مذكور گفت: من این همه جنایت نكرده‌ام.
به او گفته شد: مگر در مقام تعریف از او نگفتی: عجب امنیتی به كشور داده‌است؟
گفت: چرا!
به او گفته شد: بنابر این تو راضی به فعل او بودی، او برای حفظ سلطنت خود به این جنایات دست زد. »

در نهج‌البلاغه آمده است كه امام علی(ع) فرمود:
« الراضی بفعل قوم كالداخل فیه معهم، و علی كل داخل فی باطل اثمان: اثم العمل به، و اثم الرضا به؛
هركه به كردار عده‌ای راضی باشد، مانند كسی است كه همراه آنان، آن كار را انجام داده باشد و هر كس به كردار باطلی دست زند او را دو گناه باشد؛ گناه انجام آن و گناه راضی بودن به آن. »

وفات شیخ رجب علی خیاط
سرانجام در روز بیست و دوم شهریور ماه سال 1340 هجری شمسی سیمرغ وجود پربرکت شیخ پس از عمری خودسازی و سازندگی از این جهان پر کشید.یكی از ارادتمندان جناب شیخ، كه شب قبل از وفات، از طریق رؤیای صادقه رحلت ملكوتی وی را پیش‌بینی كرده ‌بود، ماجرای وفات را چنین گزارش می‌كند:
شبی كه فردای آن شیخ از دنیا رفت، در خواب دیدم كه دارند در مغازه‌های سمت غربی مسجد قزوین را می‌بندند، پرسیدم: چه خبره؟ گفتند آشیخ رجبعلی خیاط از دنیا رفته. نگران از خواب بیدار شدم. ساعت سه نیمه شب بود. خواب خود را رؤیای صادقه یافتم. پس از اذان صبح، نماز خواندم و بیدرنگ به منزل آقای رادمنش رفتم، با شگفتی، از دلیل این حضور بی‌موقع سؤال كرد، جریان رؤیای خود را تعریف كردم.

ساعت پنج صبح بود و هوا گرگ و میش، به طرف منزل شیخ راه افتادیم. شیخ در را گشود، داخل شدیم و نشستیم، شیخ هم نشست و فرمود:
« كجا بودید این موقع صبح زود؟ »
من خوابم را نگفتم، قدری صحبت كردیم، شیخ به پهلو خوابید و دستش را زیر سر گذاشت و فرمود: « چیزی بگویید، شعری بخوانید! »
یكی خواند:
خوش‌تر از ایام عشق ایام نیست
صبح روز عاشقان را شام نیست
اوقات خوش آن بود كه با دوست به سر شد
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود
منبع:
aviny.com



::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : چهارشنبه 30 بهمن 1392
راهنماییها و توصیه های پزشکی

راهنماییها و توصیه های پزشکی امام رضا (ع)  

امام رضا (ع) در یک سفارش کلی درباره زمستان توصیه می کنند که باید غذاهای پر انرژی مصرف کرد. مالیدن روغن و ماساژ استخوان ها در حال استراحت با روغن های شب بو،‌ زیتون و گل سرخ به تقویت و استحکام کمک می کند. مصرف سیر نیز هفته ای یک بار مفید است. مصرف خرما گاهی با شیر و تخم مرغ مناسب است و از سستی اواخر و نیمه دوم زمستان و اوایل بهار جلوگیری می کند.
کانون آخر یا کانون دوم مطابق گاهشماری رومی تقریبا با ماه بهمن شمسی برابر است و به طور دقیق تر از 23 دی تا 23 بهمن را شامل می شود. امام رضا علیه السلام بر اساس ماههای رومی سفارش هایی را برای تعذیه و سلامت و نیز حفظ الصحه متذکر شده و خصوصیات هر ماه و تدبیر هر یک از آنها را بیان داشته اند.
امام رضا (ع) در رساله ذهبیه ضمن توصیه کلی به مأمون در باره مزاجها و زمان و مکان می فرماید: « إن قوة النفس تابعة لأمزجة الأبدان ، وان الأمزجة تابعة للهواء ، وتتغیر بحسب الهواء ، فی الأمکنة ... ». بدان که نیروی روح پیرو مزاجهای مختلف بدن است و مزاجها خود تابع هوا هستند و با تغییر هوا دچار دگرگونی می شوند و... (1)
امام رضا (ع) ضمن برشمردن خصوصیات ماهها در باره ویژگی های بدن در ماه کانون دوم یا همان بهمن ماه می فرماید: واحد وثلاثون یوماً یقوى فیه غلبة بلغم ینبغی أن یتجرع فیه الماء بالریق، وینفع الاحساء فیه مثل البقول الحارة کالکرفس ، والجرجیر ، والکراث ، وینفع فیه دخول الحمام ، والتمریخ بدن الخیری وما ناسبه ویحذر فیه الحلو ، وأکل السمک الطری واللبن ... »؛ (2)
اولین نکته ای که امام رضا (ع) به آن اشاره می کنند آن است که در این ماه بلغم زیاد می شود. بلغم همان سیستم ایمنی بدن و از جنس آب و سرد و تر است که در طب سنتی با عنوان مزاج زمستانی از آن یاد می شود. از فصل زمستان، سن کودکی و پیری، فربهی، غذاهای تر و سرد خوردن(ماهی، ماست، و...) به عنوان عوامل افزایش بلغم نام می برند. از این رو برای این ماه مصرف موادی مثل: گوشت (شتر ، گوسفند ، کبوتر ، سار ، گنجشک) ، ادویه جات (هل
دارچین زنجبیل زیره -زعفران زنیان- سیر- موسیر خردل) ، سبزیجات (کرفس نعناع ریحان جعفری ترخون مرزه) ، کلم ، مارچوبه ، نخود ، گردو هندی ، قدومه شیرازی ، کدو حلوایی ، لیمو ترش و گندم مفید است.
از جمله توصیه های امام رضا(ع) در رساله ذهبیه درباره این ماه، مصرف کمی آب گرم در صبح به صورت ناشتا است که توصیه می کنند بهتر است این آب گرم را یک مرتبه سر کشید .
سفارش دیگر امام رضا (ع) خوردن حبوبات گرم ، کرفس ، ترتیزک ، سیر ، پیاز کوهی و استحمام خوب است که همانطور که اشاره کردیم باعث کاهش بلغم می شود.
رفتن به حمام هم از این نظر که با تعریق بدن بلغم دفع می شود مورد سفارش امام رضا (ع) بوده است.
توصیه دیگر امام رضا (ع) برای این ماه ماساژ و روغن مالی بدن با استفاده از روغن های گرم مانند روغن خیری (شب بو) و روغن های مشابه است که طبیعت گرم دارند. در همین زمینه امام رضا (ع) می فرماید: ادهنوا بالبنفسج فانه بارد فی الصیف و حار فی الشتاء؛ با روغن بنفشه خود را خوشبو کنید زیرا در تابستان سرد و در زمستان گرم است.(3)
و آخرین توصیه امام رضا(ع) در رساله ذهبیه برای این ماه پرهیز از مصرف شیرینی ها، ماهی تازه و ماست است که مصرف همه اینها باعث افزایش سردی و بلغم است و مایه بیماری در بدن است. (4)


 



::
نویسنده : مهدی زنجانچیان
تاریخ : چهارشنبه 30 بهمن 1392